هولوکاست 9 میلیون ایرانی به دست بریتانیای کبیر + تصاویر





 

نقل قول:
آیا می دانید هولوکاست واقعی در ایران رخ داده است؟از قحطی بزرگ در ایران چه می دانید؟ آیا می دانید مابین سالهای 1917 تا 1919 بیش از 40 درصد جمعیت ایران جان خود را از دست دادند؟ برای آشنایی با چگونگی هولوکاست 9 میلیون ایرانی با طراحی بریتانیا، با گزارش ویژه مشرق همراه شوید.
گروه گزارش های ویژه مشرق؛ طی سال های 1917 تا 1919 ایران با وجود اعلام بی طرفی در جنگ جهانی اول، بیشترین آسیب را از این جنگ ویرانگر دید و در حدود نیمی از جمعیت کشور قربانی مطامع کشورهای بزرگ و استعمارگر آن دوران شدند. اسناد این قتل عام قریب به 10 میلیون نفری همچنان در ردیف اسناد طبقه بندی شده و سری انگلستان قرار دارد و این کشور هنوز هم از انتشار آن ها ممانعت می کند. گزارش زیر با توجه به کتاب "قحطی بزرگ" نوشته دکتر محمد قلی مجد نوشته شده است که یکی از منابع انگشت شمار موجود درباره هولوکاست 9 میلیون نفری ایرانیان بوده و با استناد به اظهارات شاهدان و برخی اسناد تاریخی در دسترس نوشته شده است. عکس های مربوط به تلفات قحطی برگرفته از کتاب دکتر مجد و دیگر منابع تاریخی است.

با کشته شدن ولیعهد اتریش در سال 1914 جرقه جنگ جهانی اول زده شد. کشورهای روسیه، فرانسه و بریتانیا تحت عنوان "دول متفق" و کشورهای اتریش و آلمان به عنوان "دول محور" آغاز شد و سپس عثمانی، ایتالیا و ژاپن نیز با پیوستن به این گروه، میدان جنگ را به آسیا و خاورمیانه نیز گسترش دادند.

در زمان آغاز جنگ جهانی اول، وضعیت داخلی ایران بسیار متزلزل بود. اوضاع آشفته و نابسامان اقتصادی و سیاسی و مداخله بدون حد و مرز قدرتهای خارجی، ایران را تا آستانه یک دولت ورشکسته پیش برد. هشت روز پس از تاجگذاری احمدشاه قاجار، جنگ جهانی اول آغاز شد و مستوفی الممالک نخست وزیر ایران رسما موضع بی طرفانه ایران را به دول متخاصم اعلام نمود.

ورود نیروهای متفقین - روس و انگلیس - به ایران
دولت عثمانی نیز با بهانه تراشی در مورد حضور نیروهای روس در آذربایجان، از مرزهای شمال غرب نیروهای خود را وارد کشور کرده و توقف نقض بی طرفی را به خروج روسیه از آذربایجان موکول کرد.قواي روس در شهرهاي آذربايجان، اردبيل، قزوين و انزلي، حضور داشتند و بخشهايي از جنوب كشور از جمله بوشهر و بندر لنگه نيز در اشغال نيروي انگليس بود.
همچنین واحدهايي از سربازان انگليسي به همراه نیروهای هندي تحت امر خود از بحرين وارد آبادان شدند و اين شهر را اشغال كردند. عمده ‏ترين توجيه ورود اين نيروي نظامي، ضرورت محافظت از تأسيسات استخراج نفت در منطقه خوزستان بود.

با انقلاب اکتبر 1917 روسیه، نیروهای روس از ایران خارج شدند و انگلیس برنامه ریزی خود برای پر کردن جای این نیروها را با بزرگ نمایی خطر آلمان ها و عثمانی آغاز کرد و بدین ترتیب انگلیسی ها از سال 1917 ایران را تحت اشغال خود درآوردند.
به گزارش مشرق، حكومت مركزي صرف نظر از معضلات سياسي، با بحرانهاي متعددی در ابعاد اقتصادي نیز مواجه بود و به دلايل گوناگون از جمله : دخالت بيگانگان، درگيريهاي سياسي جناحهاي حاكم، بي لياقتي و فساد جمعي از دولتمردان، فقر و محروميت توده ‏هاي مردم که به طرز اعجاب‏ انگيري رو به گسترش بود، اوضاع نابسامان موجود را پيچيده تر كرده بود.

اجساد گرسنگان در گوشه و کنار کوچه و بازار هیزم وار بر روی هم انباشته شده بود
در همین زمان قحطی در ایران بیداد می کرد و همه روزه کودکان، زنان و سالمندان بسیاری را به کام مرگ می کشاند. نیروهای اشغالگر انگلیس تمامی منابع و تولیدات کشاورزی را برای گذران نیاز نظامیان در جنگ خود، خریداری کرده و احتکار می کردند. عجیب تر اینکه ارتش بریتانیا مانع از واردات مواد غذایی از بین النهرین و هند و حتی از آمریکا به ایران شد.

سربازان انگلیسی علاوه بر این بدلیل عدم رعایت بهداشت موجب شیوع بیماری هایی نظیر آنفولانزا و وبا در ایران شدند که بدلیل قحطی و عدم توانایی مردم برای مقاومت در برابر بیماری ها، مبتلایان جان خود را از دست می دادند.

جعفر شهری نویسنده و شاهد این قحطی بزرگ می نویسد: "در همين قحطي نيز بود كه نيمي از جمعيت پايتخت از گرسنگي تلف شده، اجساد گرسنگان در گوشه و كنار كوچه و بازار هيزم‏ وار بر روي هم انباشته شده، كفن و دفن آنها ميسر نمي‏گرديد و قيمت گندم از خرواري 4 تومان به 400 تومان و جو از من 2 تومان به 200 تومان رسيده، هنوز دارندگان و محتكران آنها حاضر به فروش نمي‏شدند."

میرزا خلیل خان ثقفی - پزشک دربار - در خاطرات خود از اوضاع حاکم بر تهران می گوید که نشان دهنده عمق فاجعه در پایتخت است:
"از يكي از گذرگاه هاي تهران عبور مي‏كردم. به بازارچه‏ اي رسيدم كه در آنجا دكان دمپخت‌پزي بود. رو به روي آن دكان، دو نفر زن پشت به ديوار ايستاده بودند. يكي از آنها پيرزني بود صغيرالجثه و ديگري زني جوان و بلندقامت. پيرزن كه صورتش باز بود و كاسه گليني در دست داشت، گريه‏ كنان گفت : اي آقا، به من و اين دختر بدبختم رحم كنيد؛ يك چارك از اين دمپخت خريده و به ما بدهيد، مدتي است كه هيچ كدام غذا نخورده‏ ايم و نزديك است از گرسنگي هلاك شويم.
گفتم : قيمت يك چارك دمپخت چقدر است تا هر قدر پولش شد، بدهم خودتان بخريد. گفتند: نه آقا، شما بخريد و به ما بدهيد چون ما زن هستيم، فروشنده ممكن است دمپخت را كم كشيده و ما متضرر شویم. يك چارك دمپخت خريده و در كاسه آنها ريختم. همان جا مشغول خوردن شدند و به طوري سريع اين كار را انجام دادند كه من هنوز فكر خود را درباره وضع آنها تمام نكرده بودم، ديدم كه دمپخت را تمام كردند. گفتم: اگر سير نشده‏ ايد يك چارك ديگر برايتان بخرم، گفتند : آري بخريد و مرحمت كنيد، خداوند به شما اجر خير بدهد و سايه‏ تان را از سر اهل و عيالتان كم نكند.


قحطی بزرگ در ایران مردم را به مردار خواری وا داشته بود
از آنجا گذشتم و رسيدم به گذرِ تقي خان. در گذر تقي خان يك دكان شيربرنج فروشي بود. در روي بساط يك مجموعه بزرگ شيربرنج بود كه تقريباَ ثلثي از آن فروخته شد و يك كاسه شيره با بشقابهاي خالي و چند عدد قاشق نيز در روي بساط گذاشته بودند. من از وسط كوچه رو به بالا حركت مي‏كردم و نزديك بود به دكان برسم كه ناگهان در طرف مقابلم چشمم به دختري افتاد كه در كنار ديواري ايستاده و چشم به من دوخته بود.
دفعتاَ نگاهش از سوي من برگشت و به بساط شيربرنج فروشي افتاد. آن دختر، شش، هفت سال بيشتر نداشت. لباسها و چادرش پاره پاره بود و چشمان و ابروانش سياه و با وصف آن اندام لاغر و چهره زرد كه تقريباَ به رنگ كاه درآمده بود بسيار خوشگل و زيبا بود. همين كه نگاهش به شيربرنج افتاد لرزشي بسيار شديد در تمام اندامش پديدار گشت و دستهاي خود را به حال التماس به جانب من و دكان شيربرنج فروشي كه هر دو در يك امتداد قرار گرفته بوديم دراز كرد و خواست اشاره ‏كنان چيزي بگويد اما قوت و طاقتش تمام شد و در حالي كه صداي نامفهومي شبيه به ناله از سينه ‏اش بيرون آمده، به روي زمين افتاد و ضعف كرد.
من فوراَ به صاحب دكان دستور دادم كه يك بشقاب شيربرنج كه رويش شيره هم ريخته بود آورده و چند قاشقي به آن دختر خورانديم. پس از اينكه اندكي حالش به جا آمد و توانست حرف بزند. گفت : ديگر نمي‏خورم، باقي اين شيربرنج را بدهيد ببرم براي مادرم تا او بخورد و مثل پدرم از گرسنگي نميرد.»
This image has been resized. Click this bar to view the full image. The original image is sized 787x529 and weights 91KB.

نیروهای انگلیس تمام محصولات کشاورزی را با قیمت بالا از کشاورزان می خریدند و برای سربازان خود احتکار می کردند

محمد قلی مجد در کتاب "قحطی بزرگ" خود می نویسد: بر اثر چنین فاجعه عظیمی بود که جامعه ایرانی به شدت فروپاشید و استعمار بریتانیا توانست به سادگی حکومت دست نشانده خود را در قالب کودتای 1299 بر ایران تحمیل کند. مجد چنین نتیجه میگیرد: «هیچ تردیدی نیست که انگلیسیها از قحطی و نسل کشی به عنوان وسیله ای برای سلطه بر ایران استفاده میکردند.

احمدشاه بزرگترین محتکر غلات در زمان قحطی بود

بدتر از هر مصیبت دیگر، مشاركت شاه و جمعي از حواريون او در احتكار مايحتاج عمومي است كه نشان از بي مايگي و بي اعتنايي به تنگدستي مردم به روزگار اشغال كشورش از سوي اجانب دارد. در اين برهه ميرزا حسن خان مستوفي‏ الممالك با جديت و تلاش فراوان، به رغم درگير شدن با عوامل آشكار و نهان انگليس و روس، با وضع برنامیه اي درصدد نجات هموطنان خود از اين وضع آشفته، مقابله با محتكران و اتخاذ تدابيري براي خريد عادلانه ارزاق عمومي به ويژه گندم، برنج، جو و توزيع آن ميان هموطنان بود.



احمدشاه با وجود قحطی فراگیر حاضر به توزیع گندم های انبار شده در میان مردم نبود
يكي از محتكران عمده غلات، احمدشاه جوان بود كه تن به پيشنهاد خريد منصفانه رئيس‏ الوزراي خود نيز نمي‏داد و مقادير زیادی گندم و جو در انبارها ذخيره كرده بود. شاه قاجار در برابر پيشنهادهاي خريد صدراعظم خود اظهار مي‏داشت « جز به قيمت روز به صورت ديگر حاضر براي فروش نيستم».
در زمان قحطی نانوایان و خانه داران از جو و سایر غلات به جای گندم استفاده می کردند

شاه قاجار گندم مورد نیاز مردم برای پخت نان را جز به قیمت روز نمی فروخت
در زمان قحطی، شکل همه عوض شده و مردم دیگر به انسان شباهتی نداشتند. همه با چشمانی گود افتاده چهار دست و پا می خزیدند و علف و ریشه درختان را می خوردند. هر چه از جاندار و بی جان در دسترس بود به غذای مردم تبدیل شده بود. سگ، گربه، کلاغ، موش، خر و ...


داناهو افسر شناخته شده اطلاعات نظامی انگلستان و نماینده سیاسی آن دولت در غرب ایران در سالهای 1918 و 1919 درباره قحطی درغرب ایران اینگونه می نویسد:

"اجساد چروکیده زنان و مردان، پشته شده و در معابر عمومی افتاده اند. در میان انگشتان چروکیده آنان همچنان مشتی علف که از کنار جاده کنده اند و یا ریشه هایی که از مزارع در آورده اند به چشم می خورد؛ با این علفها می خواستند رنج ناشی از قحطی و مرگ را تاب بیاورند. در جایی دیگر، پابرهنه ای با چشمان گود افتاده که دیگر شباهت چندانی به انسان نداشت، چهار دست و پا روی جاده جلوی خودرویی که نزدیک می شد می خزید و در حالی که نای حرف زدن نداشت با اشاراتی برای لقمه نانی التماس می کرد."
قحطی 1917؛ بزرگترین فاجعه تاریخ ایران
قحطی بزرگ ایران در سالهای 1917 تا 1919 از حمله مغول در قرن سیزدهم میلادی نیز بسیار عظیم تر بوده است.

از گزارش‌های مطبوعات آن زمان کاملا روشن است که در تابستان 1917 ایران در آستانه قحطی قرار داشت و برداشت محصولات تنها وقفه‌ای کوتاه در آن ایجاد کرده بود. روزنامه ایران در 18 اوت 1917 چنین گزارش می‌دهد: «بر اثر تلاش‌های دولت، هم‌اکنون مقدار قابل توجهی غله در حال ورود به شهر است و دیروز قیمت جو در هر خروار از 35 تومان به 30 تومان کاهش یافت». اما این تسکینی گذرا بود. ایران در 21 سپتامبر 1917 می‌نویسد: «نبود غله دارد در سراسر ایران قحطی به وجود می‌آورد. تاثیر کمبود غله بویژه در کاشان مشهود است و هیچ ترفندی نمی‌تواند اوضاع را بهتر کند، زیرا حمل غله از قم یا سلطان‌آباد به کاشان ممنوع است و مازاد غله این مناطق به شهرهای شمالی ارسال می‌شود».

بدلیل ممنوعیت ورود غله از قم و سلطان آباد به کاشان بسیاری از مردم این شهر از گرسنگی کشته شدند
«جان لارنس کالدول» در گزارشی با عنوان «فقر و رنج در ایران» به تاریخ 4 اکتبر 1917 به تشریح قحطی فزاینده پرداخته و می‌نویسد: «کمبود مواد غذایی، بویژه گندم و انواع نان، سراسر ایران بویژه مناطق شمالی و حاشیه‌ای و نیز تهران را چنان در برگرفته که پیش‌ از آغاز زمستان، فقر و رنج وسیعی پدید آمده است. تردیدی نیست که زمستان امسال مرگ و گرسنگی چند برابر خواهد شد... حتی در این موقع از سال، قیمت ارزاق به بالاترین حد خود طی چندین سال گذشته رسیده و کمبود غله و میوه‌جات حقیقتا هشداردهنده است».
گرسنگی فراگیر در تمام نقاط ایران

مجد در کتاب خود با اشاره به تلگراف ها و مکتابات موجود و همچنین روزنامه های آن روز از فراگیر شدن قحطی در تمام نقاط کشور اینگونه می نویسد:

از ژانویه 1918، کارد به استخوان رسید. در گزارش روزنامه رعد در یازدهم ژانویه 1918 چنین آمده است: «به گزارش نظمیه، هفته گذشته 51 نفر بر اثر گرسنگی و سرما در خیابان‌های تهران جان باخته‌اند». در همین مقاله به اقدامات امدادی انجام گرفته برای مقابله با قحطی در تهران اشاره شده است: «تا پایان دسامبر، کمیته مرکزی صدقات اقدامات زیر را برای فقرای شهر به انجام رسانده است: اختصاص باغ اعتماد حضور با اتاق‌های زیاد و با اسباب و اثاثیه مورد نیاز و گرمایش برای اقامت مستمندان، اختصاص باغ مجزایی برای زنان مستمند و کودکان، پناه دادن به یک‌هزار نفر ایجاد یک حمام برای آنها، تأمین البسه مورد نیاز، تأمین جیره روزانه برای چای، آش و برنج، معالجه بیماران، نگهداری از زنان باردار و تأمین شیر نوزادان یتیم، تأسیس یک مریضخانه 30 تختخوابی، ایجاد کارخانه‌ای برای قالیبافی زنان و کودکان که تاکنون 8 دستگاه دار قالیبافی در حال کار در آن مستقر شده است و تعیین معلمی برای تعلیم علوم دینی به کودکان».

رعد در بیستم ژانویه درباره بیماری و گرسنگی می‌نویسد: «در چند روز گذشته تعدادی بر اثر وبا در بارفروش و دیگر نقاط نزدیک دریای خزر درگذشته‌اند».




اجساد قربانیان بیماری و گرسنگی در گوشه کنار شهرها و جاده ها دیده می شد
رعد در 28 ژانویه درباره اوضاع قم می‌نویسد: «اوضاع شهر قم از نظر مواد غذایی اسفبار است. طی هفته گذشته، بیش از 50 نفر بر اثر گرسنگی و سرما جان باخته‌اند و تعدادی از آنها هنوز دفن نشده‌اند. برخی از مردم برای غذایشان تنها خون گوسفند در دسترس دارند».

این روزنامه در شماره 29 ژانویه درباره پیشنهاد گشایش نانوایی‌های دولتی در تهران می‌نویسد: «دولت بنا دارد 20 دکان نانوایی برای فروش نان ارزان به فقرا باز کند و نانوایان دیگر هم می‌توانند به هر قیمت که بخواهند نان بفروشند». رعد در 5 فوریه 1918 درباره آمار مرگ و میر در خیابان‌های تهران می‌نویسد: «حاکم تهران به وزارت داخله گزارش داده است، طی 20 روز گذشته تعداد مردگان بویژه به‌خاطر قحطی در تهران به 520 نفر رسیده است، یعنی به‌طور متوسط در هر روز 36 نفر».
کالدول در تلگرافی به تاریخ 22 ژانویه 1918، چنین گزارش می‌کند: «در شهر‌های گوناگون به امداد فوری نیاز است. روزانه چندین مرگ گزارش می‌شود. در ولایاتی که دولت ایران قیمت‌های خاصی را تعیین کرده حجم محدودی از گندم، برنج و دیگر مواد غذایی را می‌توان خرید.

زنان روزها در صف نانوایی منتظر دریافت نان بودند و نهایتا بسیاری از آنها دست خالی و گرسنه باز میگشتند
سخت‌ترین مشکل، تأمین امکانات دارویی و پزشکی است. واردات مواد غذایی اگر غیرممکن نباشد بسیار سخت است. قیمت‌ها گزافند، گندم هر بوشل 15 تا 20 دلار... مردم و مقامات مسؤول با هم همکاری می‌کنند اما موضوع از توان آنها به تنهایی خارج است. سازمان‌های محلی ماهانه 20 هزار دلار در تهران هزینه می‌کنند اما این مقدار تنها نیاز 10 درصد نیازمندان شهر را پاسخ می‌دهد. در دیگر ولایات نیز شرایط به همین منوال است».

کالدول در اول فوریه 1918 اینگونه تلگراف می‌زند: «مشکل قحطی کاهش نیافته است». کالدول در گزارش مطبوعاتی دیگری برخی اخبار قحطی را در اختیار مطبوعات قرار می‌دهد. در 14 فوریه 1918، دکتر ساموئل جردن، رئیس کالج آمریکا در تلگرافی چنین می‌نویسد: «تنها در تهران 40‌هزار بینوا وجود دارد. مردم، مردار حیوانات را می‌خورند. زنان نوزادان خود را سر راه می‌گذارند».


گزاش های وایت و ساوترد
در ماه آوریل 1918، فرانسیس وایت دبیر سفارت آمریکا از بغداد به تهران سفر می کند. کالدول می نویسد: " مفتخرا به ضمیمه، یادداشت دبیر سفارت را که حاوی اطلاعاتی است که نامبرده طی سفر خود از بغداد به تهران گردآوری کرده و ممکن است مورد علاقه آن وزارتخانه قرار گیرد، ارسال می کنم." وایت وضع گرسنگی را چنین تشریح می کند:
در سرتاسر جاده ها کودکان لخت دیده می شوند که فقط پوست و استخوان اند. قطر ساقهایشان بیش از سه اینچ نیست و صورتشان مانند پیرمردان و پیرزنان هشتاد ساله تکیده و چروکیده است. همه جا کمبود دیده می شود و مردم ناگزیرند علف و یونجه بخورند و حتی دانه ها را از سرگین سطح جاده جمع می کنند تا نان درست کنند. در همدان چندین مورد دیده شد که گوشت انسان می خورند و دیدن صحنه درگیری کودکان و سگها بر سر جسد و یا بدست آوردن زباله هایی که به خیابان ها ریخته می شود عجیب نیست.
قحطی و وبا، بهار 1918
در بهار 1918، قحطی شدت گرفت. در اول مارس 1918، کالدول تلگراف زیر را مخابره کرد: "کابینه به علت اوضاع سیاسی و قحطی استعفا می دهد." در شانزدهم مارس 1918، شولر دبیر کمیته امداد آمریکا در ایران به چارلز ویکری در نیویورک چنین تلگراف می زند که: "وضع نگران کننده اضطراری ادامه دارد. صدها نفر مرده اند. غذای نزدیک به بیست هزار نفر در تهران تامین شده اما کارهای امدادی به مشهد، همدان، قزوین، کرمانشاه و سلطان آباد نیز تسری یافته است." در 17 آوریل کالدول تلگراف می زند که: "گرسنگی شدت گرفته و ناآرامی در شمال غرب ایران افزایش یافته است."


این اوضاع اسفبار بهار 1918 در مروسله ای از سوی کالدول توصیف شده است. به رغم فعالیت های وسیع کمیته امداد نجات و تغذیه بیش از هزاران گرسنه، کالدول می گوید:
هزاران نفر که کمک به آن ها میسر نشد به علت گرسنگی و بیماری به ویژه در تهران، مشهد و همدان جان خود را از دست دادند. اطلاعات موثق حاکی از آن است که فلاکت و گرسنگی چنان مهیب است که صدها نفر از مردم از علف و حیوانات مرده تغذیه کرده اند و حتی گاه از گوشت انسان ها نیز خورده اند...فلاکت گسترده حتی بر شهرهای کوچک و هزاران روستای ایران حاکم بوده است.
اما دسترسی به این اماکن به سبب فقدان تسهیلات حمل مواد غذایی به این نواحی دور افتاده کوهستانی و متروک تقریبا غیرممکن است. به نظر می رسد ایرانیان اصیل به دیدن مرگ درفجیع ترین شکل آن، یعنی مرگ در اثر گرسنگی، عادت کرده اند. و حتی خارجیان اینجا تا حدودی به سبب مشاهده فلاکت فراگیر در مقابل آن مقاوم شده اند.
یک شاهد عینی ایرانی در خاطراتش شمار افرادی که در سال نخست قحطی در تهران به علت گرسنگی جان خود را از دست دادند دست کم سی هزار نفر می داند و می گوید اجساد در کوچه ها و خیابانهای پایتخت پراکنده بودند. به علاوه، در مرده شویخانه نیز اجساد روی هم انباشته شده و در گورهای دسته جمعی دفن می شدند. هر جا که قحطی از بین می رفت، وبا و تیفوئید شروع می شد.


چند تن از افسران بریتانیایی حاضر در ایران در زمان قحطی بزرگ

سرگرد داناهو در خاطرات خود می گوید:
بریتانیایی ها در تأمین آذوقه مردم همدان هم بسیار ضعیف عمل کردند. به گفته داناهو: در این زمان شمار مرگ و میر به علت گرسنگی افزایش یافته بود و نان که تنها غذای فقرا و وعده اصلی غذای آنان به شمار می آمد به شدت گران شده و به 14 قران در هر من رسیده بود. همدان به شهر وحشت تبدیل شده بود.
نبود دولت مقتدر تشدید کننده احتکار و گرانی

طی تابستان و پاییز 1918، به رغم محصول خوب، قحطی با همان شدت ادامه یافت. کالدول در تاریخ 22 ژوئن 1918، در مورد بهای اقلام ضروری در فصل برداشت محصول چنین گزارش می دهد: " گندم برای هر بوشل 12 – 15 دلار، جو هر بوشل 7 -9 دلار و برنج هر پوند 55 سنت... بود. از دیدگاه کالدول این قیمتها حاکی از کمبود آذوقه و قحطی در فصل برداشت محصول ایران است.
کالدول سپس در صدد یافتن علل افزایش قیمت ها بر می آید:
شرح موقعیت دوگانه طبقه فقیر ایران که در میان انبوه محصول دچار گرسنگی بودند به این توضیح نیاز دارد. صرف نظر از ذخایری که قشون خارجی در ایران خریداری کردند، محصول 1917 احتمالا برای تامین آذوقه جمعیت کشور کافی بود، اما به علت نبود دولت مقتدر و در حقیقت به دلیل نبود هیچ دولتی، محصولات محدود گندم و جو را که اقلام اصلی غذای فقراست، انبار و احتکار کردند تا قیمت ها بشدت افزایش یافت.
بهبود اوضاع تهران در بهار 1919
رالف ایچ بادر کنسول آمریکا در گزارش هفتم اکتبر 1918 خود با اشاره به انتصاب لامبرت مولیتور بلژیکی به سمت ناظر مواد غذایی در تهران و حومه می گوید:
به وی اختیار تام داده اند تا به وضعیت غذایی رسیدگی کند. تلاش می شود انبارهای غله دولتی را پر کنند و همین منظور دستور داده اند نیمی از کل گندم وارد شده به تهران را به قیمت فعلی بازار به ناظر مواد غذایی تحویل دهند. تمام ولایات با سرعت تمام گندم خریداری می شود و کشاورزانی که محصول خود را به دولت نمیفروشند، هر ماه 10 درصد گندم خود را غرامت می دهند.

کاهش جمعیت ایران 1914 – 1919
مقایسه جمعیت ایران بین سال های 1914 و 1919 حاکی از آن است که حدود ده میلیون نفر طی این سال ها به علت قحطی و بیماری جان خود را از دست دادند. بر خلاف ادعای برخی نویسندگان قبل از جنگ جهانی اول، که جمعیت ایران را فقط ده میلیون نفر اعلام کرده اند، ادعایی که برخی از نشریات انگلیسی در دهه های 60 تا 70 تکرار کرده اند، جمعیت واقعی ایران دست کم نزدیک به 20 میلیون نفر بوده است. و در سال 1919 این رقم به 11 میلیون رسید. چهارسال طول کشیده بود تا ایران به جمعیت سال 1914 رسید و تا پیش از سال 1956 جمعیت ایران به این رقم نرسید. قحطی سال های 1917 – 1919 به یقین بزرگترین فاجعه تاریخ ایران و شاید فجیع ترین نسل کشی قرن بیستم بوده است.


ایران با وجود اعلام بی طرفی، نیمی از جمعیت خود را بر اثر جنگ جهانی اول از دست داد
جمعیت ایران در سال 1914
برای مقامات آمریکایی مقیم ایران در سال های پیش از جنگ جهانی اول، تلاش زیرکانه روس ها و انگلیس ها برای کم تخمین زدن و اندک جلوه دادن جمعیت ایران کاملا ملموس است. دبلیو مورگان شوستر مدیر کل آمریکایی مالیه ایران در خصوص جمعیت ایران در اوایل قرن بیستم چنین می نویسد:
"درمورد جمعیت ایران به نحو عجیبی آمار نادرست ارائه می دهند: آمار به اصطلاح سرشماری شصت سال پیش ظاهرا پایه ارقام پایینی است که در برخی از کتابها ارائه می شود و خارجیان آن را می پسندند. درست است که پس از آن هیچ سرشماری صورت نگرفته است اما اروپاییانی که با اوضاع آشنا هستند کل جمعیت را بین 13 تا 15 میلیون برآورد می کنند. جمعیت تهران طی چهل سال گذشته از 100 هزار به 350 هزار نفر افزایش یافته است."
از برکت نتایج انتخابات تهران در پاییز 1917 نزدیک به 75 هزار رای در تهران و روستاهای اطراف جمع آوری شد. به گزارش روزنامه ایران دوازده نماینده منتخب بیش از 55 هزار رأی بدست آورده بودند. با در نظر گرفتن آنکه مردان 21 سال به بالا حق رأی داشتند و با در نظر گرفتن متوسط جمعیت برای هر خانواده در حدود شش نفر، جمعیت تهران و حومه در سال 1917 به راحتی می توانست 500 هزار نفر باشد که با اظهارات شوستر هماهنگی دارد. به علاوه برآورد شوستر از جمعیت ایران در حدود سال 1900 بالغ بر 13 تا 15 میلیون، با برآورد جمعیت 20 میلیونی در سال 1914 توسط راسل، همخوانی دارد.
به عنوان مثال کشیش راسل طی گزارشی در خصوص مناسبات ایران و روس به تاریخ 11 مارس 1914 می نویسد: ایران به بزرگی استرالیا، آلمان و فرانسه با جمعیتی در حدود 20 میلیون نفر است. راسل در گزارش مورخ 14 ژوئن 1914 حجم عظیم آراء در انتخابات مجلس ایران را مورد بررسی قرار می دهد و به "اهمیت مبارزه انقلابی 20 میلیون آریایی در ایران اشاره می کند."
در حالی که در سال 1917 جمعیت تهران براساس آراء انتخابات دست کم 400 تا 500 هزار نفر بود، در سال 1924 رابرت دبلیو ایمبری نایب کنسول آمریکا جمعیت تهران را 150 تا 200 هزار نفر برآورد کرد..


بازیابی جمعیت پس از 40 سال

پس از این قحطی چهل سال طول کشید تا ایران به جمعیت 1914 خود بازگردد. چارلز سی هارت سفیر آمریکا جمعیت ایران در سال 1930 را 13 میلیون نفر تخمین زده است. در سرشماری سال 1956 بود که جمعیت ایران به بیش از 20 میلیون نفر رسید.
قحطی در ایران در سالهای 1917 تا 1919 یکی از بزرگترین قحطی های تاریخ بود و بدون تردید بزرگترین فاجعه ای است که ایران به آن مبتلا شد. تنها نکته بسیار روشن در این فاجعه، قربانی شدن ایران "بیطرف" در جنگ جهانی بود. هیچ یک از طرف های متخاصم خواه به صورت نسبی و خواه مطلق، تلفاتی با این وسعت متحمل نشدند. فاجعه ای که منجر به فروپاشی جامعه ایرانی، تثبیت تسلط استعمار بریتانیا بر ایران، تشکیل حکومت های وابسته به بریتانیا و کودتا علیه دولت های منتخب مردمی شد.




هولوکاست افسانه‌ای یهودیان

در حالیکه رسانه های تحت کنترل یهودیان هر روزه به ذکر مصیبت هولوکاست خیالی 6 میلیون یهودی در جنگ جهانی دوم می پردازند، اما هیچ نامی از هولوکاست واقعی 9 میلیون ایران در این رسانه‌های به اصطلاح بی‌طرف چیزی شنیده نمی‌شود. این در حالیست که اسناد متعدد تاریخی صحت وقوع هولوکاست در ایران را تایید می کند ولی حتی یک سند! در تایید افسانه هولوکاست یهودیان تا به امروز از سوی حامیان آن عرضه نشده است! و تمامی محققینی که نقد کوچکی به این موضوع وارد سازند، بلافاصله روانه زندان شده و مورد پیگرد قضایی قرار می‌گیرند؛ گویی مصائب خیالی یهودیان بر مصائب حقیقی دیگر ابنای بشر برتری دارد.
الی ویزل
یهودی دروغ پردازی که برای هر سخنرانی و دروغ پراکنی در مورد هولوکاست چند هزار دلار تقاضا می کند
الی ویزل، دروغ‌پرداز مشهور هولوکاست، جمله جالبی در این خصوص دارد: «هولوکاست راز همه رازهاست.» براستی این جمله چقدر دقیق است؛ در صورتیکه پرده از راز هولوکاست خیالی یهود برداشته شود، هولوکاست واقعی 9 میلیون نفر در ایران آشکار خواهد شد!

بوی بهار

نرم نرمک

می رسد اینک بهار

خوش به حال روزگار

تپش نبض بهار و شکوفه های فروردین در تلاقی رود و درخت بهانه ای برای مهرورزی و زیبایی است، آنجا که هر نفسی آمیخته با عطر ملکوتی خداوندگار زیبایی و عشق است. بهار، بهانه نیست، حریم دوست داشتن خصایل نیکوی انسانی است.

عید سعید باستانی را پیشاپیش به شما خوانندگان و همشهریان عزیز بافقی تبریک می گویم.

حسن ابراهیمی بسابی

اصول انتخاب رنگ اتاق نشیمن

اتاق نشیمن

 وقتی یک اتاق نشیمن مدرن را طراحی می‌ کنید، طبیعی است اگر بخواهید از رنگ‌های به اصطلاح”‌ درست”‌ و مناسب استفاده کنید تا نمای مورد نظرتان درست همانطور که می‌خواهید و باید، از آب دربیاید. در طراحی مدرن چیزی به اسم رنگ درست و غلط نداریم، بلکه منظور رنگ‌هایی هستند که احساس تازگی و سر زندگی و یا بالعکس احساس کهنگی و نامطلوب بودن به ما و محیط پیرامون القا می‌کنند. نکته دیگری که باید توجه کرد این است که رنگ‌های در افراد مختلف واکنش‌های متفاوتی ایجاد می‌کنند.

برای انتخاب رنگ درست و مناسب اتاق نشیمن تا حدودی با تئوری رنگ ها آشنا شوید، از هنر، مبلمان، اثاثیه و لوازم جانبی مدرنی که می‌پسندید الهام و گاهی کمک بگیرید و تا جایی که ممکن است از چندین رنگ سایه مکمل هم استفاده کنید.

در اینجا به چند ایده برای طراحی یک اتاق نشیمن مدرن اشاره می‌کنیم:

یک رنگ برجسته، یک رنگ مکمل و دو رنگ خنثی هماهنگ کننده را انتخاب کنید. برای آشنایی با رنگ‌های مکمل از یک چارت چرخه رنگ استفاده کنید. همیشه قانون”‌ جذب اضداد در مقابل یکدیگر”‌ را به خاطر داشته باشید که می‌گوید رنگ ها در چرخه رنگ تا زمانی که با یگدیگر در تضاد باشند، می‌توانند همنشینان خوبی هم باشند.

ادامه نوشته

بلوغ فکری و علمی پس از پیروزی انقلاب اسلامی جلوه بیشتری داشته و بی‌نظیر است.

امام جمعه بافق گفت: بلوغ فکری و علمی پس از پیروزی انقلاب اسلامی جلوه بیشتری داشته و بی‌نظیر است.

خبرگزاری فارس: بلوغ فکری و علمی بعد از انقلاب بی‌نظیر است

به گزارش خبرگزاری فارس از بافق، حجت‌الاسلام سیدجواد سلیمانی عصر امروز در نشست شورای عالی قشر بسیج در دانشگاه آزاد اسلامی واحد بافق با اشاره به ارزش علم و عالم از دیدگاه مکتب اسلام اظهار داشت: جایگاه علم و دانش در اسلام بی‌نظیر است زیرا خداوند متعال در قرآن کریم از قلم به عنوان یکی از ابزار علم سوگند یاد می‌کند ضمن اینکه این کتاب آسمانی با دستور به خواندن آغاز می‌شود

ادامه نوشته

افزایش سرقت در بانکداری الکترونیکی کشور


سرپرست معاونت تشخیص و پیشگیری پلیس فتا از افزایش سرقت از طریق بانکداری الکترونیکی خبر داد و گفت: ضعف کاربران در استفاده از این سیستم مهمترین علت ارتکاب سرقت اینترنتی از حساب بانکی است.

سروان علی نیک نفس در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار داشت: سیستم بانکداری الکترونیکی کشور از ضریب امنیتی بالایی برخوردار است و عمده جرایم رخ داده در این حوزه به ضعف کاربران بانکداری الکترونیکی مربوط می شود. ضعف هایی که باعث جابه جایی و انتقال مبالغ بسیار از حساب افراد می شود.
وی ادامه داد: هکرها و سارقان اینترنتی به دلایل فنی و نظارت قوی امکان نفوذ کردن به سیستم های بانکی را ندارند و به جای بکارگیری نرم افزارها و حمله به سیستم ها بااستفاده از مهندسی اجتماعی و اطلاع نداشتن کاربران اینترنتی اقدام به سرقت می کنند. فشینگ یکی از مهمترین راههای سرقت از سیستم بانکداری الکترونیکی است که باید به مقابله با آن پرداخت.
سرپرست معاونت تشخیص و پیشگیری پلیس فتابر لزوم آموزش کاربران تاکید کرد و گفت: بیشتر کاربران بانکی را مشتریان سنتی تشکیل می دهند که امروز قصد دارند خود را به روز کنند. بانک ها باید با اطلاعیه، بروشور و تبلیغات آموزشی این نقطه ضعف را برطرف کنند.
نیک نفس از همکاری پلیس فتا و بانک ها خبر داد و افزود: به منظور جلوگیری از افزایش جرایم اینترنتی در بانکها سطح امنیتی درگاه های الکترونیکی بانکها افزایش می یابد. البته با وجود پیش بینی تمامی تمهیدات، جلوگیری از سرقت اینترنتی به آگاهی کاربر ختم می شود.
وی در پایان با اشاره به افزایش جرایم اینترنتی تصریح کرد: افزایش فعالیت های اینترنتی و ارائه خدمات در این حوزه باعث شده مجرمان اینترنتی نیز به این سمت کشیده شده و هر روز راه جدیدی را برای رسیدن به اهدافشان طراحی کنند.

 

صفحه نخست      وب سایت های شهرستان       وبلاگ های شهرستان     فهرست مطالب      موضوعات     تماس با ما

 

 

» چرا دعا های ما مستجب نمی شود
نوشته شده در یکم اسفند 1390 در قصردوستی ( کوشک بافق )

» مطلبی قابل توجه از بافق فردا اگر توجه شود
نوشته شده در یکم اسفند 1390 در در عصر من بافق

» نمونه سوال فیزیک4
نوشته شده در یکم اسفند 1390 در گروه آموزشی فیزیک متوسطه بافق

» دو وبلاگ شخصی جدید از همشهریان بافقی
نوشته شده در یکم اسفند 1390 در در عصر من بافق

» نکته
نوشته شده در یکم اسفند 1390 در شکرآباد روستای من

» اطلاعیه
نوشته شده در سی ام بهمن 1390 در ۩۞۩انجمن وبلاگ نویسان۩۞۩

» همایش فضای مجازی(سایبری)
نوشته شده در سی ام بهمن 1390 در ۩۞۩انجمن وبلاگ نویسان۩۞۩

» چکار کنیم کودک‌ مان زود‌تر زبان باز کند؟!
نوشته شده در سی ام بهمن 1390 در بانوان کویر

» به این میگن شوهرِ مُـطـیـع!!!
نوشته شده در سی ام بهمن 1390 در ۩۞۩انجمن وبلاگ نویسان۩۞۩

» خروس چینی تخم می گذارد (کاریکاتور)
نوشته شده در سی ام بهمن 1390 در ۩۞۩انجمن وبلاگ نویسان۩۞۩

» هشت درمان برای خشکی و ترک لب
نوشته شده در سی ام بهمن 1390 در بانوان کویر

» 5 ادویه ای هندی که می‌توانید هر روز در آشپزی استفاده کنید!
نوشته شده در سی ام بهمن 1390 در بانوان کویر

» میهمانان به اصطلاح فرهنگی نظم و امنیت بافق را به هم زدند
نوشته شده در سی ام بهمن 1390 در ۩۞۩انجمن وبلاگ نویسان۩۞۩

» قابل توجه دانشجویانی که درس آبیای عمومی را اخذ نموده اند
نوشته شده در سی ام بهمن 1390 در طبیعت بافق

» جمع آوری آب در مناطق خشک
نوشته شده در سی ام بهمن 1390 در طبیعت بافق

» داستان کوتاه (کریم)
نوشته شده در سی ام بهمن 1390 در شکرآباد روستای من

» ویرایش داوطلبان کنکور سراسری 91
نوشته شده در سی ام بهمن 1390 در نمایندگی گزینه دو شهرستان بافق

» حوزه های آزمون 19 اسفند 90
نوشته شده در سی ام بهمن 1390 در نمایندگی گزینه دو شهرستان بافق

» نمایشگاه
نوشته شده در سی ام بهمن 1390 در حوزه علمیه الزهرا’بافق

» مسابقه بهترین قلم
نوشته شده در سی ام بهمن 1390 در حوزه علمیه الزهرا’بافق

» نمایشگاه حجاب مهد شکوفه های نور
نوشته شده در بیست و نهم بهمن 1390 در حوزه علمیه الزهرا’بافق

» برگزاری مسابقه کتابخوانی
نوشته شده در بیست و نهم بهمن 1390 در حوزه علمیه الزهرا’بافق

» زیارت امامزاده عبدالله و غبار روبی از گلزار شهدا 8 سال دفاع مقدس
نوشته شده در بیست و نهم بهمن 1390 در حوزه علمیه الزهرا’بافق

» محفل انس با قرآن کریم
نوشته شده در بیست و نهم بهمن 1390 در حوزه علمیه الزهرا’بافق

» درمان های خانگی اسهال، کمردرد، بوی بد بدن
نوشته شده در بیست و نهم بهمن 1390 در ۩۞۩انجمن وبلاگ نویسان۩۞۩

» رابطه بین پیشرفت تحصیلی و IQ
نوشته شده در بیست و نهم بهمن 1390 در ۩۞۩انجمن وبلاگ نویسان۩۞۩

» داستانک : پاسخ پروفسور حسابی
نوشته شده در بیست و نهم بهمن 1390 در ۩۞۩انجمن وبلاگ نویسان۩۞۩

» مادران مضطرب دخترزا مي‌شوند!
نوشته شده در بیست و نهم بهمن 1390 در بانوان کویر

» طرز تهیه ترشی پوست لیمو ترش
نوشته شده در بیست و نهم بهمن 1390 در بانوان کویر

» پرستار بچه باید این جوری باشه
نوشته شده در بیست و نهم بهمن 1390 در بانوان کویر

» داستان حسنک،کبری، پتروس، ریزعلی، کوکب، چوپان دروغگو در قرن 21
نوشته شده در بیست و نهم بهمن 1390 در ۩۞۩انجمن وبلاگ نویسان۩۞۩

» احادیث و سخنان طلایی
نوشته شده در بیست و نهم بهمن 1390 در ۩۞۩انجمن وبلاگ نویسان۩۞۩

» فهرست حذفیات منابع سؤالات آزمون سراسری 91
نوشته شده در بیست و نهم بهمن 1390 در نمایندگی گزینه دو شهرستان بافق

» ثبت نام
نوشته شده در بیست و نهم بهمن 1390 در نمایندگی گزینه دو شهرستان بافق

» مشاهده نتایج آزمون 90/11/28
نوشته شده در بیست و نهم بهمن 1390 در نمایندگی گزینه دو شهرستان بافق

» آیا میدانید؟؟
نوشته شده در بیست و نهم بهمن 1390 در مبارکه بافق

» نمایشگاه عکس
نوشته شده در بیست و نهم بهمن 1390 در آهن شهر

» آموزنده ...
نوشته شده در بیست و نهم بهمن 1390 در شکرآباد روستای من

» هاشم بافقی-پای صندوق رای
نوشته شده در بیست و نهم بهمن 1390 در دیدبان بافق

» مشارکت حداکثری امت اسلامی در انتخابات ، دشمن شکن است !
نوشته شده در بیست و هشتم بهمن 1390 در ... قلم توتم من است

» بازگشت
نوشته شده در بیست و هشتم بهمن 1390 در مبارکه بافق

» تصاویری از زشت ترین دختران هند
نوشته شده در بیست و هشتم بهمن 1390 در بانوان کویر

» يك تكنيك جالب زردچوبه‌اي براي نرمي و شفافيت پوست
نوشته شده در بیست و هشتم بهمن 1390 در بانوان کویر

» آیا شما موهایتان را درست می شوئید؟
نوشته شده در بیست و هشتم بهمن 1390 در بانوان کویر

» ازاضافه وزن تاتناسب اندام زنان
نوشته شده در بیست و هشتم بهمن 1390 در بانوان کویر

ادامه نوشته

از آمارها تا واقعیت زندگی مردم

از آمارها تا واقعیت زندگی مردم

دخل و خرج ناهمخوان خانوار


متوسط هزينه هر خانوار ايراني در سال گذشته 15‌درصد رشد كرد تا شكاف درآمد و هزينه خانوار بيش از پيش شود. براساس نتايج طرح آماري هزينه و درآمد خانوار كه مركز آمار انجام داده است، در سال 89 هر خانوار شهري ايراني در مقابل 10‌ميليون و 615‌هزار و 600 تومان درآمد، 11‌ميليون و 367‌هزار و 800 تومان هزينه كرده است.

ادامه نوشته

23 اعتقاد غلط ايراني ها در رانندگي



1 ـ نگه داشتن پدال ترمز هنگام عبور از دست انداز ها : اين كار فشار زيادي را به سيستم فنر بندي ،‌اكسل و سيستم ترمز اتومبيل وارد مي كند. نحوه صحيح رد شدن از دست انداز به اين صورت است : بايد طوري برنامه ريزي كنيم كه قبل از رسيدن به دست انداز ف‌سرعت را كم كرده باشيم وهنگام عبور از دست انداز ،‌ترمز به هيچ عنوان درگير نباشد.
2 ـ بالا كشيدن ترمز دستي بدون نگه داشتن كليد آن : دوستي مي گفت : « چندي پيش در انگليس ديدم دوستم زماني كه مي خواهد ترمز دستي را بالا بكشد ‌، دكمه آن را فشار مي دهد وسپس آن را بالا مي كشد.از او پرسيدم دليل اين كارت چيه ؟ گفت : اولين باري كه براي امتحان رانندگي رفته بودم ،‌سر همين كشيدن ترمز دستي من را رد كردند و براي همه خنده دار بود كه مي گفتم در ايران همه اين طوري ترمز دستي را مي كشند. بعداً‌ متوجه شدم كه انگليسي ها به اين دكمه كلاچ ترمز دستي مي گويند و تا زماني كه كلاج ترمز دستي را نگرفتي ،‌ نبايد آن را بالا بكشي ! تعدادي از دوستان كه مكانيك را به صورت علمي مي دانند ،‌ گفتند كه كشيدن ترمز دستي بدون نگه داشتن كليد آن باعث خرابي چرخ دنده ها و وارد آمدن فشار بيش از حد به سيم ترمز دستي مي شود. »

ادامه نوشته

سایت بافق فردا

 سایت بافق فردا

"عبور از خط قرمز دختر پسری

"عبور از خط قرمز دختر پسری


خداوند خالق زیبایی است وزیبایی دوستی صفت لاینفک ذات اقدس الهی است!

ولی آیا تا به حال فکرکرده ایم که منظور چه نوع زیبایی است؟ اصلا زیبایی به کدام قیمت را خداوند دوست دارد وخریدار آن است؟!!


دختر و  پسر

همه میدانیم که هر ویژگی وصفتی زمانی باارزش وگرانبهاست که ذاتی ودرونی باشد وبه قولی واقعی باشد نه مجازی وعاریه ای!!

به این معنا که اگر ما همه ی سعی خود را برای زیبایی ظاهرمان انجام دهیم ونهایتا آن را صرف امور نه چندان مشروع کنیم دیگر نمیتوانیم ادعاکنیم زیبا هستیم چراکه نفس کار ونیت نه چندان زیبای ما آن ظاهر زیبا را هم بی قدروقیمت میکند.

مشکل اینجاست که ما همیشه فقط زیبایی ظاهری به چشممان می آید وبه خودمان زحمتی برای درک زیبایی های درونی آدم های اطرافمان نمی دهیم ونمی خواهیم قبول کنیم این دومی از اولی باارزش تر است اگر بهایی را که باید به آن بدهیم.

زیبایی درونی جلوه هایی از همان صفت خداوندی است.زیبایی درونی با اعمال وافکار واندیشه های زیبا حاصل میشود.اینکه ما درست فکر کنیم ودرست تصمیم بگیریم ونهایتا درست عمل کنیم ماحصلش می شود زیبایی. نه آنچه که امروزه به صورت روزافزون رواج می یابد وبه قول قدیمی ترها که اسم ان را بزک کردن می گذارند. آن هم برای جلب توجه جنس مخالف.فردی که خوب فکر وعمل میکند هیچگاه دنباله رو باورهای غلط عده ای هنجارشکن نمیشوند.که با این کار هم زیبایی ذاتی را که خداوند از همان بدو ولادت در وجودش به ودیعه نهاده را از بین می برد وهم چهره جامعه وروابط بین افراد را ناپسند میکند.

یکی از این هنجارها که عدم رعایت آن همه اعضای جامعه را تحت تاثیر قرار میدهد ومتضرر می کند روابط بدون حدومرز وبدون قانون بین دختران وپسران در جامعه است. به نظر میرسد گاهی لازم است خط قرمز ها حتما رعایت شود چراکه اگررعایت نشود آسیبش چنان بزرگ است که همه جوانب زندگی فردی واجتماعی را تحت تاثیر قرار میدهد.

فقط آنجایی سنت شکنی جرم وخطا محسوب میشود که سنتی نیک وپسندیده را باروشی ناپسند که غایتی پوچ ومخرب را به همراه دارد عوض کنیم

هرچند که امروزه روابط آزاد وبدون محدودیت بین دختران وپسران خیلی بیش از آنکه تصورش را کنیم رواج یافته ودیگر جزئی از زندگی افراد شده وگویی اگرکسی تن به این دوستی ها ندهد لابد از قافله رشد وتوسعه وپیشرفت عقب مانده که نتوانسته خود را با این شرایط سازگار کند!!! ولی باید باور کنیم هنوز هم حیا وعفت وپاکدامنی طرفداردارد . البته عمق فاجعه خیلی بیشتر از اینهاست چون اگر دوستی بین دختران وپسران در حد یک رابطه معمولی به گونه ای که دختر وپسرها بادوستان هم جنس خود دارند بود این همه داد از نهاد مردم بلند نمیشد واین همه شکوه وناله از گسترش فساد وفحشاء در جامعه وجودنداشت واین همه آسیب های اجتماعی که میتوان به جرئت گفت که قسمت اعظم آن از همین روابط نامشروع بین دختر وپسرها نشات گرفته گریبان گیر سعادت فردی واجتماعی در جامعه ما نمیشد.

بدحجابی

بالارفتن سن ازدواج-افزایش شمار معتادان درکشوروشیوع بیماری مهلک ومسری ایدز وازهم پاشیدن کانونهای خانوادگی وطلاق وناامنی محیط های کار برای دختران وغیره وغیره همه حکایت از قصه ی تلخ بی قانونی روابط دارد. اینکه میگویم قانون منظورم قانون اساسی هر کشور نیست بلکه  منظورم قانونی است  که فطرت هر انسان خداپرست وخداجویی در درون آن فرد ایجاد میکند واو را به سمت وسویی هدایت میکند .

البته عده ای اسم این کاررا سنت شکنی میگذارند ومدعی اند جوانان امروز سنت شکنی میکنند ولی من مخالف این باور هستم چرا که به اعتقاد من هر سنت شکنی هم بد نیست. سنتی که جای خود را به آیین ومسلک وراهی بهتر وپویاتر بدهد که اسباب ترقی وپیشروی به سمت قله های سعادت وخوشبختی را فراهم کند نه تنها بد نیست بلکه لازم وضروری است چراکه باید هم پای پیشرفت علوم و وفنون روشهای زندگی هم تحول پیدا کند البته به سمت بهتر شدن. وفقط آنجایی سنت شکنی جرم وخطا محسوب میشود که سنتی نیک وپسندیده را باروشی ناپسند که غایتی پوچ ومخرب را به همراه دارد عوض کنیم که در اینجا دیگر پای خسران یک جامه در میان است ومسلما می طلبد که همه ی کسانی که از این وضعیت ناراضی هستند وروح مملو از پاکی شان از دیدن وشنیدن روابطی که عرق شرم بر جبین مینشاند آزرده میشود برای نجات افراد مبتلابه کاری انجام دهند وخود را درمقابل کوچکترین اتفاق مسئول بدانند.

بالارفتن سن ازدواج-افزایش شمار معتادان درکشوروشیوع بیماری مهلک ومسری ایدز وازهم پاشیدن کانونهای خانوادگی وطلاق وناامنی محیط های کار برای دختران وغیره وغیره همه حکایت از قصه ی تلخ بی قانونی روابط دارد

متاسفانه در جامعه امروز ما این روابط به سرعت گسترش پیدا میکند وقبح آن در دیدگان خیلی ها از بین رفته است وآنقدر عادی شده که دیگر کسی به آن چشم یک معضل اجتماعی نگاه نمی کند. قبل از این دختران وپسران سعی میکردند به دور از انظار عمومی با هم در ارتباط باشند ونه تنها خانواده بلکه هیچ فردی از این دوستی مطلع نشود  به این خاطر که آن را زشت وناپسند میدانستند وبه گونه ای حیا وخجالت مانع از علنی نمودن روابط بین آنها میشد. ولی امروز دیگر نه از آن شرم وحیا خبری هست ونه دیگر خانواده ای که فرزندش را برای این مسائل توبیخ کند.البته روانشناسان تشخیص داده اند که پدران ومادران با فرزندان خاطی خود باید برخورد های پذیراتر و آموزشی تری داشته و صرفا برخورد سخت گیرانه و تحکمی شاید پاسخگو نباشد.

آنچه در این میان خیلی آزاردهنده است شانه خالی کردن افرادمسئول وغیر مسئول از این مسله است  که هیچ تلاشی برای مثلا سهولت ازدواج جوانان وبسیاری اقدامات موثر دیگر انجام نمیدهند. درواقع انگارهیچ کس حاضر نیست برای برگرداندن معصومیت های از دست رفته کاری انجام دهد وبه قول شاعر شاید باید نشست تا دستی از غیب برون آید وکاری بکند...!!

زهرا تعالی

بخش اجتماعی تبیان

شبکه من وتو را بدون پارازیت از اینجا ببینید

تکنوپولی از نوع فارسی وان

بخش ارتباطات- تکنوپولی چیست؟ نظامی که تکنولوژی انحصار طلب غربی، با اهداف کاملا فرهنگی در پیش گرفته است.تکنوپولی به معنای تسلیم فرهنگ در برابر تکنولوژی می باشد. تکنولوژی که امروز بخش اعظم آن در رسانه های جمعی خلاصه شده و دنیا را به هر سمت که بخواهد می کشاند.

فارسی وان

همانطور که بارها گفته شده، آن چه در جهان امروز بر جهانیان می گذرد، حاکی از یک حادثه مهم است و آن چیزی نیست جز اینکه یک کلیت به نام فرهنگ بشری در معرض زوال و انحطاط قرار گرفته است.

نظامی که این کلیت را مورد هجوم قرار داده به گفته نیل پستمن، (نویسنده مشهور رسانه) تکنوپولی نام دارد. وی این واژه را از ترکیب دو لغت تکنولوژی و مونوپولی برداشت کرده و از آن، سلطه بلامنازع و حکومت تمام عیار "تکنولوژی بدون اخلاق" را بر جامعه انسانی، منظور داشته است.

ادامه نوشته

این همه مخاطب ماهواره ازکجا می‌آیند؟


چرا 50 درصد از مردم عادت به دیدن ماهواره دارند؟ آیا این تقصیر رسانه ملی ست یا از خود ما ناشی می شود؟
ماهواره

ماهواره هم مانند سایر رسانه‌های مشابه در کشور ما زودتر از فرهنگ استفاده‌اش رسید و ما هم نتوانستیم فرهنگ استفاده‌اش را فرهنگ سازی کنیم و باز هم اقدامات بازدارنده در راس اقدامات ما برای برخورد با این تکنولوژی رسانه‌ای شد.

همه با این کلمه شنا هستیم "پارازیت". کسانی که موقع دیدن برنامه ماهواره‌ای مورد علاقه خود در دریافت سیگنال مشکل پیدا می‌کنند و ناراحت از اینکه نمی‌توانند ن برنامه را بدون مشکلی تماشا کنند بهتر از هر شخصی معنای پارازیت را می‌فهمند.

پارازیت یعنی نه محکم مسئولین به علاقه شما به ماهواره. پارازیت از جمله مثال‌های بارز برای استفاده از اقدامات بازدارنده است. ایران از جمله کشورهایی است که در برابر ماهواره منفعلانه ترین واکنش‌ها را داشت فقط پارازیت...

ادامه نوشته

مهارت‏ها و روش‏های جلوگیری از افزایش غم و غصّه

 
در آموزه‏های دینی، به مهارت‏ها و روش‏های جلوگیری از افزایش غم و غصّه، توجّه عمیق و دقیقی شده است.
سؤال اصلی مقاله این است که روش‏های جلوگیری از افزایش غم و غصّه از نگاه قرآن و روایات چیست؟ همچنین به دنبال آن هستیم تا دریابیم معنای اصلی صبر در برابر بلایای زندگی چیست؟
در این تحقیق به شناخت روش‏ها و مهارت‏های جلوگیری از افزایش غم و غصّه‏های زندگی می پردازیم.

روش­های جلوگیری از افزایش غم و غصّه
 

تحمّل برخی واقعیت­های غم­آور زندگی، بسیار سخت و تلخ است تا جایی که ره آورد غم، پیری زودرس معرفی شده است. چنان که امام علی(ع) میفرماید: «الهمّ نصف الهَرَمَ[1]؛ اندوه خوردن نیمی از پیری است.» و این نیز واقعیتی است که گاهی شرایط نامطلوب، انسان کارهای غیرعادی می­کند. جزع و فزع کردن، روی آوردن به داروهای تسکین‏دهنده، توسّل به تشریفات شادی در غم ـ که حتّی در شادی هم ناصحیح است ـ و برخی رفتارهای بینتیجه‏ی دیگر از فعّالیت­هایی است که در قرآن و روایات نهی شده است.
در این­جا روش‏هایی برای جلوگیری از ازدیاد غم و غصه ارائه گردیده است که عبارتند از:

الف) پذیرش موقعیت؛
 

به حکم خرد، عاقل خود را به کار بیهوده، مانند ستیز بی­فایده با سختیها و غم‏ها مشغول نمیکند. بلکه به جای قرار گرفتن در مقابل غم­ها در کنار غم­ها می ایستد تا بتواند به‏جای بیتابی و سایر روش‏های غلط که او را ناتوان می سازد، امکان مدیریت و مهار نمودن غم­ها را ایجاد کرده، کنترل آن را به دست گیرد.
حضرت علی(ع) به «اشعث بن قیس» که برادرش را از دست داده بود، فرمود: «انّک ان صبرت جری علیک القضاء و انت محمودٌ و ان جزعت جری علیک القضاء و أنت مذموم[2]؛ اگر شکیبا باشی تقدیر الهی بر تو جاری می­شود و تو پاداش داده خواهی شد و اگر بیتابی کنی نیز تقدیر الهی بر توجاری میشود و تو گناه­کاری.» برطرف شدن غم­ها نیز مانند آمدن آن­ها به اختیار ما نیست.
بدین ‏ترتیب کنارآمدن با غم و پذیرش موقعیت، همان نکته‏ی مهمی است که ما را در جلوگیری از افزایش غم و غصّه یاری میدهد. «ارض تسترح.[3] ؛ یعنی راضی باش تا راحت زندگی کنی.» از این کلام دریافت میشود که بیتابی و درگیری با غم و غصّه نتیجه­ای جز زیان نخواهد داشت. در احادیث، روی اصل «برگشت‏ناپذیری» برخی سختی­ها تأکید شده است. امام علی(ع) میفرماید: «اذا اتتک المحن فاقعد لها فانّ قیامک فیها زیادۀٌ لها[4]؛ هرگاه محنتی به تو رسید، در کنار آن بنشین که ایستادن در برابر آن، موجب افزایش (رنج) آن میگردد.»
در پذیرش موقعیت ـ که قبول فعال و پویای آن است ـ فرد امکان طراحی بهترین مقابله برای موقعیت پیش­آمده را می یابد. یک مقابله­ی فعال و پویا عبارت است از چاره‏اندیشی و چاره‏اندیشی؛ یعنی یافتن راه خروج از مشکلات یا بردباری و صبوری، همان­طور که امام علی(ع) میفرماید: «واعلم انّ المخرج فیأمرین، ما کانت فیه حیلَة فا لاحتیال وما لم تکن فیه حیلة فا لاصطبار[5]؛ و بدان که راه خروج از تنیدگی در دو چیز است: آن چه چاره دارد، چاره کردن و آن چه چاره ندارد، صبرکردن.»
لذا بهترین واکنش در حوادثِ چاره­پذیر مثل بلایای عمومی اقدام مناسب است و در مقابل حوادث چاره‏ناپذیر (مثل فقدان عزیزان) بردباری و تحمل است تا دوره­ی بحران سپری شود.

ب) گریه­درمانی (تسکین با اشک)؛
 

گریه یک واکنش طبیعی و نتیجه­ی عواطف انسانی است. گریستن یکی از راه‏های جلوگیری از افزایش غم است که به هنگام مصیبت سبب تسکین بوده، مورد نهی اسلام هم نیست. فروخوردن غم و غصّه و پرهیز از گریستن، باعث فرسایش روحی میگردد.
آموزه‏های دینی به این امر مهم التفات دارند و توصیه‏ی مؤکّد امامان ما در این میان خودداری از کلام نابه­جا و بیهوده‏کاری است. امیرالمؤمنین علی(ع) دراین باره فرمود: «رخّص رسول الله فی البکاء عند المصیبه و قال: "النفس مصابه و العین دامعه و العهد قریب فقولوا ما أرضی الله و لا تقولوا الهجر"؛[6] پیامبرخدا اجازه داد که در مصیبت‏ها بگرییم و فرمود: "نفس، مصیبت دیده است و چشم، گریان و عهد و یاد، نزدیک. پس چیزی بگویید که خدا را خشنود کند و هذیان نگویید."» واژه­ی «رخّص» بیان می­دارد گریه جایز دانسته شده است.
دو روایت از امام صادق(ع) مؤید این مطلب است:
1- «هر کس از مصیبتی که به او رسیده، بر جان خویش بیم­ناک است، اشک بریزد که او را تسکین میدهد.»[7]
2- « فأفض من دموعک، فانّها تسکّن[8]؛ اشک بریز، که آن را تسکین­بخش است.»

ج) درد دل کردن با برادران دینی؛
 

یکی از راه­های جلوگیری از افزایش غم، درمیان­گذاشتن غم و غصّه با مشاوران مؤمنی است که اهل درد و دل­سوزند. امام صادق(ع) در این زمینه می­فرماید: « اذا ضاق احدکم فلیعلم أخاه و لایعین علی نفسه [9]؛ هرگاه یکی از شما دچار گرفتاری غم و اندوهی شد، باید برادر خود را آگاه سازد و به توانایی خود اکتفا نکند.»

د) تلقین تحمّل؛
 

یکی از شیوه­های برخورد با امور غمناک، افزایش میزان شکیبایی با تلقین تحمّل است. ره­نمون کردن فرد غمگین به این معرفت والا و تکرار و تلقین آن، در بالا بردن روحیه­ی او و در نتیجه جلوگیری از افزایش اندوه، مؤثر خواهد بود و این پیام «سلوت» الهی است که بر غم‏زدگان نوید میدهد. امام علی(ع) در این باره می­فرماید: «اذا تباعدت المصیبته قربت السلوه[10]؛ چون مصیبت دور میشود، فراموشی نزدیک میگردد.»
در روایتی از امام صادق(ع) آمده: «خداوند بر بندگان خود منّت گذارده و سه چیز را در نظام خلقت برقرار نموده است: ... فراموشی را بر مصیبت­زدگان القا نموده است که اگر این نمی بود و مصیبت همچنان با شدت اولیه­ی خود باقی می­ماند، نسل منقطع میشد ...»[11] سلوت به معنای دورشدن تدریجی غم­زدگان از فکر کردن دائمی به امور غم­انگیز و غمگین و به عبارت دیگر تلقین فراموشی نسبی درد و غم و سختی و مصیبت اولیه­ی اشتغال به امور طبیعی زندگی است.
نکته‏ی مهّم دیگر ناامیدی و احساس ناتوانی ناشی از ناآگاهی از توان بردباری است. از بررسی روایات برمی آید هنگام بلا و بلکه قبل از آن، توان تحمّل و مقاومت، افزایش مییابد. امام صادق(ع) در این ‏باره فرمود:
«انّ الصّبر و البلاء یستبقان الی المؤمن فیأتیه البلاء و هو صبور ٌ[12]؛ همانا صبر و بلا به سوی مؤمن، سبقت میگیرند پس بلا به او میرسد، در حالی که صبور است.» از این رو پیش از گرفتارشدن به بلا توان صبر افزایش می­یابد و تلقین چنین باوری، نقش مهمّی در ازدیاد تحمّل دارد.
نکته­ی جالب­تر این که بین صبر و بلا موازنه برقرار است؛ یعنی هر اندازه بلا بیشتر باشد، صبر بیشتری نیز عطا می­شود. پیامبر خدا(ص) درباره­ی این موازنه می­فرماید: «انّ الصّبر یأتی من الله علی قدر البلاء[13]؛ همانا صبر به اندازه­ی بلا از جانب خداوند می­آید.» پس گرفتاری به هر اندازه که باشد، به همان اندازه هم توان تحمّل آن داده می­شود. در این حالت ـ که فرد از توان مقاومت خود آگاه شود ـ احساس قدرت، بیشتر می­شود و هیچ غمی غیرقابل تحمّل نخواهد بود.
لذا با به کارگیری و تمرین جملات مثبت و تلقینات صبرآفرین، می توان علاوه بر جلوگیری از افزایش غم به موفّقیت­های شگفت­آور نیز دست یافت.[14] چنان که امیرالمؤمنین علی(ع) می­فرماید:
1-« اذا صبرت للمحنه فللت حدّها[15]؛ هرگاه در برابر محنت صبر کردی ، تیزی آن را از بین برده‏ای.»
2- «من ادّرع جنّة الصّبر، هانت علیه النّوائب[16]؛ کسی که زره صبر بپوشد، حوادث روزگار بر او آسان میشود.»
3- امام(ع) در وصیت خود به «محمد بن حنیفه» می­فرماید: « الق عنک واردات الهموم معزائم الصّبر، عوّد نفسک الصّبر فنعم الخلق الصّبر و احملها علی ما أصابک من أحوال الدّنیا و همومها[17]؛ اندوه‏های وارده را به­وسیله­ی عزم بر صبر کردن، از خود دور ساز. نفس خودت را به صبر کردن عادت بده که صبر کردن، خلق و خوی خوبی است و آن را بر آن ‏چه از احوال دنیا و اندوه های آن به تو میرسد، متحمّل ساز.»
نکته­ی جالب روایت اخیر سفارش امام به «عادت دادن خود به صبر» است و معلوم است که عادت، نیاز به تمرین مستمر دارد.[18]
لذا از مجموعه­ی این روایات بر می­آید که صبر علاوه بر معنای مصطلح و مرسوم درون‏ریزی غم و اندوه‏ها، به معنی مقاومت در مقابل ضربه­های حوادث روزگار مخصوصاً ضربات اوّلیه و مهارت مدیریت فشارهای روانی حاصل از آن­هاست. پس نه صبر به معنای سکون و سکوت است و نه هر سکون و سکوتی نشانه‏ی بردباری است. فرد صبور با بردباری به پذیرش فعّال و پویای موقعیت و جست­وجوی یک راه حل منطقی، در مدیریت آن موقعیت «غم و اندوه»آفرین اقدام می­کند.

ه) دوری از عوامل شدت­زا؛
 

دور نگه داشتن فرد آسیب دیده از عوامل پیدایش و تقویت­کننده‏ی بیماری جسمی و یا روانی، از مهم­ترین اقدامات برای حفظ روحیه و آرامش فرد است. یکی از این فشارهای روانی، شماتت و سرزنش است. با سرزنش فرد غمگین، فشار روانی امور غمناک مضاعف میگردد. در روایات گوناگونی از سرزنش شخص غمگین نهی شده است. امام صادق(ع) دراین‏باره میفرماید: «من شمت بمصیبته نزلت بأخیه لم یخرج من الدّنیا حتی یفتتن به[19]؛ هرکس برادر دینی اش را برای گرفتاری شماتت کند، از دنیا نرود تا خود به آن مبتلا شود.» بنابراین، از سرزنش‏های تربیتی باید در فرصتی مناسب به‏عنوان انتقال تجربه­ جهت عبرت آموزی، استفاده کرد.
یکی دیگر از عوامل بسیار مهم، توجه به خوردن و حلال­خوری است. تنها راه دیدار رحمت الهی علم و عمل است وآن نیز«جز با تن­درستی ممکن نیست و تن­درستی نیز جز با تناول­کردن غذا و خوراک به مقدار حاجت در هر شبانه‏روز ميّسر نمی­شود .»[20] لذا غذا خوردن نیز از امور دینی است. بر این اساس خداوند بزرگ می فرماید: «کلوا من طیبات واعلموا صالحا[21]؛ از چیزهای پاکیزه بخورید و کار شایسته کنید.»

و) توجّه به ارزش پاداش تحمّل؛
 

یکی از اموری که در افزایش صبر و تحمل در برابر گرفتاریها و جلوگیری از افزایش غم و غصّه مؤثّر است، توجّه به ارزش پاداش تحمّل است. پیامبر(ص) در نامه‏ای که برای تسلیت و تعزیت معاذ در مرگ فرزندش نوشته بودند، فرمودند: « فرزند موهبت الهی است که به‏صورت امانت در اختیار تو قرار داده شده اگر در گرفتن امانت صبور باشی، اجر کثیر، رحمت و هدایت الهی از آن تو خواهد بود. مبادا مصیبت خود را با بیتابی بیشتر نمایی؛ چرا که در این ‏صورت، علاوه بر مصیبت وارده، اجر خود را نیز از دست می­دهی.»[22]
امام کاظم(ع) فرمود: « اَلمصیبةُ لِلصّابِرِ واحِدَۀٌ لِلجازِعِ اثنان[23]؛ مصیبت صابر یکی است و مصیبت کسی که جزع و فزع میکند، دوتاست.» از روایت چنین به دست می­آید که منظور از دو تا شدن مصیبت زائل شدن اجر او جهت جزع و فزع است، و این مصیبت به همراه مصیبت وارده، درد مضاعف بر فرد کم­صبر تحمیل می­کند. چنان که در بعضی روایات نیز آمده است: «فانَّ المصابَ مَن حَرُمَ الثّواب[24]؛ مصیبت زده­ی واقعی کسی است که از ثواب بی­بهره بماند.»

ز) پرهیز از یاد غم­ها و غصّه­ها؛
 

یکی از دلایل ناشادی اکثر افراد غمگین، نداشتن مهارت در آمارگیری مواهب الهی است، در عوض استعداد عجیبی در لیست کردن مشکلات، رنج­ها، گرفتاریها و غم و غصّه­ها دارند. تفکّر دائمی به نواقص و نقائص و طرح آن، ارمغانی جز غم و افسردگی، ناامیدی و بی­حوصلگی، انزوا و بدبینی ندارد.[25]

ح ) خودمشغولی؛
 

ساده­ترین راه مدیریت غم در وضعیت بحران تلاش در انجام کاری مفید و سازنده است. از راه­های خودمشغولی می­توان ورزش­هایی مثل شنا و پیاده‏روی، قدم‏زدن در فضاهای سبز، شرکت در مسابقات ورزشی همچنین ملاقات با دوستان و هم­سخنی با آنان، ادامه تحصیل، رفتن به مراکز زیارتی- تفریحی، علمی- آموزشی یا تکرار اذکار ایام هفته و خواندن ادعیه‏ی گوناگون و ... اشاره کرد که می­تواند در جای خود علاوه بر این که از بهترین عوامل جلوگیری از افزایش غم و یا کاهش غم باشد، به نوعی بهترین راه مدیریت غم را ارائه دهد.

نتیجه­گیری
 

اسلام برای جلوگیری از افزایش غم و غصّه و فشار روانی فرد محزون روش‏های گوناگون اعمّ از پذیرش موقعیت، گریه­درمانی و تسکین با اشک، درد دل کردن با برادران دینی، تلقین تحمل، دوری از عوامل شدت‏زا، توجّه به ارزش پاداش تحمّل، پرهیز از یاد غم­ها و غصّه­ها و خود­مشغولی و ... ارائه نموده است.

پي‌نوشت‌ها:
 

[1] - نهج البلاغه، حکمت143، ص 659.
[2] - همان،حکمت291، ص701.
[3] - غرر الحکم،ح 2243.
[4] - همان، ح1779.
[5] - کوفی، محمد بن محمد بن اشعث،بیتا، الجعفریات، (الاشعثیات)، تهران، مکتبه مینوی و قرب الاسناد، ص234؛ بحار الانوار، ج 82، ص144، ج82، ص144.
[6] - دعائم الاسلام، ج1، ص225.
[7] - من لا یحضره الفقیه، ج1، ص187 .
[8] - الرّاوندی، سعید بن عبدالله (قطب الدّین راوندی)، 1407ق، الدّعوات، قم، مؤسّسه الامام المهدی(عج)، چاپ اوّل، ص285، ح8 .
[9] - وسایل الشّیعه، ج2، ص55.
[10] - غرر الحکم، ح4055.
[11] - کافی، ج3، ص227 .
[12] - من لا یحضره الفقیه، ج1، ص177
[13] - کنز العمال، ج6، ص376.
[14] - برای آگاهی بیشتر ر.ک به غم و شادی در سیره­ی معصومان(ع)، ص 183، با اقتباس.
[15] - غرر الحکم، ح6281.
[16] - همان، ح6295.
[17] - من لا یحضره الفقیه، ج4، ص386.
[18] - علم الهدی، محمّدباقر،1383، خورشید اسلام چگونه درخشید، مشهد، انتشارات سنبله، ج4، صص70-79، بااقتباس.
[19] - کافی، ج2، ص159 .
[20] - کاظمی ، محسن، 1387، راز شادابی، بی جا، انتشارات میم، چا پ سوم، ص 19.
[21] - مؤمنون (23)، 51.
[22] - منتهی الآمال، ج2، ص375.
[23] - میزان الحکمه، ج2، ص29.
[24] - منتهی الآمال، ج2، ص375.
[25] - غم و شادی در سیره­ی معصومان(ع)، صص 4-203، با اقتباس

نوع دید دیگران

خلاقيت در آموزش و پرورش
 
همه انسانها از استعداد نوآوري و خلاقيت برخوردارند؛ بنابراين، نبايد آن را فقط در انحصار افراد خاصي فرض کرد. در واقع، جلوگيري از عوامل بازدارنده ظهور خلاقيت، مهمتر از وجود استعداد خلاقيت است، زيرا در صورت آزادسازي ذهن از پيش فرضها و الگوهاي زنجيره اي، در مدت کوتاهي مي توان قدرت خلاقيت و به کارگيري فکرهاي نو را به نحو چشمگيري افزايش داد. امروز شعار«نابودي در انتظار شماست، مگر اينکه خلاق و نوآور باشيد» در پيش روي مديران همه سازمان ها قرار دارد اما مسؤوليت سازمان هاي آموزشي و به خصوص آموزش و پرورش که وظيفه تعليم و تربيت فرزندان و آينده سازان، فراهم آوردن زمينه رشد و پرورش خلاقيت و نوآوري و استفاده صحيح و جهت دار از استعدادها و توانايي هاي افراد را بر عهده دارند که اين خود زمينه ساز توسعه فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي و ... در جامعه است و از سوي ديگر براي پويايي خود نيازمند پرورش و بهره مندي از خلاقيت و نوآوري در سطوح سازماني مي باشند.

تعريف خلاقيت
 

صاحب نظران تعريف هاي متعددي از خلاقيت و نوآوري ارائه داده اند.«استيفن رابينز» خلاقيت را به معناي توانايي ترکيب انديشه ها و نظرات در يک روش منحصر به فرد يا ايجاد پيوستگي بين آنان بيان مي کند. او نواوري را به معناي فرآيند اخذ انديشه خلاق و تبديل آن به محصول، خدمات و روش هاي جديد عمليات مي داند.«رضائيان» خلاقيت را به کارگيري توانايي هاي ذهني براي ايجاد يک فکر يا مفهوم جديد مي داند. نوآوري به کارگيري انديشه اي جديد ناشي از خلاقيت است که مي تواند به صورت يک محصول جديد، خدمات جديد يا راه حل جديد انجام کارها باشد. شايد به جرأت بتوان گفت که جامع ترين تعريف خلاقيت توسط «گيلفورد» دانشمند آمريکايي عرضه شده است. او خلاقيت را با تفکر واگرا که دست يافتن به رهيافت هاي جديد براي مسائل در مقابل تفکر همگرا که دست يافتن به پاسخ است مترادف دانسته است. افرادي که تفکر واگرا دارند در فکر و عمل خود با ديگران تفاوت دارند و از عرف و عادت دور شده روش هاي خلاق و جديد را به کار مي برند. بر عکس، کساني که از اين خصوصيت برخوردار نيستند، تفکر همگرا دارند و در فکر و عمل خود از عرف و عادت پيروي مي کنند. پس، تفکر واگرا يعني دور شدن از يک نقطه مشترک که همان رسم و سنت و عرف اجتماع است و تفکر همگرا يعني نزديک شدن به آن نقطه.
امروزه ثابت شده است که بر خلاف باور بسياري که ابداع و خلاقيت را خصوصيت ذاتي بعضي افراد مي دانند، اين استعداد در نوع بشر به اندازه حافظه عموميت دارد و مي توان آن را با کاربرد اصول و فنون معين و ايجاد طرز تفکرهاي جديد و ايجاد محيطي مناسب پرورش داد.«رابرت اپسين» مي گويد: «من پس از بيست سال تحقيق، بررسي و مطالعه روي اين مساله به اين نتيجه رسيدم که همه انسان ها از قوه خلاقيت برخوردار هستند و استثنايي وجود ندارد.» پس مي توان موهبت خلاقيت را به کار نگرفتن پژمرده نمود و يا انجام فعاليت هايي که بيشترين امکان را براي پرورش خلاقيت ايجاد مي کند آن را توسعه داد. براي رشد استعداد خلاق، سازمان بايد شرايط و جو لازم را فراهم سازد، هر چند که خود فرد نيز در شد اين استعداد نقش اساسي دارد.

جهت گيري خلاقيت در سازمان هاي آموزشي
 

1- در اغلب آموزش هاي سنتي، فراگيران فقط در معرض مطالب و مهارت هاي ارائه شده از طرف معلم يا مدير قرار گرفته و مطابق برنامه از پيش تعيين شده حتي در جزئيات به پيش مي روند. در آموزش خلاقانه، فراگيرنده خود نقش فعال ايفا نموده و مربي يا رهبر به جز در کليات و جهت اصلي آموزش، نقش تعيين کننده اي ندارد.
2- برنامه هاي آموزش و محتواي مطالب حتي الامکان بايد موجب رشد و توسعه تفکر واگرا به جاي تفکر همگرا در فراگيران شود.
3- شناخت علائق و انگيزه عاطفي و غير عاطفي هر يک از فراگيران براي پيشبرد امر آموزشي ضروري است.
4- مباحث و فنون مطرح شده در هر مرحله از آموزش و پرورش فراگيرندگان بايد کاربردي ملموس وعملي در زندگي و کار فرد داشته باشند.
5- اميد به آينده و ايمان و اعتقاد به آنچه پس از تلاش و استمرار نصيب فراگير خواهد شد، بايد در دوره هاي آموزش خلاقيت مورد تاکيد قرار گيرد تا انگيزه بيشتري براي فراگيرنده به وجود آيد.
6- تجسم وضع آينده مساله و مقايسه آن با وضعيت فعلي، کمک مفيدي به يافتن راه حل هاي بديع خواهد نمود.
اولين قدم جهت شکوفاسازي خلاقيت، آن است که شخص بخواهد اين توانايي را به دست آورد و براي به دست آوردن آن، وقت و انرژي صرف کند و از آن مهم تر، وضعيت پذيرنده است که براي پذيرش تغيير آماده باشند. با رعايت اين شرط ها در عمل، خود به خود گام مهمي در جهت خلاق شدن و خلاقانه تفکر کردن برداشته مي شود. پس از اين کار بايد با دانش و فنون تفکر خلاق، خصوصيات، رفتار، و منش افراد خلاق و نوآور آشنا شد و آنها را در متن زندگي به کار برد، بايد خواست و چنان شد که افراد خلاق هستند.
يکي از خصوصيات بارز افراد خلاق، آن است که توانايي«نوع ديگر ديدن» در آنها زنده و فعال است. منظور از«نوع ديگر بدن» اين است که تنهابه يک حالت، به يک تعريف و يک تعبير از رويدادها اکتفا نکرد و ازخود پرسيد که غير از اين، چه تعبير ديگري مي تواند براي اين رويداد خاص وجود داشته باشد. تکنيکي وجود دارد که فرايند اخير را در انسان فعال مي سازد اين تکنيک ساده، پرسيدن يک سؤال از خود، در هنگام مواجهه با مسائل و موضعات است. اين سؤال حرکت دهنده در جهت توسعه نگاه انسان، سؤال«ديگه چي؟» است که موتور تفکر خلاق فرد را روشن مي کند و از اين طريق شخص، خود را وادار مي سازد که به دنبال برداشت ها و تعابير ديگري از موضوع برود و به يک تعبير، بسنده نکند.
هر چه در يک مورد يک موضوع، تعداد تکرار اين سؤال بيشتر باشد، دستاورد آن بيشتر خواهد بود. اين دستاورد، دستيابي به ايده هاي هر چه بيشتر است. البته اين امر، اسبابي دارد که از اصلي ترين آنها، پرهيز از تعجيل براي به پايان رساندن حل مسئله، است. بايد به خود، زمان کافي جهت دستيابي به راه حل هاي هرچه بيشتر را داد، حوصله داشت و تمام توان خود را در اين راستا به کار گرفت.
اصولاً استعداد خلاق در محيط هاي مطلوب، شکوفا و متبلور مي شود. بنابراين، يکي از الزامات و روش هاي مهم براي تبلور خلاقيت، ايجاد فضاي محرک، مستعد و به طور کلي خلاق است. درسازمانهاي آموزشي علاوه بر اين که چنين فضايي بايد براي معلمان و مديران مهيا باشد، معلمان نيز بايد زمينه لازم و فضاي مطلوب را براي دانش آموزان فراهم سازند.
يکي ديگر از شيوه هاي مهم و پرجذبه پرورش خلاقيت ونوآوري، مشورت است. اساسا يکي از نشانه هاي رشد اجتماعي، مشورت است و بدون ترديد افرادي که اهل مشورت هستند، از عقل و فکر بيشتري برخوردار مي باشند. اسلام نيز انسان را به شورا و مشورت ترغيب نموده و پيامبر اسلام نيز از مشورت به عنوان يکي اصل تربيتي استفاده کرده است. در واقع هر قدر مديران در سازمان هاي آموزشي از دانش و تجربه کافي برخوردار باشند، باز هم مشورت با ديگران، افق هاي تازه اي را براي آنها خواهد گشود.

ويژگي هاي افراد خلاق
 

بنابر تحقيقات و بررسي هاي انجام شده توسط صاحب نظران و پژوهشگران، عوامل زير در بروز خلاقيت مؤثر مي باشد:
نداشتن تعصب نسبت به تغيير، علاقه به يادگيري و کنجکاو بودن، علاقه به آزمايش و تجربه دائمي، گرايش به کارهاي پيچيده، توسعه دامنه دانش و آگاهي خود، واقع بيني، اعتماد به نفس بالا، توجه به زمان و وقت شناسي، شجاعت در پذيرش عيوب خود، توانايي تشخيص آنان و قدرت ترک عادت هاي ناپسند، توجه توام با رؤيا و عمل، رک گويي و صراحت بيان، داشتن قدرت جمع بندي مسائل و قضايا و نتيجه گيري، بيان عقيده خود در جلسات، عدم پافشاري در تحميل عقايد خود، شوخ طبعي، ميل به ريسک کردن، پشتکار و تلاش مستمر و داشتن ظرفيت بالا در تحمل ناملايمات.

موانع خلاقيت
 

موانع خلاقيت را مي توان به سه دسته تقسيم کرد: 1- موانع فردي 2- موانع اجتماعي 3- موانع سازماني

موانع فردي خلاقيت
 

نداشتن اعتماد به نفس و ترس از انتقاد و شکست، تمايل به همگوني و عدم تمرکز ذهني از مهم ترين آن مي باشد، به طور کلي موانع فردي خلاقيت شامل موارد ذيل مي باشند:
1- عدم اعتماد به نفس
2- دلسرد شدن
3- تاکيد بر عادت هاي پيشين
4- محافظه کاري
5- وابستگي و جمود فکري
6- عدم تمرکز ذهني
7- عدم استفاده از طرفين مغز
8- مقاوم نبودن
9- کمرويي
10- عدم انعطاف پذيري

تهديدها
 

1- رکود علمي نيروي انساني: منابع انساني که در واقع زير ساخت آموزش و پرورش هستند، متاثر از وقايع و فراز و نشيب هاي اجتماعي و بعضي باورهاي تحميلي از سوي عوامل بيروني، دچار نوعي بي انگيزگي و به دنبال آن رکود علمي گرديده اند که پيامدهاي زيان بار و مخرب آن علاوه بر خود منبع بر روي محصول نيز اثر گذاشته و محصول آينده را صرفاً با ارزش هاي کمي تربيت نموده و کمتر به کيفيت که در اينجا همان خلاقيت و مهارت هاي لازم است، پرداخته مي شود.
2- ديدگاه سنتي مديران و معلمان
3- فضاي نامناسب
4- محتوا محوري
5- ارزش گذاري هاي قالبي و کمي
6- انحراف از مسير ارزش يابي مستمر از اهداف تعريف شده

روش هايي براي ايجاد خلاقيت در آموزش و پرورش
 

1- تدوين و اجراي سياست هاي انگيزشي و تشويقي براي همکاران
2- آموزش نيروي انساني توسط اساتيد مجرب در قالب کارگاه هاي تابستاني
3- طرح موضوعات به صورت کابردي در جلسات شوراي معلمان
4- تشويق معلمان به آزمايش کردن و کاربست روش هاي تازه
5- ايجاد محيط آزاد و روابط صميمانه ميان معلمان و رهبران رسمي مدارس براي کاربست يافته ها و روش هاي نوين.
6- تشخيص ارزش کار و تشويق افرادي که به آزمايش روش هاي نوين مبادرت مي ورزند.

دانش آموزان:
 

1- براي پرسش هاي دانش آموزان بايد اهميت قائل شده و آنان را راهنمايي نمود تا خوب جواب پرسش ها را بيابند. (تقويت روحيه پرسشگري و کنجکاوي)
2- عقايد غيرعادي بايد مورد احترام قرار گيرد و ارزش آن براي کودکان روشن گردد.
3- بايد به کودکان نشان داد که عقايدشان داراي ارزش است و عقايدي است که امکان اجراي آن در کلاس ميسر باشد پذيرفتني است.
4- گاهي اوقات بدون اين که تهديدي از جهت نمره، ارزش يابي و يا انتقاد در کار باشد بايد کودکان را آزاد گذاشت تا کارهايي را که خودشان مي خواهند انجام دهند.
5- هرگز نبايد در مورد رفتار دانش آموزان بدون اين که علل و نتايج آن مشخص شود، قضاوت نمود.
6- تشويق دانش آموزان به داشتن و ارائه انديشه هاي بکر

کتب درسي
 

1- تجديد نظر در تدوين بعضي از کتب درسي با رويکرد کاربردي متون به ويژه در علوم پايه و فصل بندي موضوعي آن
2- تاکيد بر فعاليت ها و مهارت هاي خارج از کلاس و کاربست آموزه هاي علمي در زندگي عادي

نتيجه
 

همه سازمان ها براي بقا نيازمند انديشه هاي نو و نظرات بديع و تازه اند. خلاقيت و نوآوري چنان به هم آميخته اند که ارائه تعريف مستقلي از هر کدام دشور است. خلاقيت، پيدايي و توليد يک انديشه و فکر نو است در حالي که نوآوري عملي ساختن آن انديشه و فکر است.
براي آنکه ايده جديدي خلق شده و توسعه يابد، بايد نيروهاي پيش برنده بر نيروهاي بازدارنده غلبه کنند و شرايط به گونه اي باشد که نيروهاي پيش برنده ما را به سوي نظر و شيوه جديد رهنمون گردد. در زمينه فنون و تکنيک هاي خلاقيت و نوآوري شيوه هاي پيش برنده ما را به سوي نظر و شيوه جديد رهنمون گردد. در زمينه فنون و تکنيک هاي خلاقيت و نوآوري شيوه هاي متنوعي مانند تحرک مغزي، ارتباط اجباري، تجزيه و تحليل مورفولوژيک(ريخت شناسانه)، گردش تخيلي، سؤالات ايده برانگيز تفکر موازي مد نظر بوده که عمده اين روشها در راستاي رفع انسدادهاي ادراکي و پرورش نوآوري نقش تسهيل کنندگي دارند.
شايد يکي از مهمترين عوامل تسهيل و تقويت توان خلاقيت و نوآوري در سازمان، ساختار مناسب و تشکيلات با اهداف مورد نظر است. طبق سازمان، ساختار مناسب و تشکيلات با اهداف مورد نظر است. طبق نظر«برنز» ساختار زيستي يا ارگانيک، ساختار مناسب خلاقيت و نوآوري در سازمان است. عوامل مؤثر در خلاقيت و نوآوري به موارد زير تقسيم شده، اين عوامل عبارتند از:
1- به کارگيري و جذب نيروهاي خلاق و نوآوري در سازمان.
2- امکانات مناسب تحقيقاتي و مالي براي کوشش هاي نوآورانه.
3- آزادي عمل کافي در انجام فعاليت ها و تلاش هاي خلاق، همچنين به کارگيري نتايج حاصل از فعاليت هاي خلاق
4- دادن پاداش مناسب به افراد خلاق.
5- در خاتمه ذکر اين نکته ضروري است که تبادل فرهنگي ميان سازمان ها و در کنار هم قرار دادن افراد محافظه کار وسنتي با افراد نوجود و ايجاد محيطي که در آن اطلاعات و نظرات به سهولت مبادله مي گردند. همه تسهيلاتي است که مجموعه سازماني را که به سوي نوآوري و خلاقيت سوق مي دهد.
5- نيروي انساني موجود(شناسايي نيروهاي داراي ويژگي هاي فرد خلاق و به کارگيري اين افراد در گلوگاه هاي موجود)
6- مجامع تخصصي گروه هاي آموزشي: با توجه به نقش مشورت در پرورش خلاقيت، ورود به اين مجامع و ايجاد فضاي معنوي رشد خلاقيت در همکاران، به کارگيري و اجراي سياست هاي انگيزشي، رقابتي، ترويج روش هاي جديد، تجربه برگزاري کلاس درس خارج از محيط فيزيکي کلاس، ترويج نگراش نو به ارزش يابي مستمر مي تواند مؤثر واقع شود.
7- کميته پژوهش: انتخاب رابطين پژهشي در آموزشگاه ها و هدايت رابطين جهت ترويج ويژگي هاي خلاقيت و شناسايي دانش آموزان فعال و تشکيل گروه کاري دانش آموزي.
8- دانش آموزان: با توجه به بهره هوشي بالاي دانش آموزان ايراني، وجود استعدادهاي درخشان در آنها، اين منبع عظيم منسجم با ايجاد فرصت هاي لازم، محيط و فضاي مطلوب مي تواند تبديل به نيروي فعال کنجکاو و خلاق گردد.
اولياي دانش آموزان: والدين در محيط خانواده اين قابليت را دارند که محيط را جهت تقويت روحيه پرسشگري و کنجکاوي آماده نمايند و خود نيز با طرح پرسش و يا پاسخ منطقي به کنجکاوي فرزندان مسير را هموار نمايند.
منابع:
- عباس، غلامپور، خلاقيت و نوآوري در سازمان هاي آموزشي
- فصلنامه مديريت شماره هاي 23 الي 24
- تبور آگايي فيشاني، خلاقيت ونوآوري در انسان و سازمان ها
- سايت آفتاب
منبع: ماهنامه اطلاعات علمي شماره 366

صفات همسر خوب از دید قرآن

 
هر انساني به دنبال اين است که همسر خوبي داشته باشد. از اين رو دغدغه ي هر دختر و پسري دستيابي به همسري شايسته است و پس از ازدواج نيز نخستين پرسش ديگران اين است که آيا همسري خوب دارد يا نه؟
برخي ها در نگاه به اين مساله دچار اشتباه فاحش شده و ميان همسر خوب و همسر آرماني تفاوتي نمي بينند و در جستجوي همسري آرماني هستند که به نظر مي رسد براي بيشتر مردم، نشدني يا حتي محال باشد. البته همسر آرماني با توجه به بينش و نگرش و خواسته هاي شخص متفاوت است و نمي توان معيار يگانه واحدي براي آن بيان داشت. با اين همه، همسر آرماني را مي توان همسري دانست که از هيچ نظر با خواسته هاي مرد مخالفت نورزد و همه ي آنچه را که او نياز دارد برآورده کند. بطور طبيعي چنين چيزي شدني نيست؛ زيرا هر کسي مي کوشد تا خواسته هاي خود را برآورده کند که در اين ميان تفاوت هايي در سليقه و علاقه و اموري ديگر ولو جزيي وجود دارد که اجازه ي چنين تحرکي را نخواهد داد. بنابراين آنچه مي تواند مطلوب هر کسي باشد همسر خوب است که آن نيز با توجه به بينش، نگرش و گرايش اشخاص متفاوت بوده و از اموري دست نيافتني است و مي توان همسري يافت که به مفهوم واقعي همسر خوبي باشد.
در نوشتار حاضر با توجه به آموزه هاي قرآن کوشش شده تا همسر خوب شناخته و صفات و ويژگي هاي او بازگو شود و بر پايه ي معيارهاي قراني شيوه ي همسرداري خوب بيان شود.

قرآن و ملاک هاي همسر خوب
 

در تحليل قرآني، زن و مرد لازم و ملزوم يکديگرند، بنابراين هيچ گاه نمي توانند کمالي را بي يکديگر جستجو کنند. دستيابي به کمال مطلق زماني شدني است که زن و شوهر به عنوان جفت و همسر در کنار هم قرار بگيرند و براي تعالي و تکامل يکديگر بکوشند. ارتباط ميان زن و شوهر همانند ارتباط جزء و کل است که به يکديگر نياز جدي دارند و نمي توانند بدون هم کامل باشند. کمال در اينجا به معناي ضد نقيض است. به اين معنا که زن بي مرد يا مرد بي زن موجودي ناقص است و زماني به کمال مي رسد که در کنار هم زوج را تشکيل دهند. زن و شوهر، اگر تشبيه، گول زننده و فريبنده نباشد مانند دولنگه کفش هستند. آن دو کنار هم و با زوجيت است که از نقص بيرون مي آيند و در کنار هم مي توانند به کمالي دست يابند که فراتر از حد تصور است.

زن و مرد لازم و ملزوم يکديگرند
 

در تحليل قرآني زن و مرد، لازم و ملزومي هستند که بي يکديگر معنا و مفهوم درستي نخواهند يافت و به تکامل مطلق دست نمي يابند؛ زيرا آرامش زن به مرد است و مرد بي زن از نقص وجود خود رنج مي برد. از اين رو نمي توانند بي يکديگر حتي مقدمات تکامل را فراهم آورند، چه رسد به اينکه بتوانند به پر پرواز دست يابند.
قران بر عنصر زوجيت در هستي بسيار تأکيد مي ورزد و مي گويد که همه چيز را بر پايه ي زوجيت آفريده است. دسته بندي قرآن نشان مي دهد که هر کسي مي تواند در دو سوي کفر و ايمان يا حتي ميانه در نفاق باشد. اين گونه است که تفکر و بينش هر کسي مي تواند در چگونگي انتخاب و رفتار وي تأثير اساسي به جاي بگذارد. همسري که دنيا را از دريچه ي کفر و ماديت مي نگرد با همسرش به گونه يي رفتار مي کند که جهان بيني او را تشکيل مي دهد. حالت نفاق در حوزه ي ديني به نفاق در رفتار خانوادگي نيز گسترده مي شود. آدم هايي که با خداي خويش نفاق مي ورزند بطور حتم با همسر خويش نيز رفتار منافقانه در پيش مي گيرند.

ويژگي هاي همسر مناسب
 

قرآن در مسأله انتخاب همسر به عنوان زوجي که کامل کننده ي وجود و شخصيت اوست تأکيد فراوان مي ورزد و معيارهايي را براي انتخاب همسر بيان مي کند. قرآن، درباره ي لزوم رعايت شايستگي و اهميت اوصاف همسري که انسان برمي گزيند يا اگر ازدواج با همسر نامناسبي صورت گرفته، بايد اين شايستگي را در او پديد آورد. مباحثي را مطرح کرده و درباره ي همسران نامناسب که گاه در حد دشمن مي توانند کانون خانواده را فاسد کنند، هشدار مي دهد: «يا ايها الذين ءامنو ان من ازواجکم و اولادکم عدولکم فاخذوهم...» (تغابن، آيه 14) تکيه ي قرآن در موارد متعدد بر صلاحيت و شايستگي همسر، مفهومي عام است و شامل جنبه هاي گوناگون ظاهري همانند زيبايي جسمي و معنوي (ديني و اخلاقي) نيز مي تواند باشد. (انبياء، آيه ي).
از ديگر ويژگي هاي همسر مناسب آن است که از نظر جسمي سالم باشد و بتواند نيازهاي مرد را به عنوان همسر برآورده کند. نازايي يکي از مشکلاتي است که در برخي از زنان دچار آن هستند. هرچند که اين مساله به طور عادي پيش از ازدواج مشخص نمي شود، ولي در ادامه ي زندگي خلل وارد مي کند و آسايش را از خانه بيرون مي برد، مگر آنکه همسر از نظر روحي و رواني در مرتبه يي از تقوا باشد که بتواند بي فرزندي را تحمل کند يا با حفظ همسر و ازدواج ديگري اين خواسته ي خود را برآورده کند. قرآن در گزارشي به مساله نازايي همسران برخي از پيامبران از جمله حضرت ابراهيم خليل الله(ع) و زکريا (ع) اشاره مي کند. در گزارشي که از مساله ي اجابت دعاي زکريا (ع) به دست مي دهد بيان مي کند: «و اصلحنا له زوجه»: ما همسر و جفت زکريا را از نظر جسمي اصلاح کرديم.

صفات همسران شايسته
 

در برخي آيات، صفاتي مشخص، براي همسران شايسته ذکر شده است: از جمله در آيه ي 9 سوره ي انبياء به سه ويژگي خانواده ي زکريا اشاره شد: اينکه در انجام کار خير شتاب مي کردند، در همه حال، خدا را مي خواندند و همواره در برابر او خشوع داشتند. خداوند در آيه ي 5 سوره ي تحريم، شش صفت را براي همسران شايسته برشمرده که الگوي خوبي براي همه ي مسلمانان، هنگام انتخاب همسر است: 1- «اسلام» 2- «ايمان» 3- «اطاعت» 4- «توبه» 5- «عبادت خداوند» 6- «اهل گناه نبودن».
بنابراين همسر خوب، همسري است که در برابر شوهر مقاومت نکند و با اطاعت و فرمانبرداري از همسر در چارچوب رفتارهاي پسنديده و اخلاقي و قوانين شرعي، از محدوده ي حق و حقيقت تجاوز نکند.

احسان، اصل اساسي زندگي
 

در قرآن افزون بر مسأله ي حق و عدالت به مسأله ي احسان نيز توجه شده است. احسان امري فراتر از عدالت است؛ زيرا محسن کسي است که در حوزه ي هنجاري و اعمال نيک و صالح فراتر از وظيفه گام نهد و با عنايت ويژه يي به ديگران کمک مي رساند. از مصاديق احسان مي توان به عفو و گذشت و ايثار و از خود گذشتگي اشاره کرد. در زندگي خانوادگي هر چند همانند ديگر حوزه هاي فردي و اجتماعي، اصالت با عدل و عدالت است و هر کسي مي بايست حقوق طرف مقابل را بر پايه ي اصول عدالت رعايت کند، ولي زندگي خانوادگي به گونه يي پيچيده است که انسان بي اصل احسان نمي تواند زندگي کامل و موفقي داشته باشد. در بسياري از موارد ضروري است که همسر از حق خويش بگذرد و کوتاه آيد و به حکم احسان رفتار کند. از اين رو گفته اند که اساس زندگي خانوادگي و همسرداري، عفو و گذشت و احسان است. نيکوکاري و احسان، خانواده را با عشق و محبت به سمت و سويي مي برد که در اصطلاح آن را «خوشبختي» مي نامند.

ملاک همسر آرماني
 

با توجه به مطالب ذکر شده، همسر خوب و آرماني به مفهوم درست و واقعي همسري است که ملاک و معيار خود را در زندگي مشترک احسان و عفو و گذشت قرار دهد و با عاطفه و احساسات، زندگي دروني خانواده را مديريت کند. اين به آن معنا نيست که شخص، اصول عدالت و عقل و احکام آن را ناديده گيرد، بلکه از آن جايي که احسان امري فراتر و برتر از عدالت است کسي که احسان مي کند به طريق اولي اهل عدالت است و همان گونه که از عاطفه و احسان براي مديريت خانواده، بهره مي گيرد، از عقل و عدالت براي ساماندهي آن نيز به بهترين شکل ممکن سود مي برد.
منبع: 7 روز زندگي شماره

تبديل امامزاده يحيي (ع) سمنان به يكي از شاخص ترين امامزاده هاي كشور

مدير كل اوقاف و امور خيريه استان سمنان:

تبديل امامزاده يحيي (ع) سمنان به يكي از شاخص ترين امامزاده هاي كشور

 


راسخون : مدير كل اوقاف و امور خيريه سمنان خواستار تبديل امامزاده يحيي (ع) سمنان به عنوان يكي از شاخص ترين امامزاده هاي كشور در مسير حرم تا حرم شد .

به گزارش راسخون به نقل از روابط عمومي اداره كل اوقاف و امور خيريه استان سمنان ، حجت الاسلام و المسلمين قربانعلي صفائي پور در مراسم معارفه سرپرست اداره اوقاف و امور خيريه

ادامه نوشته

باورهای موفقیت آفرین

 
نویسنده: محمد معین ابراهیم زاده

 
شاید شما هم تاکنون با بسیاری از کسانی که در زندگی افرادی شاخص، قوی و محترم اند برخورد کرده باشید. این گونه افراد معمولاً روابطشان با دیگران بی نظیر است و از موفقیت­های شایانی برخوردارند. وقتی خوب به زندگی آن ها بنگریم، می­بینیم که زندگی آن ها بسیار ساده و معمولی است و در حدّ متوسط جامعه اند .
بسیاری از این افراد در گذشته خود، توفیق چندانی نداشته اند، ولی اینک در موفقیتی بسیار عالی به سر می برند . در اين راستا دکتر بنیامين بلوم استاد دانشگاه شیکاگو زندگی یکصد نفرازموفق ترین قهرمانان ورزش، موسیقی دانان و دانشجویان ممتاز را بررسی کرد و با کمال تعجّب دریافت که بیشتر این اعجوبه ها ، از اول افراد بسیار درخشانی نبوده اند.
راستی موفقیّت چیست؟ موفقیّت چگونه موقعیتی است و از کجا به دست می آید؟
به اعتقاد برخي از صاحب نظران، موفقیّت یک جریان است؛ جریانی مداوم که ضمن آن مشتاق آنیم که موقعیّت خود را تقویت و موفقیّت­های بیشتری کسب کنیم. فرصتی است که به تدریج از نظر احساسی، اجتماعی، روحی، جسمی و روشنفکری و … رشد نماییم. موفقیت گل راهی است که همیشه در دست ساختمان و پیش رفتنی است و راه پایانی هم ندارد، اما کسب شدنی و دست یافتنی است.
چرا همه مردم قدرتمند، خوشبخت و قوی و محترم نیستند؟
در عصری به سر می بریم که فناوری اطلاعات و ارتباطات حرف اول را مي زند، اما در دنیای ماشینی علم دانی و دانش دنيايي کافی نیست. هر موفّقیّت بزرگ در اثر عمل به دست می آید . آن چه اثر گذاراست، عمل است، توانمندی است. دانش فقط نیرویی نهفته است، آن هم در دست کسانی که می دانند چگونه می توانند عمل مؤثری را انجام دهند. پس عظمت زندگی در علم نیست، بلکه در عمل است. البته دانایی محور توانایی است و به قول حکیم توس « توانا بود هر که دانا بود».
روشن است که برای قرارگرفتن در راه موفقیّت باید هدفمان را بدانیم. باورهای غرورآفرین و انگیزه ساز را درنهاد خود تقویت کنیم .
باورهایی است که به آدمی نیرو می بخشد و موجب می شود که استعدادهای خود را بیشتر به کارگیریم، بیشتر فعالیت کنیم و به اقدامات بزرگتری دست بزنیم. هرچند در وهله نخست این باورها دست نیافتنی به نظر می رسد، اما این طرز تفکر و اعتقاد به آیین­ها، دریچه­های ذهن ما را به روی پنجره­ها و افق های تازه­ای می گشاید و مسیر بهره روزی و نیکبختی را برای ما هموار می کند.
یکی از این باورها، اعتقاد به مصلحت ها و خیرها در زندگی است. این که باورکنیم هر حادثه دارای دلیل و مقصودی است که به مصلحت ماست. چه بسا حوادث بسیاری در زندگی ما افتاده است که ابتدا فکر کرده ایم ، که آن حادثه یا اتفاق شر و نحوستی برایمان در برداشته، اما هنگامی که زمانی برآن می گذرد می بینیم، خیرو صلاح ما در آن بوده است. آن وقت است که می گوییم : « آن چه آن خسروکند شیرین بود. »
گاهی هم متوجه مي شويم كه عواملي در اين بين نقش منفي بازي مي كرده اند تا ما به مقصودي نرسيم. آنگاه است كه این مصرع را می خوانیم : « عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد. »
باور دیگر توجه به نتایج امور است و اعتقاد به این مسأله که چیزی به نام شکست وجود ندارد. با پذیرش این باور شکست بی معنی می شود وآن ترس نداريم. کسانی که از شکست می هراسند، زودتر از آنچه به نتایج مثبت برسند، ترس شکست و عدم موفقیت را تجربه می کنند . مارک تواین گفته است: « هیچ منظره ای غم انگیزتر از دیدن یک جوان بدبین نیست. »
درباره ادیسون داستان مشهوری نقل کرده اند که پس از این که او 9999 بار سعی کرد لامپ برق را اختراع کند و نتوانست، کسی از او پرسید: « خیال داری برای ده هزارمین بار شکست بخوری ؟ » وی جواب داد: « من شکست نخورده ام، بلکه یک راه دیگر را کشف کرده ام که به اختراع لامپ برق منتهی نمی شود. »
و اگر ادیسون از شکست می هراسید، هیچگاه ادیسون نمی شد و برق هم اختراع نمی شد.
باور سوم در افرادی یافت می شود که مسئولیت هر اتفاقی را به گردن می گیرند این باور در رهبران بزرگ و افراد موفق مشترک است.
شاید قبول مسئولیت، یکی از بهترین معیارهای توانایی و بلوغ اشخاص باشد. اينان کسانی اند که مسئولیت کارها را می­پذیرند و مشکلات را به گردن این و آن نمی اندازند.
شايد اين جمله شنيده باشيد كه: بزرگ ترین سرمایه ما، دیگرانند. این جمله باوری است که تقریباً درباره افرادی که دارای حسّ قوی احترام و تحسین نسبت به دیگران را دارند، صادق است. این گونه انسان ها نسبت به دیگران، احساس یگانگی، اشتراک هدف واتحاد می کنند و مسیر بهره روزی را بهتر سپری می نمایند. افراد موفق، کسانی هستند که راهکارهای برقراری ارتباط مؤثر با دیگران را می دانند و به این اصل رسیده اند که با چه زبانی از دیگران بپرسند چگونه می شود این کار را بهتر انجام داد؟ اینجاست که نقش مشاوره ای دیگران در کیفیّت بخشی به فعّالیّت ها و فرآیندها بیش از پیش روشن و تجربه و اندیشه دیگران سرمایه ما ، می­گردد.
از باورهای دیگري كه موفقیت آفرین است و مايه سازندگي و برازندگي انسان هاست، خستگی ناپذیري و پشتکار در کارها است. این که کار را نوعی تفریح بدانیم و بدان عشق بورزيم، از بیکاری نفرت و در انجام کارها شور وشعفی وصف ناپذیر داشته باشیم. در ضمن به نیروی همت و پشتکار ایمان بیاوریم و بدانیم که هیچ توفیق بزرگی بدون پشتکار و جدّیّت بی وقفه مقدور نیست و باورمان براین استوار باشد که پشتکار بیشتر، موفقیت بیشتری به همراه دارد.
پس بكوشیم باورهای موفقیت آفرین را در خود تقویت کنیم و مسیر خوشبختی و بهروزی را افق تا افق براي خود روشن سازيم.
منابع: به سوي كاميابي يا نيروي بيكران، جلد 1 و 2،نوشته آنتوني رابينز؛ ترجمه مهدي مجرد زاده كرماني، ناشر موسسه فرهنگي راه بين

افزايش ايدز ميان زنان ايراني

 
جام جم آنلاين: ريیس دفتر ایدز مدیریت بیماری های واگیردار وزارت بهداشت از افزایش آمار ابتلا به ایدز در میان زنان ایرانی خبر داد.
 

دکتر عباس صداقت، مهمترین عامل افزایش ایدز در سال های اخیر در میان زنان ایرانی را روابط جنسی پر خطر عنوان کرد.

وی تشریح کرد: با کنترل افزایش ایدز در میان معتادان و روش های تزریقی متاسفانه ایدز راه دیگری را برای خود باز کرده و از طریق روابط جنسی پرخطر در میان زنان خیابانی و جوانان بروز کرده است.

به گفته ريیس دفتر ایدز مدیریت بیماری های واگیردار وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، طبق آمار اعلام شده در سال 89، انتقال ویروس HIV در میان زنان و جوانان ایران 66.9 درصد از طریق مصرف مواد تزریقی و 21.1 درصد از طریق ارتباطات جنسی کنترل نشده بوده است.

وی تشریح کرد: با توجه به آمار ثبت شده از سال 65 تاکنون 69.9 درصد انتقال ویروسHIV از طریق مصرف مواد تزریقی و 10 درصد از طریق ارتباطات جنسی کنترل نشده، اتفاق افتاده که این آمار در سال 89 افزایش تصاعدی ابتلا به ایدز را از طریق رابطه های جنسی در میان این قشر نشان می دهد.

رئیس دفتر مدیریت بیماری های واگیردار وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی یاد آور شد: البته این امر بدیهی است که از نظر سیمای اپیدمی یک بیماری وقتی در یک گروه تحت کنترل در آید ویروس مسیر خود را تغییر داده و در میان گروه های پرخطر دیگر افزایش می یابد و از آنجایی که آسیب های اجتماعی در ارتباط با ایدز بوده و از طرف دیگر شیوع مصرف مواد روانگردان و محرک در بسیاری از کشورها از جمله ایران افزایش یافته، خطر انتقال ویروس را از طریق ارتباطات جنسی کنترل نشده بیش از گذشته افزایش داده است.

وی ابراز امیدواری کرد که با تکیه بر سومین برنامه استراتژیک کشور و با کمک سازمان های آموزش و پرورش، صدا و سیما، زندان ها و بهزیستی شاهد موفقیت هایی برای کنترل  HIVهمچون مصرف مواد تزریقی باشیم.(مهر)

عکس/ دوچرخه اسلامی بانوان

 
 
 
 
 
اگر برای تولید این طرح کمک شود، تا دو ماه آینده شاهد ورود دوچرخه‌های اسلامی در سطح شهر خواهیم بود. رئیس هیأت مدیره یکی از شرکت‌های طراح دوچرخه برای بانوان، در گفت‌و‌گو با تابناک اظهار داشت: برای طراحی این دوچرخه، چهار ماه وقت صرف شده تا مشکلات شرعی که برای دوچرخه عنوان می‌شد، رفع شود و با توجه به نیاز‌های جسمی بانوان، یک تغییر عمده نیز در دوچرخه‌ها صورت گرفت و کمی برقی شده‌اند.