«دارالفنون» گهواره‌ی دانش و دانش‌‌پروری ایران و ایرانی است که در 8 دی‌ماه 1230 خورشیدی، درست سیزده روز پس از کشته شدن امیرکبیر، بنیان‌گذار آن و با باشندگی ناصرالدین‌شاه به گونه‌ای رسمی آغاز به کار کرد. مردم ايران به دارالفنون نه تنها به عنوان يك ساختمان فرهنگى كه به عنوان يك ساختمان مقدس و قابل احترام می‌نگرند زيرا اين ساختمان، بر پایه‌ی خردمندى بنياد شده و خرد موهبتی از جانب خداوند است. این یادگار در 11 شهریور 1375 خورشیدی، به شماره‌ی 1748 در سیاهه‌ی آثار ملی ایران به ثبت رسید تا خردمندان آينده نيز به خردورزى بانى آن درود فرستند و يادش را همواره گرامى دارند.
دارالفنون نام آموزشگاهی است که به ابتکار میرزا تقی خان امیرکبیر، صدراعظم ناصرالدین‌شاه، در تهران، در شمال شرقی ارگ سلطنتی ساخته شد. سالهای 1266 تا 1269 هجری قمری، سالهای پرامیدی بود برای ساختن نخستین دانشگاه ایران که قرار بود در آن علوم و فنون جدید آموزش داده شود. اين دانشگاه دستاورد تراوش مغزى دلسوز و آزاده و ابر مردى از مردان اين مرز و بوم است.
نقشه‌ی ساختمان ساده اما زیبای دارالفنون را میرزارضای مهندس كه در زمان عباس‌میرزا برای آموزش به انگلستان رفته بود كشید و محمدتقی خان، معمار باشی دولت آن را ساخت.
در آن زمان هفت معلم اتریشی، آموزش دانش آموزان را که بیشتر از خانواده‌های مهم و بانفوذ بودند، بر عهده داشتند. پیاده‌نظام، سواره‌نظام، توپ‌خانه، مهندسی، پزشکی و جراحی، داروسازی و کانی‌شناسی هفت رشته‌ای  بودد که در این مدرسه آموزش داده می‌شد. زبان فرانسه، علوم طبیعی، ریاضی، تاریخ و جغرافیا درس های مشترک همه‌ی رشته‌ها بود. پس از آن زبان انگلیسی، روسی، نقاشی و موسیقی به این درس‌ها افزوده شد. هشتاد سال پس از فعالیت و در سال ۱۳۰۸ خورشیدی (۱۳۴۸ قمری) ساختمان مدرسه به دستور اعتمادالدوله وزیر وقت معارف ویران و ساختمان کنونی با نقشه‌ی مهندسی روسی به جای آن ساخته شد.
دارالفنون به عنوان يكي از بزرگترين كانون‌هاي روشنفكري ايران در دگرگونی‌های سياسي و اجتماعي بزرگي چون نهضت تنباكو، انقلاب مشروطه و جنبش ملي شدن صنعت نفت نقش موثری داشت. بنیان‌گذاری دارالفنون زمينه‌اي شد براي ايجاد نهادهاي فرهنگي چون وزارت‌علوم و‌معارف که پس از آن، وزارتخانه‌هايي چون وزارت‌آموزش‌و‌پرورش، وزارت علوم، وزارت فرهنگ، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي و نهادهايي مانند شوراي معارف و بهزيستي بوجود آمدند. گشایش دارالفنون در جنبش مدرسه‌سازي نيز بي‌تأثير نبود. شاخه‌هاي علمي دارالفنون نمونه‌اي شد براي بنیان‌گذاری دانشكده‌هاي گوناگون مانند مدرسه‌ی علوم سياسي، مدرسه‌ی فلاحت، دانشكده‌ی علوم منقول و معقول، ادبيات و مدرسه‌ی پزشكي.
در بين دانش‌آموختگان اين مدرسه، از نخست‌وزير و وزير، نماینده‌ی مجلس و سفير گرفته تا دانشمندان و هنرمندان بزرگي در رشته‌هاي گوناگون علمي ـ هنري و مبارزان سياسي ـ اجتماعي قد برافراشتند ـ مرداني چون كمال‌الملك ـ بزرگ مرد نقاشی ایران، بديع الزمان فروزانفر ـ اديب ايراني كه هم دانش‌آموز دارالفنون بود  و هم آموزگار آن، دكتر عيسي صديق اعلم ـ وزير فرهنگ و از بنیان‌گذاران دانشكده‌ی ادبيات دانشگاه تهران، دكتر مجتبي مينوي ـ وزير فرهنگ، دكتر قاسم غني ـ سفير ايران ـ علي‌اكبر داور ـ بنیان‌گذار دادگستري نوین در ايران (از كساني كه در براندازي قاجار نقش بنیادی داشت)، دكتر ابراهيم حكيمي ـ نخست‌وزير، دكتر شيخ‌محمد احيا‌الملك ـ چشم پزشك و نماینده‌ی مجلس، اعتمادالسلطنه وزير انطباعات ناصرالدين‌شاه، خليل اعلم‌الدوله ثقفي ـ نخستين پزشك ايراني و فرنشین كل معارف، دكتر حسينعلي قزل‌اياغ ـ پزشك و نماینده‌ی مجلس، دكتر يدالله سحابي ـ زمين‌شناس و از رهبران نهضت آزادي، مهدي ملكزاده ـ نوه‌ی ملك‌المتكلمين و نويسنده‌ی تاريخ انقلاب مشروطه، نصرالله مين باشيان ـ موسيقي‌دان، عبدالله قاجار ـ عكاس و بنا‌به گفته‌اي پدر عكاسي ايران و عكاس مدرسه‌ی دارالفنون، دكتر محمود حسابي فيزيكدان، دكتر مصطفي چمران، محمد‌وحيد تنكابني فرنشین دبيرستان البرز پس از دكتر جردن، دكتر محمدعلي پرتویي فرنشین دبيرستانهاي شرف، ثروت و البرز، احسان نراقي ـ جامعه‌شناس و بسیاری اندیشمندان و چهره‌های برجسته‌ی دیگر.
اما دارالفنونی که روزگاری از جنب‌و‌جوش دانش‌آموزانش به شوق می‌آمد و نفس می‌کشید با این که 160 سال از ساخت آن،‌ 82 سال از بازسازی و 11 سال از آغاز بازسازی دوباره و دگرگونی کاربری آن سپری شده، نه تنها با وعده‌ای که داده شده به موزه‌ی آموزش‌و‌پرورش گشایش نیافته نه بازسازی آن نیز به جایی رسیده است.
دارالفنون ـ این کهن‌ترین مدرسه‌ی ایران، با 6 هزار و 108 متر زیربنا و 32 کلاس درس، تنها ساختمانی از آجر و ملات و سقف نيست كه مانند دیگر یادگارهای گذشتگان، با گذر زمان و فرسايشهاى طبيعى و بارش باران و تابش آفتاب، فرسوده و ویران شود و شادابی و تازگى خود را از دست دهد و رنگ ببازد. دارالفنون نمادى از كاخ بلند نظم و ترتيب و قانونمندى ايران در افق ذهن هر ايرانى است و هيچ باد و باران و آفتابى را یارای آسيب رسانى به آن نيست. دارالفنون نه فقط خانه‌ی فن‌ها و تخصص‌ها كه خانه‌ی انديشه و انديشيدن است. ميرزا تقى‌خان اميركبير دارالفنون را با آرمان تربيت نيروى متخصص بومى براى اداره‌ی كشور بنیاد نهاد. بنیاد نهاد تا ایران ایرانی بماند و سرافراز.