همه از خداییم

خبر فوت مجتبی برایمان سخت بود، خیلی سخت، آنقدر که برایتان بگویم کسانی که دور آ دور گوشه ای از صفات آن عزیز را شنیده بود غمگین شد و با خانواده آن عزیز هم دردی کرد. جا دارد در این دنیای مجازی از تک تک کسانی که تا روز هفتم ایشان را یاری و ابراز هم دردی نمودند سپاسگذاری کنم و انشاالله دیگر شاهد اینگونه اخبار نباشیم . روحش شاد .

هشتم اردیبهشت سالروز شهادت شهید خلبان علی اکبر شیرودی

به مناسبت سالروز شهادت شهید خلبان علی اکبر شیرودی

شهید شیرودی ؛ مالک اشتر جبهه ها
صاحبنظران جنگ های هوایی شهید شیرودی را « نامدارترین خلبان جهان» نامیده اند . وی هنگام هجوم به دشمن با هلیکوپتر به صورت مایل شیرجه می رفت و دشمن را زیر رگبار گلوله می گرفت و مثل جت جنگنده فانتوم مانور می داد.

به گزارش خبرگزاری مهر، شهید علی اکبر شیرودی در دیماه 1334 در روستای بالاشیرود تنکابن در استان مازندران چشم به جهان گشود . پدر این شهید بزرگوار در مورد خوابی که پیش از بدنیا آمدن علی اکبر دیده می گوید :" پیش از تولد علی اکبر در خواب دیدم که بر فراز بام خانه، ستاره درخشانی است که چشمها را خیره می کند به طوری که اهالی از اطراف برای تماشای آن می آمدند. علی اکبر که متولد شد، درشت تر از نوزادان دیگر بود و اعجاب اقوام و همسایگان را بر انگیخت".

هنگامی که شهید شیرودی طفلی بیش نبود پدرش تحت تأثیر خوابی که دیده بود در تعلیم قرآن به فرزند همت گمارد. در دوران دبستان نیز نه تنها از نظر جسمی جثه ای درشت داشت بلکه از نظر هوش و استعداد از بسیاری از همسالان خود گوی سبقت را ربوده بود. بعد از اتمام دوره ابتدایی و کسب رتبه شاگرد اولی، به دلیل نبود دبیرستان در روستای بالاشیرود در دبیرستان شیرود در شش کیلومتری محل سکونتش ادامه تحصیل داد. وی که از مشکلات مالی خانواده مطلع بود از طریق کارگری و کشاورزی به پدرش کمک می کرد.

در دوران جوانی همچنان از لحاظ ایمان، اخلاق و تحصیل سرآمد جوانان آن منطقه بود. معلم تعلیمات دینی وی در خصوص ویژگی های اخلاقی علی اکبر می گوید : "اخلاق اسلامی و رفتار جوانمردانه  او نشانه هایی از خصوصیات جوانی میرزا کوچک خان را مجسم می کرد."

شهید علی اکبر قربان شیرودی در سال آخر دبیرستان جهت یافتن کار به تهران آمد و در کنار کار به ادامه تحصیل پرداخت. در سال 1350 با افکار و مبارزات امام خمینی (ره) آشنا شد و شروع به مطالعه معارف و کتابهای ادیان مختلف همچنین کتب فلسفی و سیاسی از جمله نوشته های شهید مطهری کرد.

 

شهید شیرودی، در سال1351 وارد دوره مقدماتی خلبانی شد و پس از مدتی برای گذراندن دوره کامل به پادگان هوا نیروز اصفهان منتقل شد. با اتمام دوره خلبان هلیکوپتر کبری به این موضوع پی برد که نفوذ آمریکایی ها در ارتش و فرهنگ کشور بیش از آن است که تصور می شد. وی پس از پایان دوره خلبانی به عنوان خلبان به استخدام ارتش در آمد و به پادگان هوانیروز کرمانشاه منتقل شد. در این ایام با شهید احمد کشوری، از خلبانان مؤمن که از همشهریانش نیز بود آشنا شد.

این شهید بزرگوار در دوران مبارزات انقلاب اعلامیه های حضرت امام خمینی(ره) را در کرمانشاه پخش می کرد و در آستانه پیروزی انقلاب همراه با حجت الاسلام آل طاهر مسئولیت حفاظت از کرمانشاه به خصوص رادیو و تلویزیون و ادارات مهم دولتی را بر عهده گرفت. در غائله کردستان داوطلبانه به این منطقه شتافت و در مقابل گروه های ضد انقلاب به مبارزه پرداخت. در همین دوره و در سن 24 سالگی به دلیل فداکاری های کم نظیر و تحرکات فوق العاده اش به عنوان فرمانده خلبانان هوانیروز انتخاب شد.

شهید شیرودی در حماسه پاوه نیز نقش تعیین کننده ای در آزادسازی شهر ایفا کرد به طوری هاشمی رفسنجانی به نشانه سپاسگزاری از وی گفت : "شیرودی حق بزرگی در این کشور دارد." شهید چمران در خصوص رشادت های شهید شیرودی در غائله کردستان و پاوه می گوید: "هنگام هجوم به دشمن با هلیکوپتر به صورت مایل شیرجه می رفت و دشمن را زیر رگبار گلوله می گرفت و مثل جت جنگنده فانتوم مانور می داد. او با آن وحشتی که در دل دشمن ایجاد می کرد، بزرگترین ضربات را به آنها می زد".همرزمان این شهید بزرگوار در خصوص شخصیت والای خلبان شیرودی می گویند: روزی در تعقیب ضد انقلاب وقتی خواست راکتی شلیک کند متوجه حضور بچه ای در آن حوالی شد، برگشت و ابتدا با بال هلیکوپتر بچه را ترساند و از آنجا راند و بعد برگشت و حمله کرد.

شهید شیرودی پس از سه سال مبارزه با ضد انقلاب در غرب کشور به اصرار روحانیون و همرزبان پاسدارش در 20 شهریور 1359 به مدت یک ماه به مرخصی رفت، اما بیش از 10 روز در تنکابن نماند، چراکه با شنیدن حمله عراق به جنوب ایران به منطقه بازگشت. در آن چند روز نیز با اینکه منافقان و ضد انقلاب در تعقیب او بودند، وی بدون محافظ و تنها با یک قبضه کلت کمری که از حجت الاسلام حاج احمد خمینی هدیه گرفته بود در تنکابن تردد می کرد و اغلب اوقات با لباس کار به میان روستاییان می رفت و در کشتزارها به سالخوردگان کمک می کرد.

با شروع جنگ تحمیلی در 31 شهریور ماه سال 1359 به منطقه کرمانشاه رفت. وی هنگامی که شنید بنی صدر دستور داده پادگان تخلیه و انبار مهمات منهدم شود از دستور سرپیچی کرد و به  دو خلبانی که با او همفکر بودند گفت : "ما می مانیم و با همین دو هلیکوپتری که در اختیار داریم مهمات دشمن را می کوبیم و مسئولیت تمرد را می پذیریم". در طول 12 ساعت پرواز بی نهایت حساس و خطرناک، این شهید به عنوان تنها موشک انداز پیشاپیش دو خلبان دیگر به قلب دشمن یورش برد. شجاعت و ابتکار عمل این شهید نه تنها در سراسر کشور، بلکه در تمام خبرگزاری های مهم جهان منعکس شد. بنی صدر برای حفظ ظاهر دو هفته بعد به او ارتقاء درجه داد، اما خلبان شیرودی درجه تشویقی را نپذیرفت و تنها خواسته اش این بود که کارشکنی های  بنی صدر و بی تفاوتی برخی از فرماندهان را به عرض امام (ره) برساند. در همان ایام به دستور فرماندهی هوانیروز چند درجه تشویقی گرفت و از ستوانیار سوم خلبان به درجه سروانی ارتقاء یافت، اما طی نامه ای به فرمانده هوانیروز کرمانشاه در 9  مهر 1359 چنین نوشت:" اینجانب خلبان پایگاه هوانیروز کرمانشاه می باشم و تا کنون برای احیای اسلام و حفظ مملکت اسلامی در کلیه جنگ ها شرکت نموده اند، منظوری جز پیروزی اسلام نداشته ام و به دستور رهبر عزیزم به جنگ رفته ام. لذا تقاضا دارم درجه تشویقی که به اینجانب داده اند، پس گرفته و مرا به درجه ستوانیار سومی که بوده ام، برگردانید".

شهید شیرودی در عملیاتهای پروازی خود تلفات سنگینی را به نیروها و تجهیزات دشمن در نقاط استراتژیکی غرب کشور وارد کرد. در 13 دی ماه 1359 وقتی خیانت های آشکار بنی صدر را دید به افشاگری پرداخت و از شنوندگان سخنانش خواست با ایمان و اسلحه و چنگ و دندان از میهن اسلامی دفاع کنند. در همین ایام شهید علی اکبر شیرودی را به خاطر باز پس گیری ارتفاعات بازی دراز بازداشت تنبیهی کردند و در واکنش به این مساله روحانیون متعهد و اعضای سپاه کرمانشاه مراتب ناراحتی خود را در اسرع وقت به اطلاع اعضای شورایعالی دفاع از جمله آیت الله خامنه ای و حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی رساندند و حکم بازداشت وی در 6 دی ماه سال 1359 منتفی شد.

وی در مصاحبه ای که در مجله پیام انقلاب منتشر شد، علت زنده مانده اش را پس از چند هزار مأموریت هوایی و انجام بالاترین پروازهای جنگی در دنیا و نجات یافتن از 360 خطر مرگ مشیت و عنایت الهی عنوان می کند.

او به دلیل لیاقت و شجاعت ظرف هفت ماه از درجه ستوانیاری به درجه سروانی ارتقاء یافت. شهیدعلی اکبر شیرودی از شهادت خود آگاه بود، چنان که به یکی از روحانیون متعهد کرمانشاه گفته بود: " شهید احمد کشوری را در خواب دیدم که به من گفت شیرودی یک عمارت خیلی خوبی برایت گرفته ام و باید بیایی و در این عمارت بنشینی".

آخرین عملیات پروازی خلبان شیرودی در بازی دراز صورت گرفت. عراق لشکری زرهی با 250 تانک و با پشتیبانی توپخانه و خمپاره انداز و چند فروند جنگنده روسی و فرانسوی، برای بازپس گیری ارتفاعات «بازی دراز» به سوی سر پل ذهاب گسیل می کند. 

خلبان یاراحمد آرش که به همراه شهید شیرودی در این عملیات پروازی شرکت داشت، درمورد چگونگی شهادت این خلبان دلاور چنین می گوید: " بارها او را در صحنه جنگ دیده بودم که خود را با هلیکوپتر به قلب دشمن زده و حتی هنگام پرواز مسلسل به دست می گرفت. درآخرین نبرد هم جانانه جنگید و بعد از آنکه چهارمین تانک دشمن را زدیم، ناگهان گلوله یکی از تانک های عراقی به هلیکوپتر اصابت کرد و در همان حال شیرودی که مجروح شده بود با مسلسل به همان تانک شلیلک کرده و آن را منهدم نمود و خود نیز به شهادت رسید."

جنازه شهید شیرودی پس از تشیع باشکوه در روستای شیرود تنکابن به خاک سپرده می شود. از شهید شیرودی دو فرزند به نام عادله و ابوذر که در هنگام شهادت پدر 4ساله و یک ساله بودند به یادگار مانده است.

پس از شهادت سروان خلبان علی اکبر شیرودی در تاریخ 8 اردیبهشت 1360،  شخصیت های مملکتی نسبت به شخصیت والا و سلوک اخلاقی وی اظهارات مختلفی نموده اند از جمله حضرت آیت الله خامنه ای از وی به عنوان اولین نظامی که در نماز به او اقتدار کرده است، یاد می کند و او را مکتبی، مومن و جنگنده در راه خدا توصیف می کنند. حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی در مورد وی می گوید: " من در قیافه شیرودی مالک اشتر را دیدم." همچنین شهید دکتر مصطفی چمران، وزیر دفاع وقت او را « ستاره درخشان جنگ های کردستان» نامیده است. صاحب نظران جنگ های هوایی او را « نامدارترین خلبان جهان» نامیده اند؛ چنان که شهید تیمسار فلاحی، رئیس ستاد مشترک ارتش در باره وی می گوید: "ناجی غرب و فاتح گردنه ها و ارتفاعات آریا، بازی دراز، میمک، دشت ذهاب و پادگان ابوذر بود. او غیر ممکن ها را ممکن ساخت. کسی بود که وقتی خبر شهادتش را به امام (ره) دادم، امام در مورد وی فرمود:" او آمرزیده است"

بوی بهار

نرم نرمک

می رسد اینک بهار

خوش به حال روزگار

تپش نبض بهار و شکوفه های فروردین در تلاقی رود و درخت بهانه ای برای مهرورزی و زیبایی است، آنجا که هر نفسی آمیخته با عطر ملکوتی خداوندگار زیبایی و عشق است. بهار، بهانه نیست، حریم دوست داشتن خصایل نیکوی انسانی است.

عید سعید باستانی را پیشاپیش به شما خوانندگان و همشهریان عزیز بافقی تبریک می گویم.

حسن ابراهیمی بسابی

شهید محمد جواد رایگان


به نام کردگار بی همتا

نام: محمد جواد

نام خانوادگی: رایگان

نام پدر: حسین

میلاد: 1/6/1341 بافق

پرواز: 11/8/1361 پل چم هندی

سن: 20 سال

شهید رایگان در خانواده ای مذهبی پا به گیتی نهاد. دوران کودکی را در کنار خانواده گذراند در نوجوانی برای یاری رساندن به بهبود وضع اقتصادی خانواده به کارگری مشغول گشت. از همان دوران روحیه مذهبی  خویش را تحکیم بخشید. با اوج گیری نهضت انقلاب در فعالیت های سیاسی حضور یافت و آغاز این راه از مسجد جامع بافق بود. با شروع جنگ ایران و عراق در بسیج بافق آموزش نظامی را گذراند چهار بار به جبهه رفت تا اینکه در عملیات محرم در منطقه دهلران به دیدار دادار یگانه شتافت. یادش گرامی

شهید علی اکبر دهستانی

به نام خدای گلگون کفنان

 

نام: علی اکبر

نام خانوادگی: دهستانی

نام پدر: غلامرضا

ولادت: 19/10/1347 بافق

پرواز: 25/7/1363 کوشک

سن: 16 سال

شهید دهستانی در خانواده ای مذهبی به دنیا آمد. دوران کودکی را در کانون گرم خانواده گذراند تحصیلات خود را تا دوره راهنمایی سپری کرد او فردی اجتماعی و پرتلا ش بود و با اوج گیری نهضت انقلاب در تظاهرات شرکت نمود. وی به عضویت بسیج در آمد و با شروع جنگ تحمیلی به صف رزمندگان پیوست و در چند عملیات شرکت کرد. سرانجام در پاتک کوشک بر اثر  اصابت ترکش  به شهادت رسید روانش شاد و یادش همیشه با ما

 

صفحه نخست      وب سایت های شهرستان       وبلاگ های شهرستان     فهرست مطالب      موضوعات     تماس با ما

 

 

» چرا دعا های ما مستجب نمی شود
نوشته شده در یکم اسفند 1390 در قصردوستی ( کوشک بافق )

» مطلبی قابل توجه از بافق فردا اگر توجه شود
نوشته شده در یکم اسفند 1390 در در عصر من بافق

» نمونه سوال فیزیک4
نوشته شده در یکم اسفند 1390 در گروه آموزشی فیزیک متوسطه بافق

» دو وبلاگ شخصی جدید از همشهریان بافقی
نوشته شده در یکم اسفند 1390 در در عصر من بافق

» نکته
نوشته شده در یکم اسفند 1390 در شکرآباد روستای من

» اطلاعیه
نوشته شده در سی ام بهمن 1390 در ۩۞۩انجمن وبلاگ نویسان۩۞۩

» همایش فضای مجازی(سایبری)
نوشته شده در سی ام بهمن 1390 در ۩۞۩انجمن وبلاگ نویسان۩۞۩

» چکار کنیم کودک‌ مان زود‌تر زبان باز کند؟!
نوشته شده در سی ام بهمن 1390 در بانوان کویر

» به این میگن شوهرِ مُـطـیـع!!!
نوشته شده در سی ام بهمن 1390 در ۩۞۩انجمن وبلاگ نویسان۩۞۩

» خروس چینی تخم می گذارد (کاریکاتور)
نوشته شده در سی ام بهمن 1390 در ۩۞۩انجمن وبلاگ نویسان۩۞۩

» هشت درمان برای خشکی و ترک لب
نوشته شده در سی ام بهمن 1390 در بانوان کویر

» 5 ادویه ای هندی که می‌توانید هر روز در آشپزی استفاده کنید!
نوشته شده در سی ام بهمن 1390 در بانوان کویر

» میهمانان به اصطلاح فرهنگی نظم و امنیت بافق را به هم زدند
نوشته شده در سی ام بهمن 1390 در ۩۞۩انجمن وبلاگ نویسان۩۞۩

» قابل توجه دانشجویانی که درس آبیای عمومی را اخذ نموده اند
نوشته شده در سی ام بهمن 1390 در طبیعت بافق

» جمع آوری آب در مناطق خشک
نوشته شده در سی ام بهمن 1390 در طبیعت بافق

» داستان کوتاه (کریم)
نوشته شده در سی ام بهمن 1390 در شکرآباد روستای من

» ویرایش داوطلبان کنکور سراسری 91
نوشته شده در سی ام بهمن 1390 در نمایندگی گزینه دو شهرستان بافق

» حوزه های آزمون 19 اسفند 90
نوشته شده در سی ام بهمن 1390 در نمایندگی گزینه دو شهرستان بافق

» نمایشگاه
نوشته شده در سی ام بهمن 1390 در حوزه علمیه الزهرا’بافق

» مسابقه بهترین قلم
نوشته شده در سی ام بهمن 1390 در حوزه علمیه الزهرا’بافق

» نمایشگاه حجاب مهد شکوفه های نور
نوشته شده در بیست و نهم بهمن 1390 در حوزه علمیه الزهرا’بافق

» برگزاری مسابقه کتابخوانی
نوشته شده در بیست و نهم بهمن 1390 در حوزه علمیه الزهرا’بافق

» زیارت امامزاده عبدالله و غبار روبی از گلزار شهدا 8 سال دفاع مقدس
نوشته شده در بیست و نهم بهمن 1390 در حوزه علمیه الزهرا’بافق

» محفل انس با قرآن کریم
نوشته شده در بیست و نهم بهمن 1390 در حوزه علمیه الزهرا’بافق

» درمان های خانگی اسهال، کمردرد، بوی بد بدن
نوشته شده در بیست و نهم بهمن 1390 در ۩۞۩انجمن وبلاگ نویسان۩۞۩

» رابطه بین پیشرفت تحصیلی و IQ
نوشته شده در بیست و نهم بهمن 1390 در ۩۞۩انجمن وبلاگ نویسان۩۞۩

» داستانک : پاسخ پروفسور حسابی
نوشته شده در بیست و نهم بهمن 1390 در ۩۞۩انجمن وبلاگ نویسان۩۞۩

» مادران مضطرب دخترزا مي‌شوند!
نوشته شده در بیست و نهم بهمن 1390 در بانوان کویر

» طرز تهیه ترشی پوست لیمو ترش
نوشته شده در بیست و نهم بهمن 1390 در بانوان کویر

» پرستار بچه باید این جوری باشه
نوشته شده در بیست و نهم بهمن 1390 در بانوان کویر

» داستان حسنک،کبری، پتروس، ریزعلی، کوکب، چوپان دروغگو در قرن 21
نوشته شده در بیست و نهم بهمن 1390 در ۩۞۩انجمن وبلاگ نویسان۩۞۩

» احادیث و سخنان طلایی
نوشته شده در بیست و نهم بهمن 1390 در ۩۞۩انجمن وبلاگ نویسان۩۞۩

» فهرست حذفیات منابع سؤالات آزمون سراسری 91
نوشته شده در بیست و نهم بهمن 1390 در نمایندگی گزینه دو شهرستان بافق

» ثبت نام
نوشته شده در بیست و نهم بهمن 1390 در نمایندگی گزینه دو شهرستان بافق

» مشاهده نتایج آزمون 90/11/28
نوشته شده در بیست و نهم بهمن 1390 در نمایندگی گزینه دو شهرستان بافق

» آیا میدانید؟؟
نوشته شده در بیست و نهم بهمن 1390 در مبارکه بافق

» نمایشگاه عکس
نوشته شده در بیست و نهم بهمن 1390 در آهن شهر

» آموزنده ...
نوشته شده در بیست و نهم بهمن 1390 در شکرآباد روستای من

» هاشم بافقی-پای صندوق رای
نوشته شده در بیست و نهم بهمن 1390 در دیدبان بافق

» مشارکت حداکثری امت اسلامی در انتخابات ، دشمن شکن است !
نوشته شده در بیست و هشتم بهمن 1390 در ... قلم توتم من است

» بازگشت
نوشته شده در بیست و هشتم بهمن 1390 در مبارکه بافق

» تصاویری از زشت ترین دختران هند
نوشته شده در بیست و هشتم بهمن 1390 در بانوان کویر

» يك تكنيك جالب زردچوبه‌اي براي نرمي و شفافيت پوست
نوشته شده در بیست و هشتم بهمن 1390 در بانوان کویر

» آیا شما موهایتان را درست می شوئید؟
نوشته شده در بیست و هشتم بهمن 1390 در بانوان کویر

» ازاضافه وزن تاتناسب اندام زنان
نوشته شده در بیست و هشتم بهمن 1390 در بانوان کویر

ادامه نوشته

شهید محمد رضا پورسلطانی

به نام خدای گلگون کفنان

نام: محمد رضا

نام خانوادگی: پورسلطانی

نام پدر: حسین

میلاد: 10/8/1346 بافق

پرواز: 23/12/1363 شرق دجله

سن: 22 سال و 4 ماه

شهید بزرگوار فعالیت های انقلابی و فرهنگی خود را از مسجدجامع بافق آغاز نمود. وی به عضویت بسیج سپاه در آمد و برای آرمانهای انقلاب شبانه روز به نگهبانی و خدمت مشغول بود. همیشه نماز خود را به جماعت و در مسجد جامع  می خواند. احترام زیادی به پدر و مادر خود می گذاشت به تلاوت قرآن و خواندن نماز اول وقت تأکید بسزایی داشت. خالصانه در مراسم عزاداری خدمت می کرد. شور و اشتیاق به جبهه های نبرد و دفاع از آرمانهایش او را واداشت عازم جنگ شود. پس از چند ماه مبارزه عاشقانه در شرق دجله مفقود الاثر شد و پیکر پاکش پس از سالها به زادگاهش باز گشت. روانش شاد  

شهید محمد رضا پورسلطانی

به نام خدای کلگون کفنان

نام: محمد رضا

نام خانوادگی : پورسلطانی

نام پدر: محمد

میلاد: 13/8/1331 بافق

پرواز: 3/3/61 خرمشهر

سن : 30 سال و 5 ماه

شهید محمد رضا پورسلطانی در دوران کودکی قرآن را فراگرفت. وی جوانی پاکدامن و درست کردار بود. در کارهای خانه پدرو مادر را یاری می رساند. در سال 1353 پس از گذراندن دوره هشت ماهه در کلاس سوزن بانی به استخدام راه آهن در آمد. درس خواندن را در دوره شبانه ادامه داد. در دوران انقلاب همدوش مردم در راهپیمایی ها شرکت می کرد. از سوی ناحیه جنوب شرقی به انجمن اسلامی راه آهن بافق وارد شد. با آغاز جنگ پس از یک دوره آموزش نظامی در یزد به جبهه مریوان رفت و پس از چند بار رفتن به جنگ در عملیات بیت المقدس به دیدار خدا رفت. یادش گرامی و راهش پر رهرو باد

شهید محمد برزگری

به نام خدای گلگون کفنان

 

نام: محمد

نام خانوادگی: برزگری

نام پدر: یدالله

دانشجوی سال سوم دندانپزشکی

میلاد: 15/2/1344 بافق

پرواز: 2/1/1365 فاو

شهید بزرگوار برزگری دوران کودکی را در کانون گرم خانواده سپری کرد . از 5 سالگی وارد مکتب خانه شد تا قرآن بیاموزد. او جوانی باهوش و بافراست بود. در دوران پرالتهاب انقلاب مدرسه راهنمایی را می گذراند در آن زمان دوشادوش مردم و همگام با آنها بود. در پایگاه حر به کارهای فرهنگی می پرداخت و تابستانها در کار کشاورزی پدر را یاری می نمود. برای ادامه درس در کوره آجرپزی کار می کرد تا مخارج خود را پرداخت نماید چون علاوه بر تحصیل و کار در کلاس شنا، کشتی، و تیراندازی شرکت می کرد. با شروع جنگ تحمیلی سال سوم تجربی بود وی با پشتکار زیاد توانست در رشته دندانپزشکی اصفهان پذیرفته شود. در دوران دانشجویی چندین بار عازم میدان نبرد شد و سرانجام پس از شرکت در عملیات والفجر 8 به شهادت رسید.

یاد و نامش همیشه زنده و پاینده 

شهید عباس حسنی نژاد

به نام خدای گلگون کفنان

 

نام: عباس

نام خانوادگی: حسنی نژاد

نام پدر: حاجی

میلاد: 1/9/1345بافق

پرواز: 11/8/1361عین خوش

سن: 16 سال

شهید بزرگوار در شهرستان بافق به دنیا آمد. پس از سپری کردن دوران کودکی در کانون گرم خانواده برای دانش اندوزی راهی مدرسه شد. دوران ابتدایی را در دبستان طالقانی گذراند سپس به پیشه بنایی رو آورد. او احترام فراوانی به پدر ومادر خود می گذاشت ودر کارها به آنها یاری می رساند. آن بزرگ مرد کارهای فرهنگی بسیاری در شهر انجام می داد و در این راه تلاش بسیاری از خود نشان می داد.

با آغاز جنگ ایران و عراق وارد بسیج شد و راهی جبهه گردید. با وجود سن کم پدر و مادر اجازه رفتن به او نمی دادند ولی در برابر پافشاری او نتوانستند مقاومت کنند و رضایت دادند. او در عملیات رمضان شرکت کرد و سرانجام در منطقه عین خوش به دیدار خدا رفت.

او همیشه می گفت بهترین راه، راه خداست پوینده این راه باشید- یادو نامش گرامی

سایت بافق فردا

 سایت بافق فردا

شهید حبیب الله افضلی

شهید حبیب الله افضلی

نام پدر :علی اکبر

تحصیلات: مقطع ابتدایی

تاریخ تولد:5/3/1337

محل تولد:جزستان

تاریخ شهادت:23/9/1366

محل شهادت :فاو

 

زندگی نامه

هنوز عطر شمیم عاشقی در کوچه پس کوچه های هویزه به مشام می رسد

شهید حبیب الله افضلی جزستانی به کشاورزی و دامداری اشتغال داشت.

در دوران انقلاب در راهپیماییها علیه رژیم شاه حضور داشت.زندگی در روستا ازاو مردی ساخته بود که با تمام مشکلات بتواند دست و پنجه نرم کند . به خاطر اعتقادات ولای مذهبی همیشه برای نماز اول وقت در مساجد حضور می یافت .او پیوسته از یاد فقیران و مستمندان غافل نمی ماند .این شهید بزرگوار

به امر معروف ونهی از منکرتوجه خاصی داشت و به اگاه نمودن مردم نسبت به مسائل دین می پرداخت .

عشق و علاقه فراوان وی به جبهه سبب شد که او پس از صدور فرمان امام (ره)رهسپار جبهه های نبرد گردد و به مبارزه بپردازد . سر انجام در منطقه فاو به عنوان تک تیر انداز حضور یافت و در این منطقه بر اثر اصابت ترکش به پهلو به شهادت رسید.

 

شهید محمد تفکری

به نام خدای گلگون کفنان

نام: محمد

نام خانوادگی: تفکری

نام پدر: علی

میلاد: 3/3/1324بافق

پرواز: 23/4/1361 شلمچه

سن: 37 سال

سردار سرافراز شهید بزرگوار محمد تفکری در بافق دیده به جهان گشود از چهار سالگی گرد یتیمی بر پیشانیش نشست و سختی زندگی بدون پدر را حس کرد. از کودکی حس بزرگی داشت. در جوانی برای یافتن کار راهی تهران شد مدتی راننده تاکسی بود یکسال نیز در وزارت راه و ترابری خدمت نمود. در سال 1348 ازدواج نمود چون جو آن زمان شهر تهران را نمی پسندید آن جا را رها کرد و به زادگاه خویش بازگشت شرکت سنگ آهن را برای ادامه کار انتخاب نمود. در دوران انقلاب برای انجام فعالیتهای خود به یزد و تهران می رفت. او در جریان یکی از تظاهراتها دستگیر و بعد از شکنجه و آزار بسیار آزاد گردید. پس از پیروزی انقلاب به خدمت سپاه در آمد و در کردستان دلاوریهای بسیاری از خود نشان داد و فرمانده گردان امام حسین شد. این فرمانده شجاع برای شناسایی دشمن تا قلب بصره پیش رفت و سرانجام در حمله صاحب الزمان در فتح بصره در شب بیست و دوم رمضان با انفجار مین به دیدار دادار یکتا رهسپار شد. یادش گرامی

شهید عبدالحسین ابوالحسنی

به نام خدای گلگون کفنان

نام: عبدالحسین

نام خانوادگی: ابوالحسنی

نام پدر: علی

میلاد: 3/3/1346 بافق

پرواز: 19/3/1363 جبهه جنوب

فرزند: 1 پسر

سن: 17 سال

شهید بزرگوار ابوالحسنی تا پایان دوره ابتدایی در روستای باقرآباد به تحصیل پرداخت. رفتار و کردار نیک او زبانزد عام و خاص بود. با اوج گیری انقلاب فعالیت سیاسی و انقلابی او آغاز گردید. وی همراه با شهید اصغر حبیبیان به پخش اعلامیه و مصاحبه های امام می پرداخت. وی خیلی زود ازدواج کرد و یادگاری از خود بر جای نهاد. دوره سربازی را در سپاه گذراند که همزمان بود با آغاز جنگ تحمیلی دو سالی که در سپاه خدمت می کرد 8 بار به جبهه رفت تا اینکه در منطقه جنوب به دیدار پروردگارش شتافت. روانش شاد باد

شهید حاج سید محمد ابراهیمی بافقی

به نام خدای گلگون کفنان

 

 نام: حاج سید محمد

نام خانوادگی: ابراهیمی بافقی

نام پدر: سید ابوالقاسم

میلاد: 1/1/1334

پرواز: 1/11/1359مریوان

سن: 25 سال و 10 ماه

شهید حاج سید محمد ابراهیمی از اوان کودکی آرام و خوش اخلاق بود. پس از پایان دوره ابتدایی برای فراگیری خیاطی به یزد رفت و پس از گذشت چند ماه به بافق بازگشت. وی به شهر خود علاقه فراوانی داشت و دوری از آن را تاب نمی آورد. زمانی که انقلاب به اوج خود رسید در کنار مردم قرار گرفت و هنگامی که مردم می خواستند حزب رستاخیز بافق را به آتش بکشند نخستین کسی بود که در ساختمان را شکست و با یاری دوستانش عکسها و اسناد را بیرون آورد و آتش زد. وی فردی خودنگرم و اجتماعی بود. با حمله حزب بعث عراق به مرزهای ایران نشستن را جایز ندانست و باز راهی یزد شد و اینبار برای فراگیری فنون نظامی. از راه بسیج روانه مریوان شد تا جانانه از وطنش دفاع کند او تاب دیدن متجاوزین را نداشت تا اینکه به خواست یزدان دز یکی از عملیاتهای رزمی به در منطقه مریوان به دست کومله ها به شهادت رسید و نام و یادش سرلوحه افتخار مردم دیارش شد نام و یادش جاودانه

توبه نامه یک شهید /عکس


جواد عنایتی ، یك بسیجی از اهالی كاشان ، در بهار سال 1363 هجری شمسی ، تصمیم می گیرد به فرمان الهی در سوره تحریم عمل كند و این تصمیم خود را این گونه مكتوب می كند: این جانب جواد عنایتی در روز یكشنبه ، تاریخ 9/2/63 در ساعت 5/5 بعد از ظهر توبه كردم و از این تاریخ به بعد هرگز دنبال گناه نمی روم
توبه نامه یک شهید /عکس

درباره آیه 8 سوره تحریم تفاسیر و بحث های زیادی وجود دارد.در این مجال كوتاه ، تنها یكی از كاربردی ترین روش های عمل به این دستور الهی و نتیجه آن را به حضورتان تقدیم می كنیم. جواد عنایتی ، از اهالی كاشان ،تصمیم می گیرد به فرمان الهی در سوره تحریم، عمل كند :

بسیاری از ما ، این فرمایش  خداوند عالمیان در سوره تحریم ، آیه 8 را شنیده و خوانده ایم كه :

« یا أیُّهَا الذِّینَ آمَنُوا تُوبُوا إلی اللهِ تَوبَةً نَصُوحاً عَسی رَبُّکُمْ أنْ یُکَفِّرَ عَنکُم سَیِّئاتِکُم وَ یُدخِلَکُم جَنَّاتٍ تَجری مِن تَحتِها الأنهارُ»

ای کسانی که ایمان آورده اید! توبه کنید، توبه ای خالص، امید است [با این کار] پروردگارتان گناهانتان را ببخشد و شما را در باغهایی از بهشت که نهرها از زیر درختانش جاری است، وارد کند.»

پیرامون این آیه بحث ها و روایات تاریخی و كلامی زیادی وجود دارد كه برای اطلاع از آن ها می توانید به كتب تفسیر و منابع فقهی مراجعه كنید. در این مجال كوتاه ، تنها یكی از كاربردی ترین روش های عمل به این دستور الهی و نتیجه آن را به حضورتان تقدیم می كنیم. باشد كه در دل های سیاه ما غرق شده گان در گرداب عادات سخیف انسانی كارگر افتد:

جواد عنایتی ، یك بسیجی از اهالی كاشان ، در بهار سال 1363 هجری شمسی ، تصمیم می گیرد به فرمان الهی در سوره تحریم عمل كند و این تصمیم خود را این گونه مكتوب می كند:

این جانب جواد عنایتی در روز یكشنبه ، تاریخ 9/2/63 در ساعت 5/5 بعد از ظهر توبه كردم و از این تاریخ به بعد هرگز دنبال گناه نمی روم.

سردار شهید جواد عنایتی به همراه تعدادی دیگر از نیروهای ارزشمند واحد اطلاعات عملیات لشکر 14 حضرت امام حسین علیه السلام در تاریخ 21 دی ماه 1365 و در سومین روز از عملیات کربلای پنج در منطقه شلمچه مورد بمباران شیمیائی ارتش عراق قرار گرفتند .

سردار شهید جواد عنایتی به همراه تعدادی دیگر از نیروهای ارزشمند واحد اطلاعات عملیات لشکر 14 حضرت امام حسین علیه السلام در تاریخ 21 دی ماه 1365 و در سومین روز از عملیات کربلای پنج در منطقه شلمچه مورد بمباران شیمیائی ارتش عراق قرار گرفتند

این شهید بزرگوار که بر اثر این حمله شیمیائی به شدت آسیب دیده بود از منطقه به اهواز و سپس به بیمارستان فیاض بخش تهران منتقل می گردد ولی به دلیل شدت جراحات وارده و پس از 6 روز تحمل دردناک عوارض شیمیائی در تاریخ 27/10/65 به درجه رفیع شهادت نائل می آید .

اگر از طرف خانواده محترم این شهید بزرگوار اجازه می داشتم ، تصاویر پیکر پاک این سردار بزرگ را می آوردم تا ببینیم این سرافرازان برای اعتلای دین و این آب و خاک چگونه و با چه شکلی به شهادت رسیده اند ؟ آن سردار رعنا و خوش سیما کجا و این پیکر نحیف و تاول زده کجا . درود بر غیرت و همت شان و سلام بر ایمان و پایمردی شان .

وصیتنامه شهید جواد عنایتی

بسم الرب الشهداء و الصدیقین

وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاء عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ آل عمران/169

گمان نکنید آنان که در راه خدا کشته می‌شوند جزء مردگانند بلکه زنده‌اند و در نزد پروردگارشان روزی می خورند.

ملتی که شهادت برای او سعادت است پیروز است. امام خمینی(ره)

اینجانب جواد عنایتی وظیفه شرعی خود دانستم این وصیت‌نامه را بنویسم.

به نام خدا و با درود بر رهبر مستضعفان جهان اسلام امام خمینی و با درود و سلام بر تمامی شهیدان راه اسلام که تنها برای زنده نگاه داشتن دین مبین اسلام بر علیه ظلم قیام کردند قبل از هر چیز از خدا می‌خواهم که گناهان مرا ببخشد و مرا در زمره یاران خود قرار بدهد چرا که جز او کس دیگری نیست که صاحب اختیار این عالم باشد.

یکی از ویژگی‌های انقلاب اسلامی ایران نقش حساس شهادت در پیروزی آن است و این همان بعدی است که تاکنون برای ابر قدرتها و دشمنان انقلاب ما مجهول مانده و آنان با جهان بینی مادی خود برای همیشه از شناخت واقعیت جهات معنوی آن عاجزند. شهادت میراث ائمه اطهار (ع) و اولیاء خداست که به امت مسلمان رسید و برای انسان مرحله‌ای از فوز و کمال وجود دارد که بدون شهادت امکان رسیدن به آن نیست.

شهادت انسان را به اعلای ملکوتی می‌رساند و چقدر شهادت در راه خدا زیباست. خدایا شهادتم را در راه اسلام و قرآن که خاری در چشم دشمنان است بپذیر. چرا که شهادت تزریق خون است به پیکر اجتماع و وظیفه هر فرد مسلمان است که در مقابل تجاوزات دشمنان بیگانه از دین و میهنش دفاع کرده و از آنجائی که بنده خود را یک فرد شیعه و مسلمان یافتم دفاع از اسلام و میهن عزیز را وظیفه شرعی دانستم و به سوی جبهه های جنگ آمدم تا دست تمام غارتگران شرق و غرب را از این مملکت اسلامی کوتاه کنم.

آگاه باشید که اگر بنا نبود ما حکومت نه شرقی نه غربی را در جامعه پیاده کنیم هرگز حاضر نبودیم ذره‌ای از پیکرمان را در راهش قربانی کنیم. اگر بنا نبود نظام جهوری اسلامی را در اقصی نقاط جهان پیاده نمائیم هرگز حاضر نبودیم از عزیزترین هستی خویش یعنی جان، درگذریم

و قاتلو فی سبیل الله الذین یقاتلونکم و لا تعتدوا

کارزار کنید در راه خدا با آنان که کارزار می‌کنند با شما و [لکن ستمکار نباشید].

امت قهرمان ،قافله سالار سرخ حسینیان در حرکت است. بیدار باشید و با گوش جان بانگ جلیل قافله یا نوای مظلومانه هل من ناصر ینصرنی حسین (ع) را بشنوید و به آن لبیک گویید. آگاه باشید اینک زمانی است که برای حیات معنوی انقلاب خون رنگمان و استمرارش نیاز مبرم به اهدای جوانان دارد. احتیاج به خون عزیزان دارد.

آگاه باشید که اگر بنا نبود ما حکومت نه شرقی نه غربی را در جامعه پیاده کنیم هرگز حاضر نبودیم ذره‌ای از پیکرمان را در راهش قربانی کنیم. اگر بنا نبود نظام جهوری اسلامی را در اقصی نقاط جهان پیاده نمائیم هرگز حاضر نبودیم از عزیزترین هستی خویش یعنی جان، درگذریم.

سردار شهید جواد عنایتی

ما با کشته شدن خود حقانیت نظام جمهوری اسلامی را به جهانیان ثابت می‌کنیم  و تا زنده ایم دست از ایده و آرمان بر حقمان بر نمی داریم و سراپا گوش به فرمایشات پیامبرگونه امام عزیزتر از جانمان خمینی کبیر هستیم.  ای ملت آماده در صحنه! بر شماست که [فرمان های] جانبخش امام عزیز را تبعیت کنید. بدانید که نظام جمهوری اسلامی به وجود امام بت شکن افتخار می کند. هوشیار و آگاه باشیدکه سعادت و خوشبختی امروز در گرو تبعیت و پیروی از دستورات این ثلاله پاک رسول خدا (ص) و حضرت زهرا (س) و فردا تبعیت از رهبری آینده است.

بر شماست که به این شعار گرم و دلنشین که : پیام خون شهداء – اطاعات از […] جامه عمل بپوشانید که اطیعو الله…

وصیتم به پدرم و مادرم اینکه امیدوارم که برای از دست دادن من غصه نخورید که شهادت حد نهایی تکامل انسان است و خود را برای جهاد در راه خدا مهیا سازید. امروز روز پیروزی مستضعفین و مستکبرین است. پدر و مادر و خواهرانم در هر کجا که هستید این انقلاب و امام را تنها نگذارید و نگذارید که دشمنان اسلام به این انقلاب ضربه‌ای وارد کنند که همه از وجود مبارک امام امت خمینی کبیر است.

وصیتم به برادرم این است که راه من را ادامه بده و به تحصیلات خود ادامه بده چون ایران احتیاج به شما جوانان دارد تا از زیر یوغ این ابر قدرتها رهایی یابد و بدان که راه خدا بهترین و برترین راه هاست. پوینده و کوشنده باش

وصیتم به مادرم: مادرم چون کوه باش و چون کوه استقامت کن و از یاد خدا غافل مباش. در راه دین بکوش که هر چه بکوشی باز کم است.وصیتم به خواهرانم که زینب گونه پیام شهیدان راه خدا را به گوش [دیگران] برسانید و زینب گونه راه شهیدان را ادامه دهید.

وصیتم به دوستانم این است که راه شهیدان را ادامه بدهید و خون شهید را [پایمال] نکنید.

 

شهید میرزا محمود شریعتمداری بافقی

به نام خدای گلگون کفنان

شریعتمداری

نام: میرزا محمود

نام خانوادگی: شریعتمداری بافقی

نام پدر: محمد حسن

میلاد: 1/2/1342

دانشجوی سال دوم

پرواز: 20/10/ 1365شلمچه

سن: 23 سال و 8 ماه

میرزا محمود در خانواده ای مذهبی و پایبند به دین و شریعت دیده به جهان گشود. وی فردی با استعداد باهوش، دلسوز و مهربان بود. درس خواندن را در بافق آغاز نمود با ورود به دبیرستان رشته ریاضی را انتخاب کرد اما چون آن زمان در شهر ما این رشته نبود به یزد رفت. پس از پایان دبیرستان وارد دانشگاه خواجه نصیرالدین تهران شد تا درس را در رشته مهندسی عمران ادامه دهد. وی یکسال در دادگاه امور صنفی تهران فعالیت کرد. پس از مدتی به بافق بازگشت و وارد سپاه شد تا بهتر به کشور و مردمش خدمت کند. همزمان با آغاز جنگ از طریق سپاه برای فراگیری آموزش نظامی به کرمان رفت و پس از آن عازم جبهه شد. پس از فداکاری و رشادتهای قابل تأمل سرانجام در عملیات کربلای 5 در شلمچه به سوی پروردگار پرواز کرد.

گوشه ای از سفارشهای آن بزرگوار : همواره یارو یاور مظلومان و ستمدیدگان باشید. دفاع از کشور بالاتر از کلاس و درس و مدرسه است. دست از اسلام بر ندارید و دچار انحراف نشوید که این کار فجایع بزرگی به بار می آورد.

 

پویایی و اقتدار نظام مرهون خون شهداست

جانشین دفتر شورای نگهبان یزد:
پویایی و اقتدار نظام مرهون خون شهداست

خبرگزاری فارس: جانشین دفتر شورای نگهبان یزد گفت: شادابی، پویایی و اقتدار انقلاب اسلامی مرهون خون هزاران شهید گلگون کفن است که به پای این نهال ارزشمند ریخته شده است.

خبرگزاری فارس: پویایی و اقتدار نظام مرهون خون شهداست

به گزارش خبرگزاری فارس از بافق، احمد هژبری ظهر امروز در یادواره 48 شهید دانش‌آموز شهرستان بافق در دبیرستان شاهد شهید رجائی این شهرستان با گرامیداشت یاد و خاطره شهدای هشت سال دفاع مقدس به ویژه شهدای دانش‌آموز اظهار داشت: شادابی، پویایی و اقتدار انقلاب اسلامی مرهون خون هزاران شهید گلگون کفن است که به پای این نهال ارزشمند ریخته شده است.
جانشین دفتر شورای نگهبان یزد با اشاره به اخلاص و اخلاق شهدا در جبهه‌ها یادآور شد: اگر در سیره و منش شهدا و رزمندگان دوران دفاع مقدس تحقیق کنیم، به این نتیجه می‌رسیم که در بین آنها اخلاص در عمل و اخلاق نیکو شاخص مهم بوده و آنها به مقام قرب الهی دست یافته‌اند و شهادت نصیب آنها شده است.
وی با اشاره به دوران کنونی و موج فتنه‌ها گفت: اگر بخواهیم در برابر توطئه دشمنان در امان بمانیم، باید در راه شهدا قدم برداشته و مطیع امر ولایت باشیم که اینها باعث حفظ نظام و کشور از گزند توطئه‌هاست.
هژبری با بیان اینکه دشمنان طی 31 سال گذشته به شکل‌های مختلف برای تضعیف انقلاب و ارزش‌های اسلام و انقلاب، توطئه‌های مختلفی را انجام دادند، بیان کرد: خوشبختانه همه این توطئه‌ها به حول و قوه الهی، وحدت مردم و نقش ولایت‌فقیه، یکی پس از دیگری نقش بر آب شد.
وی تصریح کرد: مهم‌ترین رکن نظام اسلامی اصل مترقی ولایت‌فقیه است و باید برای استمرار اهداف نظام اسلامی در راستای تحقق منویات رهبر فرزانه انقلاب بکوشیم.
به گزارش فارس، برگزاری نمایشگاه عکس و آثار شهدا از برنامه‌های جنبی این مراسم بود.
چند نفر از دانش‌آموزان شرکت‌کننده در این مراسم در گفتگویی با خبرنگار فارس از مقام شهید و شهادت و چگونگی تداوم راه آنان گفتند.
در این گفتگو همگی تاکید داشتند درس خواندن و تلاش در سنگر علم و معرفت و اطاعت از مقام معظم رهبری مهم‌ترین پیام شهیدان به آنان است.
فرمانده ناحیه مقاومت بسیج بافق نیز در حاشیه این مراسم به خبرنگار فارس گفت: هدف از اجرای این یادواره‌ها تجلیل و تکریم شهدا، خانواده معظم آنان و ترویج فرهنگ ایثار و شهادت در میان دانش‌آموزان است.
بمانعلی باقیان با بیان اینکه از ابتدای امسال 12یادواره شهدا در سطح شهرستان بافق برگزار شده است، افزود: تا پایان سال جاری شش یادواره دیگر در سطح شهرستان برگزار خواهد شد.
انتهای پیام/م20

شهید محمد رضا ناظمی تاریخ شهادت 4 ابان 1362

بسم الله ارحمن ارحیم

 

شهید:   محمد رضاناظمی

نام پدر : غلامحسین

تحصیلات:دیپلم

تاریخ تولد:۱۰/۰۷/۱۳۴۱

محل تولد:بافق

تاریخ شهادت:۰۴/۰۸/۱۳۶۲

محل شهادت: بانه

ای عروج آسمانی  من شکوهت را بر ارابه شکسته واژه هایم به اهتراز می نشانم

زندگینامه:

شهید محمد رضا ناظمی نارگانی یکی دیگر از دلاور مردان این سرزمین است.وی در کانون خانواده ای با صفا و مذهبی پا به عرصه وجود نهاد در پنج سالگی وارد مکتب خانه شد و با قرآن و قواعد آن اشنا گردید . در تحصیلات خود بسیار کوشا و فعال بود. او به عضویت شورای محل در آمد و از طریق این شورا به خانوادهای بی بضاعت کمک می کرد.

ناظمی بسیار خوش اخلاق بود و همیشه سعی داشت نمازش رابه جماعت بخواند.

با آغاز جنگ تحمیلی اولین بار به عنوان نیروی کمکی بسیجیان و رزمندگان دلاورُعازم جبهه ها شد.

مدت چهل روز در جبهه های ایثار جهاد و فنون جنگی را فرا گرفت وبرای مرتبه سوم راهی خط مقدم شد و پس از شرکت در عملیات والفجر ۴در منطقه بانه کردستان به شهادت رسید.

کلام نیکوی شهی محمد رضا ناظمی:

اگر من در راه خدای باری تعالی به فیض شهادت نائل امدم برای من عزا و ماتم نگیرید و از هیچ کس تسلیت نخواهید بلکه بگویید به شما تبریک عرض کنند چون من زندگی نوینی را آغاز کردم.

شهید مرتضی زینلی

تصاویر زیباسازی نایت اسکین

شهید مرتضی زینلی فرزند رضا به تاریخ6/1/1345، در خانواده ای متدین و مذهبی در شهرستان بافق دیده به جهان گشود.وی ضمن اینکه به مدرسه می رفت برای کمک به مخارج خانواده ، تابستانها کار می کرد. شهید زینلی با مساجدو مجالس مذهبی انس داشته و نماز جماعتش ترک نمی شد،او باکمک دوستانش،قبل از پیروزی انقلاب،بارها برای راه اندازی تظاهرات،مدرسه رابه تعطیلی می کشید،ودر پخش اعلامیه های انقلابی مشارکت داشت و به همین دلیل مامورین شهربانی،چندین بار به او تذکر داده بودند.شهید زینلی درسن شانزده سالگی پدربزرگوارش را از دست داد.بعد از پیروزی انقلاب اسلامی،برای حضور در جبهه اسلام درناآرامیهای کردستان،یک دوره آموزش نظامی را گذراند و به مدت چهار ماه راهی کردستان شد.شهید زینلی پس از فعالیت برای تشکیل پایگاههای مقاومت شهر،راهی مناطق جنگی شد که در عملیات رمضان مجروح شد.وی 15 دفعه به جبهه رفت و در عملیاتهای والفجر مقدماتی، والفجر 2 و 3،قدس 5،والفجر8،بدرو... شرکت کرد.او در تیر ماه 65 به منطقه فاو رفت،اما به عنوان معاونت سمینار مالک اشترتهران،عازم تهران شد،پس از آن بهمراه یاران شهیدش،به اهواز برگشت،تادرخط مقدم جبهه حضور پیداکندکه در بین راه گلوله توپ دشمن،به خودرو آنها اثابت کردو چند نفر شهیدو مجروح شدندو شهید زینلی ازناحیه نخاع آسیب شدیدی دیدکه دربیمارستان شیراز،تحت عمل جراحی قرار گرفت،مرتضی زینلی پانزده روز بعد از عمل،در روز سوم مرداد 1365،به فیض عظیم شهادت نائل شد. روحش شاد و یادش گرامی باد ...