شوش با قدمتی بیش از پنج هزار سال، یکی از کهن‌ترین مراکز سکونتی دنیای باستان و از مهم‌ترین مناطق تاریخی ایران است که امروزه  آثار این تمدن غنی موزه‌های فرانسویان را پررونق كرده است.
غارت میراث تاریخی ایران ،رسماً از دوره‌ی سلطنت ناصرالدین شاه قاجار آغاز شد چرا که فرانسویان امتیاز حفاری را در منطقه‌ی تاریخی شوش بدست آوردند.
به موجب این قرارداد، یک مهندس معمار فرانسوی به نام "مارسل دیولافوا" برای تهیه‌ی کاوشهای باستان شناسی در شوش به سال 1883 میلادی وارد ایران و کاوش  در شوش رسما در سال 1885 میلادی آغاز شد. به طوریکه نزدیک به 95 سال این کاوش ها و حفاری ها ادامه پیدا کرد.
کشفیات دیولافوا و گنجینه های گرانبهایی كه او از حفاری‌ها شوش بدست آورد، توانست مدال لژیون دونور در تاریخ 20 اكتبر 1886 را از آن خود کند.
فرانسویان بدون در نظر گرفتن مفاد قرارداد بسته شده با دولت ایران، با روش‌های غیرقانونی، اشیاء مکشوفه و حتا اجزاء معماری را که جابه‌جایی آن‌ها به شیوایی در توافق‌نامه جلوگیری شده بود، به موزه‌ی «لوور» پاریس منتقل كردند که  این امر باعث شکایت درباریان شد و این قرارداد به واسطه مرگ ناصرالدین شاه به حالت تعلیق درآمد.
بار دیگر در دوران سلطنت مظفرالدین شاه قاجار درسال 1898میلادی فرانسویان قدم پیش نهاده و خواستار اجرای قرارداد بسته‌ شده‌ی دیگری شدند.
شاه ایران وعده همکاری داد و همین امر منجر به قرارداد جدید و غیرمنصفانه ای شد که در سال 1900 میلادی میان دولت ایران و فرانسه بسته شد که به قرارداد "دمورگان" مشهور شد.
چراکه این بار "ژاک دمورگان" برای حفاری شوش به ایران فرستاده شد. به موجب عقد این قرار داد نه تنها امتیاز کاوشهای شوش بلکه مطالعات و حفاری های باستان شناسی سراسر ایران به انحصار فرانسویان درآمد.
در سالهای حفاری شوش ، صدها صندوق آثار گرانبها بدون پرداخت حتا عوارض گمرک به فرانسه فرستاده شد.
عتیقه های کشف شده در منطقه (بجز طلا و نقره) تماما رایگان به انجمن علمی فرانسه تعلق میِ‌گرفت، و اگرهم عتیقه ای از جنس طلا یا نقره به دست می‌آمد، هم وزن آن به نرخ عادله طلا و نقره در بازار روز به ایران پول می‌دادند.
دمورگان با استخدام تعداد زیادی کارگر به سرعت و بدون توجه به لایه نگاری اطلاعات زیادی را از بین برد. و اشیاء مکشوفه را به فرانسه منتقل نمود، که از مهمترین آنها می توان به «لوح حمورابی» اولین قانون نوشته شده‌ی بشری و مجسمه «ناپیراسو» ملکه آشور متعلق به چهل قرن پیش، كه سه تن وزن داشت را به نیم میلیون تومان قیمت گذاشته بودند و در 1904 از ایران به پاریس فرستاده شد، نام برد.
دمورگان علاوه بر غارت میراث ایران به تخریب آن هم اهتمام ورزید. او قلعه شوش یا  شاتو  رابر مرتفع ترین تل شوش یا «آکروپولیس» با یك طرح قرون وسطایی اروپا درسال  1898  برپا ساخت.
ساختمان این قلعه كه با نظارت حاج مصطفی دزفولی  آغاز گردید تا سال ۱۹۱۲ میلادی به انجام رسید. پلان قلعه ذوزنقه شكل است كه قاعده كوچك آن در سمت شمال واقع شده است. دور تا دور آن را راهرویی احاطه كرده وردیف اطاقهایی به سمت حیاط، برگرد آن قرار گرفته اند. برج شمال غربی قلعه مربع شكل وبرج شمالی شرقی، دایره شكل است.
دمورگان ازبرای ساخت این قلعه دلایل زیر را آورد:
مکانی برای اقامت هیات کاوشگر ، محلی برای نگهداری و مطالعه اولیه اشیاء به دست آمده از کاوش محوطه باستانی شوش و جلوگیری از شبیخونهای اقوام عشایری که چندین بار به هیات فرانسوی هجوم آورده بودند.
 و جالب اینجاست مصالحی که برای ساخت این قلعه استفاده شد از آجرهای بازمانده از دورانهای مختلف محوطه باستانی شوش و محوطه‌های اطراف آن از جمله محوطه هفت‌تپه کاخ آپادانا و چغازنبیل بود در دیوارهای نمای داخلی و خارجی قلعه، کف‌فرش آجری و بعضاً پله‌ها به‌کاربرده شد.
 خلاصه اینکه در ضمن  حفاری شوش، با شکوه ترین قلعه و موزه آجر ایران خلق و تپه آکروپولیس که جزیی از تاریخ و میراث این كشور بود، به نابودی کشیده شد.
چرا که طبق قرارداد، تمامی الواح و سفال‌های به دست آمده از منطقه متعلق به فرانسویان بود و آنها مختار به هرگونه استفاده ای از آن بودند.
...و اینگونه شد که امروز برای دیدن میراث خویشتن بایستی از موزه‌های اروپایی دیدن كنیم