هولوکاست 9 میلیون ایرانی به دست بریتانیای کبیر + تصاویر





 

نقل قول:
آیا می دانید هولوکاست واقعی در ایران رخ داده است؟از قحطی بزرگ در ایران چه می دانید؟ آیا می دانید مابین سالهای 1917 تا 1919 بیش از 40 درصد جمعیت ایران جان خود را از دست دادند؟ برای آشنایی با چگونگی هولوکاست 9 میلیون ایرانی با طراحی بریتانیا، با گزارش ویژه مشرق همراه شوید.
گروه گزارش های ویژه مشرق؛ طی سال های 1917 تا 1919 ایران با وجود اعلام بی طرفی در جنگ جهانی اول، بیشترین آسیب را از این جنگ ویرانگر دید و در حدود نیمی از جمعیت کشور قربانی مطامع کشورهای بزرگ و استعمارگر آن دوران شدند. اسناد این قتل عام قریب به 10 میلیون نفری همچنان در ردیف اسناد طبقه بندی شده و سری انگلستان قرار دارد و این کشور هنوز هم از انتشار آن ها ممانعت می کند. گزارش زیر با توجه به کتاب "قحطی بزرگ" نوشته دکتر محمد قلی مجد نوشته شده است که یکی از منابع انگشت شمار موجود درباره هولوکاست 9 میلیون نفری ایرانیان بوده و با استناد به اظهارات شاهدان و برخی اسناد تاریخی در دسترس نوشته شده است. عکس های مربوط به تلفات قحطی برگرفته از کتاب دکتر مجد و دیگر منابع تاریخی است.

با کشته شدن ولیعهد اتریش در سال 1914 جرقه جنگ جهانی اول زده شد. کشورهای روسیه، فرانسه و بریتانیا تحت عنوان "دول متفق" و کشورهای اتریش و آلمان به عنوان "دول محور" آغاز شد و سپس عثمانی، ایتالیا و ژاپن نیز با پیوستن به این گروه، میدان جنگ را به آسیا و خاورمیانه نیز گسترش دادند.

در زمان آغاز جنگ جهانی اول، وضعیت داخلی ایران بسیار متزلزل بود. اوضاع آشفته و نابسامان اقتصادی و سیاسی و مداخله بدون حد و مرز قدرتهای خارجی، ایران را تا آستانه یک دولت ورشکسته پیش برد. هشت روز پس از تاجگذاری احمدشاه قاجار، جنگ جهانی اول آغاز شد و مستوفی الممالک نخست وزیر ایران رسما موضع بی طرفانه ایران را به دول متخاصم اعلام نمود.

ورود نیروهای متفقین - روس و انگلیس - به ایران
دولت عثمانی نیز با بهانه تراشی در مورد حضور نیروهای روس در آذربایجان، از مرزهای شمال غرب نیروهای خود را وارد کشور کرده و توقف نقض بی طرفی را به خروج روسیه از آذربایجان موکول کرد.قواي روس در شهرهاي آذربايجان، اردبيل، قزوين و انزلي، حضور داشتند و بخشهايي از جنوب كشور از جمله بوشهر و بندر لنگه نيز در اشغال نيروي انگليس بود.
همچنین واحدهايي از سربازان انگليسي به همراه نیروهای هندي تحت امر خود از بحرين وارد آبادان شدند و اين شهر را اشغال كردند. عمده ‏ترين توجيه ورود اين نيروي نظامي، ضرورت محافظت از تأسيسات استخراج نفت در منطقه خوزستان بود.

با انقلاب اکتبر 1917 روسیه، نیروهای روس از ایران خارج شدند و انگلیس برنامه ریزی خود برای پر کردن جای این نیروها را با بزرگ نمایی خطر آلمان ها و عثمانی آغاز کرد و بدین ترتیب انگلیسی ها از سال 1917 ایران را تحت اشغال خود درآوردند.
به گزارش مشرق، حكومت مركزي صرف نظر از معضلات سياسي، با بحرانهاي متعددی در ابعاد اقتصادي نیز مواجه بود و به دلايل گوناگون از جمله : دخالت بيگانگان، درگيريهاي سياسي جناحهاي حاكم، بي لياقتي و فساد جمعي از دولتمردان، فقر و محروميت توده ‏هاي مردم که به طرز اعجاب‏ انگيري رو به گسترش بود، اوضاع نابسامان موجود را پيچيده تر كرده بود.

اجساد گرسنگان در گوشه و کنار کوچه و بازار هیزم وار بر روی هم انباشته شده بود
در همین زمان قحطی در ایران بیداد می کرد و همه روزه کودکان، زنان و سالمندان بسیاری را به کام مرگ می کشاند. نیروهای اشغالگر انگلیس تمامی منابع و تولیدات کشاورزی را برای گذران نیاز نظامیان در جنگ خود، خریداری کرده و احتکار می کردند. عجیب تر اینکه ارتش بریتانیا مانع از واردات مواد غذایی از بین النهرین و هند و حتی از آمریکا به ایران شد.

سربازان انگلیسی علاوه بر این بدلیل عدم رعایت بهداشت موجب شیوع بیماری هایی نظیر آنفولانزا و وبا در ایران شدند که بدلیل قحطی و عدم توانایی مردم برای مقاومت در برابر بیماری ها، مبتلایان جان خود را از دست می دادند.

جعفر شهری نویسنده و شاهد این قحطی بزرگ می نویسد: "در همين قحطي نيز بود كه نيمي از جمعيت پايتخت از گرسنگي تلف شده، اجساد گرسنگان در گوشه و كنار كوچه و بازار هيزم‏ وار بر روي هم انباشته شده، كفن و دفن آنها ميسر نمي‏گرديد و قيمت گندم از خرواري 4 تومان به 400 تومان و جو از من 2 تومان به 200 تومان رسيده، هنوز دارندگان و محتكران آنها حاضر به فروش نمي‏شدند."

میرزا خلیل خان ثقفی - پزشک دربار - در خاطرات خود از اوضاع حاکم بر تهران می گوید که نشان دهنده عمق فاجعه در پایتخت است:
"از يكي از گذرگاه هاي تهران عبور مي‏كردم. به بازارچه‏ اي رسيدم كه در آنجا دكان دمپخت‌پزي بود. رو به روي آن دكان، دو نفر زن پشت به ديوار ايستاده بودند. يكي از آنها پيرزني بود صغيرالجثه و ديگري زني جوان و بلندقامت. پيرزن كه صورتش باز بود و كاسه گليني در دست داشت، گريه‏ كنان گفت : اي آقا، به من و اين دختر بدبختم رحم كنيد؛ يك چارك از اين دمپخت خريده و به ما بدهيد، مدتي است كه هيچ كدام غذا نخورده‏ ايم و نزديك است از گرسنگي هلاك شويم.
گفتم : قيمت يك چارك دمپخت چقدر است تا هر قدر پولش شد، بدهم خودتان بخريد. گفتند: نه آقا، شما بخريد و به ما بدهيد چون ما زن هستيم، فروشنده ممكن است دمپخت را كم كشيده و ما متضرر شویم. يك چارك دمپخت خريده و در كاسه آنها ريختم. همان جا مشغول خوردن شدند و به طوري سريع اين كار را انجام دادند كه من هنوز فكر خود را درباره وضع آنها تمام نكرده بودم، ديدم كه دمپخت را تمام كردند. گفتم: اگر سير نشده‏ ايد يك چارك ديگر برايتان بخرم، گفتند : آري بخريد و مرحمت كنيد، خداوند به شما اجر خير بدهد و سايه‏ تان را از سر اهل و عيالتان كم نكند.


قحطی بزرگ در ایران مردم را به مردار خواری وا داشته بود
از آنجا گذشتم و رسيدم به گذرِ تقي خان. در گذر تقي خان يك دكان شيربرنج فروشي بود. در روي بساط يك مجموعه بزرگ شيربرنج بود كه تقريباَ ثلثي از آن فروخته شد و يك كاسه شيره با بشقابهاي خالي و چند عدد قاشق نيز در روي بساط گذاشته بودند. من از وسط كوچه رو به بالا حركت مي‏كردم و نزديك بود به دكان برسم كه ناگهان در طرف مقابلم چشمم به دختري افتاد كه در كنار ديواري ايستاده و چشم به من دوخته بود.
دفعتاَ نگاهش از سوي من برگشت و به بساط شيربرنج فروشي افتاد. آن دختر، شش، هفت سال بيشتر نداشت. لباسها و چادرش پاره پاره بود و چشمان و ابروانش سياه و با وصف آن اندام لاغر و چهره زرد كه تقريباَ به رنگ كاه درآمده بود بسيار خوشگل و زيبا بود. همين كه نگاهش به شيربرنج افتاد لرزشي بسيار شديد در تمام اندامش پديدار گشت و دستهاي خود را به حال التماس به جانب من و دكان شيربرنج فروشي كه هر دو در يك امتداد قرار گرفته بوديم دراز كرد و خواست اشاره ‏كنان چيزي بگويد اما قوت و طاقتش تمام شد و در حالي كه صداي نامفهومي شبيه به ناله از سينه ‏اش بيرون آمده، به روي زمين افتاد و ضعف كرد.
من فوراَ به صاحب دكان دستور دادم كه يك بشقاب شيربرنج كه رويش شيره هم ريخته بود آورده و چند قاشقي به آن دختر خورانديم. پس از اينكه اندكي حالش به جا آمد و توانست حرف بزند. گفت : ديگر نمي‏خورم، باقي اين شيربرنج را بدهيد ببرم براي مادرم تا او بخورد و مثل پدرم از گرسنگي نميرد.»
This image has been resized. Click this bar to view the full image. The original image is sized 787x529 and weights 91KB.

نیروهای انگلیس تمام محصولات کشاورزی را با قیمت بالا از کشاورزان می خریدند و برای سربازان خود احتکار می کردند

محمد قلی مجد در کتاب "قحطی بزرگ" خود می نویسد: بر اثر چنین فاجعه عظیمی بود که جامعه ایرانی به شدت فروپاشید و استعمار بریتانیا توانست به سادگی حکومت دست نشانده خود را در قالب کودتای 1299 بر ایران تحمیل کند. مجد چنین نتیجه میگیرد: «هیچ تردیدی نیست که انگلیسیها از قحطی و نسل کشی به عنوان وسیله ای برای سلطه بر ایران استفاده میکردند.

احمدشاه بزرگترین محتکر غلات در زمان قحطی بود

بدتر از هر مصیبت دیگر، مشاركت شاه و جمعي از حواريون او در احتكار مايحتاج عمومي است كه نشان از بي مايگي و بي اعتنايي به تنگدستي مردم به روزگار اشغال كشورش از سوي اجانب دارد. در اين برهه ميرزا حسن خان مستوفي‏ الممالك با جديت و تلاش فراوان، به رغم درگير شدن با عوامل آشكار و نهان انگليس و روس، با وضع برنامیه اي درصدد نجات هموطنان خود از اين وضع آشفته، مقابله با محتكران و اتخاذ تدابيري براي خريد عادلانه ارزاق عمومي به ويژه گندم، برنج، جو و توزيع آن ميان هموطنان بود.



احمدشاه با وجود قحطی فراگیر حاضر به توزیع گندم های انبار شده در میان مردم نبود
يكي از محتكران عمده غلات، احمدشاه جوان بود كه تن به پيشنهاد خريد منصفانه رئيس‏ الوزراي خود نيز نمي‏داد و مقادير زیادی گندم و جو در انبارها ذخيره كرده بود. شاه قاجار در برابر پيشنهادهاي خريد صدراعظم خود اظهار مي‏داشت « جز به قيمت روز به صورت ديگر حاضر براي فروش نيستم».
در زمان قحطی نانوایان و خانه داران از جو و سایر غلات به جای گندم استفاده می کردند

شاه قاجار گندم مورد نیاز مردم برای پخت نان را جز به قیمت روز نمی فروخت
در زمان قحطی، شکل همه عوض شده و مردم دیگر به انسان شباهتی نداشتند. همه با چشمانی گود افتاده چهار دست و پا می خزیدند و علف و ریشه درختان را می خوردند. هر چه از جاندار و بی جان در دسترس بود به غذای مردم تبدیل شده بود. سگ، گربه، کلاغ، موش، خر و ...


داناهو افسر شناخته شده اطلاعات نظامی انگلستان و نماینده سیاسی آن دولت در غرب ایران در سالهای 1918 و 1919 درباره قحطی درغرب ایران اینگونه می نویسد:

"اجساد چروکیده زنان و مردان، پشته شده و در معابر عمومی افتاده اند. در میان انگشتان چروکیده آنان همچنان مشتی علف که از کنار جاده کنده اند و یا ریشه هایی که از مزارع در آورده اند به چشم می خورد؛ با این علفها می خواستند رنج ناشی از قحطی و مرگ را تاب بیاورند. در جایی دیگر، پابرهنه ای با چشمان گود افتاده که دیگر شباهت چندانی به انسان نداشت، چهار دست و پا روی جاده جلوی خودرویی که نزدیک می شد می خزید و در حالی که نای حرف زدن نداشت با اشاراتی برای لقمه نانی التماس می کرد."
قحطی 1917؛ بزرگترین فاجعه تاریخ ایران
قحطی بزرگ ایران در سالهای 1917 تا 1919 از حمله مغول در قرن سیزدهم میلادی نیز بسیار عظیم تر بوده است.

از گزارش‌های مطبوعات آن زمان کاملا روشن است که در تابستان 1917 ایران در آستانه قحطی قرار داشت و برداشت محصولات تنها وقفه‌ای کوتاه در آن ایجاد کرده بود. روزنامه ایران در 18 اوت 1917 چنین گزارش می‌دهد: «بر اثر تلاش‌های دولت، هم‌اکنون مقدار قابل توجهی غله در حال ورود به شهر است و دیروز قیمت جو در هر خروار از 35 تومان به 30 تومان کاهش یافت». اما این تسکینی گذرا بود. ایران در 21 سپتامبر 1917 می‌نویسد: «نبود غله دارد در سراسر ایران قحطی به وجود می‌آورد. تاثیر کمبود غله بویژه در کاشان مشهود است و هیچ ترفندی نمی‌تواند اوضاع را بهتر کند، زیرا حمل غله از قم یا سلطان‌آباد به کاشان ممنوع است و مازاد غله این مناطق به شهرهای شمالی ارسال می‌شود».

بدلیل ممنوعیت ورود غله از قم و سلطان آباد به کاشان بسیاری از مردم این شهر از گرسنگی کشته شدند
«جان لارنس کالدول» در گزارشی با عنوان «فقر و رنج در ایران» به تاریخ 4 اکتبر 1917 به تشریح قحطی فزاینده پرداخته و می‌نویسد: «کمبود مواد غذایی، بویژه گندم و انواع نان، سراسر ایران بویژه مناطق شمالی و حاشیه‌ای و نیز تهران را چنان در برگرفته که پیش‌ از آغاز زمستان، فقر و رنج وسیعی پدید آمده است. تردیدی نیست که زمستان امسال مرگ و گرسنگی چند برابر خواهد شد... حتی در این موقع از سال، قیمت ارزاق به بالاترین حد خود طی چندین سال گذشته رسیده و کمبود غله و میوه‌جات حقیقتا هشداردهنده است».
گرسنگی فراگیر در تمام نقاط ایران

مجد در کتاب خود با اشاره به تلگراف ها و مکتابات موجود و همچنین روزنامه های آن روز از فراگیر شدن قحطی در تمام نقاط کشور اینگونه می نویسد:

از ژانویه 1918، کارد به استخوان رسید. در گزارش روزنامه رعد در یازدهم ژانویه 1918 چنین آمده است: «به گزارش نظمیه، هفته گذشته 51 نفر بر اثر گرسنگی و سرما در خیابان‌های تهران جان باخته‌اند». در همین مقاله به اقدامات امدادی انجام گرفته برای مقابله با قحطی در تهران اشاره شده است: «تا پایان دسامبر، کمیته مرکزی صدقات اقدامات زیر را برای فقرای شهر به انجام رسانده است: اختصاص باغ اعتماد حضور با اتاق‌های زیاد و با اسباب و اثاثیه مورد نیاز و گرمایش برای اقامت مستمندان، اختصاص باغ مجزایی برای زنان مستمند و کودکان، پناه دادن به یک‌هزار نفر ایجاد یک حمام برای آنها، تأمین البسه مورد نیاز، تأمین جیره روزانه برای چای، آش و برنج، معالجه بیماران، نگهداری از زنان باردار و تأمین شیر نوزادان یتیم، تأسیس یک مریضخانه 30 تختخوابی، ایجاد کارخانه‌ای برای قالیبافی زنان و کودکان که تاکنون 8 دستگاه دار قالیبافی در حال کار در آن مستقر شده است و تعیین معلمی برای تعلیم علوم دینی به کودکان».

رعد در بیستم ژانویه درباره بیماری و گرسنگی می‌نویسد: «در چند روز گذشته تعدادی بر اثر وبا در بارفروش و دیگر نقاط نزدیک دریای خزر درگذشته‌اند».




اجساد قربانیان بیماری و گرسنگی در گوشه کنار شهرها و جاده ها دیده می شد
رعد در 28 ژانویه درباره اوضاع قم می‌نویسد: «اوضاع شهر قم از نظر مواد غذایی اسفبار است. طی هفته گذشته، بیش از 50 نفر بر اثر گرسنگی و سرما جان باخته‌اند و تعدادی از آنها هنوز دفن نشده‌اند. برخی از مردم برای غذایشان تنها خون گوسفند در دسترس دارند».

این روزنامه در شماره 29 ژانویه درباره پیشنهاد گشایش نانوایی‌های دولتی در تهران می‌نویسد: «دولت بنا دارد 20 دکان نانوایی برای فروش نان ارزان به فقرا باز کند و نانوایان دیگر هم می‌توانند به هر قیمت که بخواهند نان بفروشند». رعد در 5 فوریه 1918 درباره آمار مرگ و میر در خیابان‌های تهران می‌نویسد: «حاکم تهران به وزارت داخله گزارش داده است، طی 20 روز گذشته تعداد مردگان بویژه به‌خاطر قحطی در تهران به 520 نفر رسیده است، یعنی به‌طور متوسط در هر روز 36 نفر».
کالدول در تلگرافی به تاریخ 22 ژانویه 1918، چنین گزارش می‌کند: «در شهر‌های گوناگون به امداد فوری نیاز است. روزانه چندین مرگ گزارش می‌شود. در ولایاتی که دولت ایران قیمت‌های خاصی را تعیین کرده حجم محدودی از گندم، برنج و دیگر مواد غذایی را می‌توان خرید.

زنان روزها در صف نانوایی منتظر دریافت نان بودند و نهایتا بسیاری از آنها دست خالی و گرسنه باز میگشتند
سخت‌ترین مشکل، تأمین امکانات دارویی و پزشکی است. واردات مواد غذایی اگر غیرممکن نباشد بسیار سخت است. قیمت‌ها گزافند، گندم هر بوشل 15 تا 20 دلار... مردم و مقامات مسؤول با هم همکاری می‌کنند اما موضوع از توان آنها به تنهایی خارج است. سازمان‌های محلی ماهانه 20 هزار دلار در تهران هزینه می‌کنند اما این مقدار تنها نیاز 10 درصد نیازمندان شهر را پاسخ می‌دهد. در دیگر ولایات نیز شرایط به همین منوال است».

کالدول در اول فوریه 1918 اینگونه تلگراف می‌زند: «مشکل قحطی کاهش نیافته است». کالدول در گزارش مطبوعاتی دیگری برخی اخبار قحطی را در اختیار مطبوعات قرار می‌دهد. در 14 فوریه 1918، دکتر ساموئل جردن، رئیس کالج آمریکا در تلگرافی چنین می‌نویسد: «تنها در تهران 40‌هزار بینوا وجود دارد. مردم، مردار حیوانات را می‌خورند. زنان نوزادان خود را سر راه می‌گذارند».


گزاش های وایت و ساوترد
در ماه آوریل 1918، فرانسیس وایت دبیر سفارت آمریکا از بغداد به تهران سفر می کند. کالدول می نویسد: " مفتخرا به ضمیمه، یادداشت دبیر سفارت را که حاوی اطلاعاتی است که نامبرده طی سفر خود از بغداد به تهران گردآوری کرده و ممکن است مورد علاقه آن وزارتخانه قرار گیرد، ارسال می کنم." وایت وضع گرسنگی را چنین تشریح می کند:
در سرتاسر جاده ها کودکان لخت دیده می شوند که فقط پوست و استخوان اند. قطر ساقهایشان بیش از سه اینچ نیست و صورتشان مانند پیرمردان و پیرزنان هشتاد ساله تکیده و چروکیده است. همه جا کمبود دیده می شود و مردم ناگزیرند علف و یونجه بخورند و حتی دانه ها را از سرگین سطح جاده جمع می کنند تا نان درست کنند. در همدان چندین مورد دیده شد که گوشت انسان می خورند و دیدن صحنه درگیری کودکان و سگها بر سر جسد و یا بدست آوردن زباله هایی که به خیابان ها ریخته می شود عجیب نیست.
قحطی و وبا، بهار 1918
در بهار 1918، قحطی شدت گرفت. در اول مارس 1918، کالدول تلگراف زیر را مخابره کرد: "کابینه به علت اوضاع سیاسی و قحطی استعفا می دهد." در شانزدهم مارس 1918، شولر دبیر کمیته امداد آمریکا در ایران به چارلز ویکری در نیویورک چنین تلگراف می زند که: "وضع نگران کننده اضطراری ادامه دارد. صدها نفر مرده اند. غذای نزدیک به بیست هزار نفر در تهران تامین شده اما کارهای امدادی به مشهد، همدان، قزوین، کرمانشاه و سلطان آباد نیز تسری یافته است." در 17 آوریل کالدول تلگراف می زند که: "گرسنگی شدت گرفته و ناآرامی در شمال غرب ایران افزایش یافته است."


این اوضاع اسفبار بهار 1918 در مروسله ای از سوی کالدول توصیف شده است. به رغم فعالیت های وسیع کمیته امداد نجات و تغذیه بیش از هزاران گرسنه، کالدول می گوید:
هزاران نفر که کمک به آن ها میسر نشد به علت گرسنگی و بیماری به ویژه در تهران، مشهد و همدان جان خود را از دست دادند. اطلاعات موثق حاکی از آن است که فلاکت و گرسنگی چنان مهیب است که صدها نفر از مردم از علف و حیوانات مرده تغذیه کرده اند و حتی گاه از گوشت انسان ها نیز خورده اند...فلاکت گسترده حتی بر شهرهای کوچک و هزاران روستای ایران حاکم بوده است.
اما دسترسی به این اماکن به سبب فقدان تسهیلات حمل مواد غذایی به این نواحی دور افتاده کوهستانی و متروک تقریبا غیرممکن است. به نظر می رسد ایرانیان اصیل به دیدن مرگ درفجیع ترین شکل آن، یعنی مرگ در اثر گرسنگی، عادت کرده اند. و حتی خارجیان اینجا تا حدودی به سبب مشاهده فلاکت فراگیر در مقابل آن مقاوم شده اند.
یک شاهد عینی ایرانی در خاطراتش شمار افرادی که در سال نخست قحطی در تهران به علت گرسنگی جان خود را از دست دادند دست کم سی هزار نفر می داند و می گوید اجساد در کوچه ها و خیابانهای پایتخت پراکنده بودند. به علاوه، در مرده شویخانه نیز اجساد روی هم انباشته شده و در گورهای دسته جمعی دفن می شدند. هر جا که قحطی از بین می رفت، وبا و تیفوئید شروع می شد.


چند تن از افسران بریتانیایی حاضر در ایران در زمان قحطی بزرگ

سرگرد داناهو در خاطرات خود می گوید:
بریتانیایی ها در تأمین آذوقه مردم همدان هم بسیار ضعیف عمل کردند. به گفته داناهو: در این زمان شمار مرگ و میر به علت گرسنگی افزایش یافته بود و نان که تنها غذای فقرا و وعده اصلی غذای آنان به شمار می آمد به شدت گران شده و به 14 قران در هر من رسیده بود. همدان به شهر وحشت تبدیل شده بود.
نبود دولت مقتدر تشدید کننده احتکار و گرانی

طی تابستان و پاییز 1918، به رغم محصول خوب، قحطی با همان شدت ادامه یافت. کالدول در تاریخ 22 ژوئن 1918، در مورد بهای اقلام ضروری در فصل برداشت محصول چنین گزارش می دهد: " گندم برای هر بوشل 12 – 15 دلار، جو هر بوشل 7 -9 دلار و برنج هر پوند 55 سنت... بود. از دیدگاه کالدول این قیمتها حاکی از کمبود آذوقه و قحطی در فصل برداشت محصول ایران است.
کالدول سپس در صدد یافتن علل افزایش قیمت ها بر می آید:
شرح موقعیت دوگانه طبقه فقیر ایران که در میان انبوه محصول دچار گرسنگی بودند به این توضیح نیاز دارد. صرف نظر از ذخایری که قشون خارجی در ایران خریداری کردند، محصول 1917 احتمالا برای تامین آذوقه جمعیت کشور کافی بود، اما به علت نبود دولت مقتدر و در حقیقت به دلیل نبود هیچ دولتی، محصولات محدود گندم و جو را که اقلام اصلی غذای فقراست، انبار و احتکار کردند تا قیمت ها بشدت افزایش یافت.
بهبود اوضاع تهران در بهار 1919
رالف ایچ بادر کنسول آمریکا در گزارش هفتم اکتبر 1918 خود با اشاره به انتصاب لامبرت مولیتور بلژیکی به سمت ناظر مواد غذایی در تهران و حومه می گوید:
به وی اختیار تام داده اند تا به وضعیت غذایی رسیدگی کند. تلاش می شود انبارهای غله دولتی را پر کنند و همین منظور دستور داده اند نیمی از کل گندم وارد شده به تهران را به قیمت فعلی بازار به ناظر مواد غذایی تحویل دهند. تمام ولایات با سرعت تمام گندم خریداری می شود و کشاورزانی که محصول خود را به دولت نمیفروشند، هر ماه 10 درصد گندم خود را غرامت می دهند.

کاهش جمعیت ایران 1914 – 1919
مقایسه جمعیت ایران بین سال های 1914 و 1919 حاکی از آن است که حدود ده میلیون نفر طی این سال ها به علت قحطی و بیماری جان خود را از دست دادند. بر خلاف ادعای برخی نویسندگان قبل از جنگ جهانی اول، که جمعیت ایران را فقط ده میلیون نفر اعلام کرده اند، ادعایی که برخی از نشریات انگلیسی در دهه های 60 تا 70 تکرار کرده اند، جمعیت واقعی ایران دست کم نزدیک به 20 میلیون نفر بوده است. و در سال 1919 این رقم به 11 میلیون رسید. چهارسال طول کشیده بود تا ایران به جمعیت سال 1914 رسید و تا پیش از سال 1956 جمعیت ایران به این رقم نرسید. قحطی سال های 1917 – 1919 به یقین بزرگترین فاجعه تاریخ ایران و شاید فجیع ترین نسل کشی قرن بیستم بوده است.


ایران با وجود اعلام بی طرفی، نیمی از جمعیت خود را بر اثر جنگ جهانی اول از دست داد
جمعیت ایران در سال 1914
برای مقامات آمریکایی مقیم ایران در سال های پیش از جنگ جهانی اول، تلاش زیرکانه روس ها و انگلیس ها برای کم تخمین زدن و اندک جلوه دادن جمعیت ایران کاملا ملموس است. دبلیو مورگان شوستر مدیر کل آمریکایی مالیه ایران در خصوص جمعیت ایران در اوایل قرن بیستم چنین می نویسد:
"درمورد جمعیت ایران به نحو عجیبی آمار نادرست ارائه می دهند: آمار به اصطلاح سرشماری شصت سال پیش ظاهرا پایه ارقام پایینی است که در برخی از کتابها ارائه می شود و خارجیان آن را می پسندند. درست است که پس از آن هیچ سرشماری صورت نگرفته است اما اروپاییانی که با اوضاع آشنا هستند کل جمعیت را بین 13 تا 15 میلیون برآورد می کنند. جمعیت تهران طی چهل سال گذشته از 100 هزار به 350 هزار نفر افزایش یافته است."
از برکت نتایج انتخابات تهران در پاییز 1917 نزدیک به 75 هزار رای در تهران و روستاهای اطراف جمع آوری شد. به گزارش روزنامه ایران دوازده نماینده منتخب بیش از 55 هزار رأی بدست آورده بودند. با در نظر گرفتن آنکه مردان 21 سال به بالا حق رأی داشتند و با در نظر گرفتن متوسط جمعیت برای هر خانواده در حدود شش نفر، جمعیت تهران و حومه در سال 1917 به راحتی می توانست 500 هزار نفر باشد که با اظهارات شوستر هماهنگی دارد. به علاوه برآورد شوستر از جمعیت ایران در حدود سال 1900 بالغ بر 13 تا 15 میلیون، با برآورد جمعیت 20 میلیونی در سال 1914 توسط راسل، همخوانی دارد.
به عنوان مثال کشیش راسل طی گزارشی در خصوص مناسبات ایران و روس به تاریخ 11 مارس 1914 می نویسد: ایران به بزرگی استرالیا، آلمان و فرانسه با جمعیتی در حدود 20 میلیون نفر است. راسل در گزارش مورخ 14 ژوئن 1914 حجم عظیم آراء در انتخابات مجلس ایران را مورد بررسی قرار می دهد و به "اهمیت مبارزه انقلابی 20 میلیون آریایی در ایران اشاره می کند."
در حالی که در سال 1917 جمعیت تهران براساس آراء انتخابات دست کم 400 تا 500 هزار نفر بود، در سال 1924 رابرت دبلیو ایمبری نایب کنسول آمریکا جمعیت تهران را 150 تا 200 هزار نفر برآورد کرد..


بازیابی جمعیت پس از 40 سال

پس از این قحطی چهل سال طول کشید تا ایران به جمعیت 1914 خود بازگردد. چارلز سی هارت سفیر آمریکا جمعیت ایران در سال 1930 را 13 میلیون نفر تخمین زده است. در سرشماری سال 1956 بود که جمعیت ایران به بیش از 20 میلیون نفر رسید.
قحطی در ایران در سالهای 1917 تا 1919 یکی از بزرگترین قحطی های تاریخ بود و بدون تردید بزرگترین فاجعه ای است که ایران به آن مبتلا شد. تنها نکته بسیار روشن در این فاجعه، قربانی شدن ایران "بیطرف" در جنگ جهانی بود. هیچ یک از طرف های متخاصم خواه به صورت نسبی و خواه مطلق، تلفاتی با این وسعت متحمل نشدند. فاجعه ای که منجر به فروپاشی جامعه ایرانی، تثبیت تسلط استعمار بریتانیا بر ایران، تشکیل حکومت های وابسته به بریتانیا و کودتا علیه دولت های منتخب مردمی شد.




هولوکاست افسانه‌ای یهودیان

در حالیکه رسانه های تحت کنترل یهودیان هر روزه به ذکر مصیبت هولوکاست خیالی 6 میلیون یهودی در جنگ جهانی دوم می پردازند، اما هیچ نامی از هولوکاست واقعی 9 میلیون ایران در این رسانه‌های به اصطلاح بی‌طرف چیزی شنیده نمی‌شود. این در حالیست که اسناد متعدد تاریخی صحت وقوع هولوکاست در ایران را تایید می کند ولی حتی یک سند! در تایید افسانه هولوکاست یهودیان تا به امروز از سوی حامیان آن عرضه نشده است! و تمامی محققینی که نقد کوچکی به این موضوع وارد سازند، بلافاصله روانه زندان شده و مورد پیگرد قضایی قرار می‌گیرند؛ گویی مصائب خیالی یهودیان بر مصائب حقیقی دیگر ابنای بشر برتری دارد.
الی ویزل
یهودی دروغ پردازی که برای هر سخنرانی و دروغ پراکنی در مورد هولوکاست چند هزار دلار تقاضا می کند
الی ویزل، دروغ‌پرداز مشهور هولوکاست، جمله جالبی در این خصوص دارد: «هولوکاست راز همه رازهاست.» براستی این جمله چقدر دقیق است؛ در صورتیکه پرده از راز هولوکاست خیالی یهود برداشته شود، هولوکاست واقعی 9 میلیون نفر در ایران آشکار خواهد شد!

بیست سفر پیاده - سال1391

طول راه وریگ داغ وپای لخت.....کی توان حرفی به غیرازعشق گفت

                          سفر 18

             

سفر 18
 
                                                     

ما درره ثامن الحجج می میریم 

از طـوس سراغ کــربلا می گیریم

امروز چو چشمه های ســرخ اشکیم

فردا به رکـاب منقم تکبیریم ...

همه از خداییم

خبر فوت مجتبی برایمان سخت بود، خیلی سخت، آنقدر که برایتان بگویم کسانی که دور آ دور گوشه ای از صفات آن عزیز را شنیده بود غمگین شد و با خانواده آن عزیز هم دردی کرد. جا دارد در این دنیای مجازی از تک تک کسانی که تا روز هفتم ایشان را یاری و ابراز هم دردی نمودند سپاسگذاری کنم و انشاالله دیگر شاهد اینگونه اخبار نباشیم . روحش شاد .

بوی بهار

نرم نرمک

می رسد اینک بهار

خوش به حال روزگار

تپش نبض بهار و شکوفه های فروردین در تلاقی رود و درخت بهانه ای برای مهرورزی و زیبایی است، آنجا که هر نفسی آمیخته با عطر ملکوتی خداوندگار زیبایی و عشق است. بهار، بهانه نیست، حریم دوست داشتن خصایل نیکوی انسانی است.

عید سعید باستانی را پیشاپیش به شما خوانندگان و همشهریان عزیز بافقی تبریک می گویم.

حسن ابراهیمی بسابی

اصول انتخاب رنگ اتاق نشیمن

اتاق نشیمن

 وقتی یک اتاق نشیمن مدرن را طراحی می‌ کنید، طبیعی است اگر بخواهید از رنگ‌های به اصطلاح”‌ درست”‌ و مناسب استفاده کنید تا نمای مورد نظرتان درست همانطور که می‌خواهید و باید، از آب دربیاید. در طراحی مدرن چیزی به اسم رنگ درست و غلط نداریم، بلکه منظور رنگ‌هایی هستند که احساس تازگی و سر زندگی و یا بالعکس احساس کهنگی و نامطلوب بودن به ما و محیط پیرامون القا می‌کنند. نکته دیگری که باید توجه کرد این است که رنگ‌های در افراد مختلف واکنش‌های متفاوتی ایجاد می‌کنند.

برای انتخاب رنگ درست و مناسب اتاق نشیمن تا حدودی با تئوری رنگ ها آشنا شوید، از هنر، مبلمان، اثاثیه و لوازم جانبی مدرنی که می‌پسندید الهام و گاهی کمک بگیرید و تا جایی که ممکن است از چندین رنگ سایه مکمل هم استفاده کنید.

در اینجا به چند ایده برای طراحی یک اتاق نشیمن مدرن اشاره می‌کنیم:

یک رنگ برجسته، یک رنگ مکمل و دو رنگ خنثی هماهنگ کننده را انتخاب کنید. برای آشنایی با رنگ‌های مکمل از یک چارت چرخه رنگ استفاده کنید. همیشه قانون”‌ جذب اضداد در مقابل یکدیگر”‌ را به خاطر داشته باشید که می‌گوید رنگ ها در چرخه رنگ تا زمانی که با یگدیگر در تضاد باشند، می‌توانند همنشینان خوبی هم باشند.

ادامه نوشته

در دفتر امام زمان جزو چه کسانی هستیم


 هفته نامه افق حوزه در شماره جدید خود، گفتارهای مهدوی مرحوم آیت‌الله العظمی بهجت را منتشر کرده است.

 
*هرچند حضرت حجت عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف از ما غایب و از فیض حضور آن حضرت محرومیم؛ ولی اعمال مطابق یا مخالف در دفتر و راه و رسم آن‌حضرت را می‌دانیم؛ و این‌که آیا آن بزرگوار را با اعمال و رفتار خود خشنود، و سلامی «هرچند ضعیف» خدمتش می‌فرستیم؛ و یا آن حضرت را با اعمال ناپسند، ناراضی و ناراحت می‌کنیم!
 
*علایمی حتمیّه و غیرحتمیّه برای ظهور آن‌حضرت ذکر کرده‌اند. ولی اگر خبر دهند فردا ظهور می‌کند، هیچ استبعاد ندارد! لازمه این‌مطلب آن است که در بعضی علایم، بداء صورت می‌گیرد و بعضی دیگر از علایم حتمی هم، مقارن با ظهور آن‌حضرت اتفاق می‌افتد.
 
 * انتظار ظهور و فرج امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف، با اذیّت دوستان آن‌حضرت، سازگار نیست!
 
*چه‌قدر حضرت [امام زمان علیه‌السلام] مهربان است به کسانی که اسمش را می‌برند و صدایش می‌زنند و از او استغاثه می‌کنند؛ از پدر و مادر هم به آنها مهربان‌تر است.
 
* خداوند کام همه شیعیان را با فَرج حضرت غایب عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف شیرین کند! شیرینی‌ها، تفکّهاتِ زائد بر ضرورت است؛ ولی شیرینی ظهور آن حضرت، از اَشدّ ضرورات است.
 
*مهم‌تر از دعا برای تعجیل فرج حضرت مهدی عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف، دعا برای بقای ایمان و ثبات‌ قدم در عقیده و عدم انکار حضرت تا ظهور او می‌باشد.
 
 * افسوس که همه برای برآورده شدن حاجت شخصی خود به مسجد جمکران می‌روند، و نمی‌دانند که خود آن‌حضرت چه التماس دعایی از آن‌ها دارد که برای تعجیل فَرَج او دعا کنند!
 
* امام عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف در هر کجا باشد، آن‌جا خضراء است. قلب مؤمن جزیره خضراء است؛ هرجا باشد، حضرت در آن‌جا پا می‌گذارد.
 
*قلب‌ها از ایمان و نور معرفت خشکیده است. قلب آباد به ایمان و یاد خدا پیدا کنید، تا برای شما امضا کنیم که امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف آن‌جا هست.
 
*اشخاصی را می‌خواهند که تنها برای آن‌حضرت باشند. کسانی منتظر فرج هستند که برای خدا و در راه خدا منتظر آن‌حضرت باشند، نه برای برآوردن حاجات شخصی خود!
 
*به‌طور یقین، دعا در امر تعجیل فرج آن‌حضرت، مؤثّر است، اما نه لقلقه!
 
 *آری، تشنگان را جرعه وصال و شیفتگان جمال را آب حیات و معرفت می‌دهند. آیا ما تشنه معرفت و طالب دیدار هستیم و آن حضرت آب حیات نمی‌دهد، با آن‌که کارش دادرسی به همه است و به مضطرّین عالم رسیدگی می‌کند؟!
 
*ائمه علیهم‌السلام فرموده‌اند: شما خود را اصلاح کنید، ما خودمان به سراغ شما می‌آییم و لازم نیست شما به دنبال ما باشید!
 
* تا رابطه ما با ولی‌امر، امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف قوی نشود، کار ما درست نخواهد شد. و قوّت رابطه ما با ولی‌امر عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف هم در اصلاح نفس است.
 
*چه قدر بگوییم که حضرت صاحب عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف در دل هر شیعه‌ای یک مسجد دارد!
 
 
 * هرکس که برای حاجتی به مکان مقدسی مانند مسجد جمکران می‌رود، باید که اعظم حاجت نزد آن واسطه فیض، یعنی فرجِ خود آن‌حضرت را از خدا بخواهد.
 
*خدا می‌داند در دفتر امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف جزو چه کسانی هستیم! کسی که اعمال بندگان در هر هفته دو روز (دوشنبه و پنجشنبه) به او عرضه می‌شود. همین‌قدر می‌دانیم که آن‌طوری که باید باشیم، نیستیم!
 
*آیا می‌شود رئیس و مولای ما حضرت ولی‌عصر عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف محزون باشد، و ما خوشحال باشیم؟! او در اثر ابتلای دوستان، گریان باشد و ما خندان و خوشحال باشیم و در عین حال، خود را تابع آن حضرت بدانیم؟!
 
*اگر اهل ایمان، پناهگاه حقیقی خود را بشناسند و به آن پناه ببرند، آیا امکان دارد که از آن ناحیه، مورد عنایت واقع نشوند؟!
 
 *با این‌که به ما نه وحی می‌شود نه الهام، به آن واسطه‌ای که به او وحی و الهام می‌شود توجه نمی‌کنیم؛ درحالی‌که در تمام گرفتاری‌ها– اعمّ از معنوی و صوری، دنیوی و اُخروی– می‌توان به آن واسطه فیض؛ حضرت حجّت علیه‌السلام، رجوع کرد.
 
* حضرت غایب عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف دارای بالاترین علوم است؛ و اسم اعظم بیش‌از همه، در نزد خود آن‌حضرت است. با این‌همه، به هرکس که در خواب یا بیداری به حضورش مشرّف شده، فرموده است: برای من دعا کنید!
 
 *راه خلاص از گرفتاری‌ها، منحصر است به دعا‌کردن در خلوات برای فرج ولی‌عصر عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف؛ نه دعای همیشگی و لقلقه زبان...، بلکه دعای با خلوص و صدق نیّت و همراه با توبه.
 
 ما در دریای زندگی در معرض غرق‌شدن هستیم؛ دستگیری ولیّ خدا لازم است تا سالم به مقصد برسیم. باید به ولی‌عصر عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف استغاثه کنیم که مسیر را روشن سازد و ما را تا مقصد، همراه خود ببرد.
 
 دعای تعجیل فرج، دوای دردهای ما است.
 
* با وجود اعتقاد داشتن به رئیسی که عینُ‌الله‌الناظره است، آیا می‌توانیم از نظر الهی فرار کنیم و یا خود را پنهان کنیم؛ و هر کاری را که خواستیم، انجام دهیم؟! چه پاسخی خواهیم داد؟!
 
 
گفتنی است هفته‌نامه افق حوزه با مباحث تنوع خبر،‌ عللی و اجتماعی ویژه طلاب و فضلای حوزه‌های علمیه چهارشنبه‌ها منتشر می‌شود.
 
هفته‌نامه افق‌حوزه در شماره اخیر خود گفتار‌های مهدوی از بهجت عارفان، تاکید مراجع بر ترویج فرهنگ وقف، فقه حکومتی از منظر امام‌خمینی و گزارشی از همایش‌ مهدویت در رسالت حوزه‌های علمیه، گزارش دیدار استاد محمود فرشچیان با آیت‌الله جوادی آملی و... درج کرده است.
 
«رواق شهیدان» که به انعکاس زندگی‌نامه شهدای طلبه اختصاص دارد، آثار ماندگار که به معرفی کتب و میراث علمی شیعه می‌پردازد و بخش فرزانگان و نیز گزارشی از نشست علما و روحانیون مازندران با حضور مدیر حوزه‌های علمیه از دیگر بخش‌های این هفته‌نامه است.

 

صفحه نخست      وب سایت های شهرستان       وبلاگ های شهرستان     فهرست مطالب      موضوعات     تماس با ما

 

 

» چرا دعا های ما مستجب نمی شود
نوشته شده در یکم اسفند 1390 در قصردوستی ( کوشک بافق )

» مطلبی قابل توجه از بافق فردا اگر توجه شود
نوشته شده در یکم اسفند 1390 در در عصر من بافق

» نمونه سوال فیزیک4
نوشته شده در یکم اسفند 1390 در گروه آموزشی فیزیک متوسطه بافق

» دو وبلاگ شخصی جدید از همشهریان بافقی
نوشته شده در یکم اسفند 1390 در در عصر من بافق

» نکته
نوشته شده در یکم اسفند 1390 در شکرآباد روستای من

» اطلاعیه
نوشته شده در سی ام بهمن 1390 در ۩۞۩انجمن وبلاگ نویسان۩۞۩

» همایش فضای مجازی(سایبری)
نوشته شده در سی ام بهمن 1390 در ۩۞۩انجمن وبلاگ نویسان۩۞۩

» چکار کنیم کودک‌ مان زود‌تر زبان باز کند؟!
نوشته شده در سی ام بهمن 1390 در بانوان کویر

» به این میگن شوهرِ مُـطـیـع!!!
نوشته شده در سی ام بهمن 1390 در ۩۞۩انجمن وبلاگ نویسان۩۞۩

» خروس چینی تخم می گذارد (کاریکاتور)
نوشته شده در سی ام بهمن 1390 در ۩۞۩انجمن وبلاگ نویسان۩۞۩

» هشت درمان برای خشکی و ترک لب
نوشته شده در سی ام بهمن 1390 در بانوان کویر

» 5 ادویه ای هندی که می‌توانید هر روز در آشپزی استفاده کنید!
نوشته شده در سی ام بهمن 1390 در بانوان کویر

» میهمانان به اصطلاح فرهنگی نظم و امنیت بافق را به هم زدند
نوشته شده در سی ام بهمن 1390 در ۩۞۩انجمن وبلاگ نویسان۩۞۩

» قابل توجه دانشجویانی که درس آبیای عمومی را اخذ نموده اند
نوشته شده در سی ام بهمن 1390 در طبیعت بافق

» جمع آوری آب در مناطق خشک
نوشته شده در سی ام بهمن 1390 در طبیعت بافق

» داستان کوتاه (کریم)
نوشته شده در سی ام بهمن 1390 در شکرآباد روستای من

» ویرایش داوطلبان کنکور سراسری 91
نوشته شده در سی ام بهمن 1390 در نمایندگی گزینه دو شهرستان بافق

» حوزه های آزمون 19 اسفند 90
نوشته شده در سی ام بهمن 1390 در نمایندگی گزینه دو شهرستان بافق

» نمایشگاه
نوشته شده در سی ام بهمن 1390 در حوزه علمیه الزهرا’بافق

» مسابقه بهترین قلم
نوشته شده در سی ام بهمن 1390 در حوزه علمیه الزهرا’بافق

» نمایشگاه حجاب مهد شکوفه های نور
نوشته شده در بیست و نهم بهمن 1390 در حوزه علمیه الزهرا’بافق

» برگزاری مسابقه کتابخوانی
نوشته شده در بیست و نهم بهمن 1390 در حوزه علمیه الزهرا’بافق

» زیارت امامزاده عبدالله و غبار روبی از گلزار شهدا 8 سال دفاع مقدس
نوشته شده در بیست و نهم بهمن 1390 در حوزه علمیه الزهرا’بافق

» محفل انس با قرآن کریم
نوشته شده در بیست و نهم بهمن 1390 در حوزه علمیه الزهرا’بافق

» درمان های خانگی اسهال، کمردرد، بوی بد بدن
نوشته شده در بیست و نهم بهمن 1390 در ۩۞۩انجمن وبلاگ نویسان۩۞۩

» رابطه بین پیشرفت تحصیلی و IQ
نوشته شده در بیست و نهم بهمن 1390 در ۩۞۩انجمن وبلاگ نویسان۩۞۩

» داستانک : پاسخ پروفسور حسابی
نوشته شده در بیست و نهم بهمن 1390 در ۩۞۩انجمن وبلاگ نویسان۩۞۩

» مادران مضطرب دخترزا مي‌شوند!
نوشته شده در بیست و نهم بهمن 1390 در بانوان کویر

» طرز تهیه ترشی پوست لیمو ترش
نوشته شده در بیست و نهم بهمن 1390 در بانوان کویر

» پرستار بچه باید این جوری باشه
نوشته شده در بیست و نهم بهمن 1390 در بانوان کویر

» داستان حسنک،کبری، پتروس، ریزعلی، کوکب، چوپان دروغگو در قرن 21
نوشته شده در بیست و نهم بهمن 1390 در ۩۞۩انجمن وبلاگ نویسان۩۞۩

» احادیث و سخنان طلایی
نوشته شده در بیست و نهم بهمن 1390 در ۩۞۩انجمن وبلاگ نویسان۩۞۩

» فهرست حذفیات منابع سؤالات آزمون سراسری 91
نوشته شده در بیست و نهم بهمن 1390 در نمایندگی گزینه دو شهرستان بافق

» ثبت نام
نوشته شده در بیست و نهم بهمن 1390 در نمایندگی گزینه دو شهرستان بافق

» مشاهده نتایج آزمون 90/11/28
نوشته شده در بیست و نهم بهمن 1390 در نمایندگی گزینه دو شهرستان بافق

» آیا میدانید؟؟
نوشته شده در بیست و نهم بهمن 1390 در مبارکه بافق

» نمایشگاه عکس
نوشته شده در بیست و نهم بهمن 1390 در آهن شهر

» آموزنده ...
نوشته شده در بیست و نهم بهمن 1390 در شکرآباد روستای من

» هاشم بافقی-پای صندوق رای
نوشته شده در بیست و نهم بهمن 1390 در دیدبان بافق

» مشارکت حداکثری امت اسلامی در انتخابات ، دشمن شکن است !
نوشته شده در بیست و هشتم بهمن 1390 در ... قلم توتم من است

» بازگشت
نوشته شده در بیست و هشتم بهمن 1390 در مبارکه بافق

» تصاویری از زشت ترین دختران هند
نوشته شده در بیست و هشتم بهمن 1390 در بانوان کویر

» يك تكنيك جالب زردچوبه‌اي براي نرمي و شفافيت پوست
نوشته شده در بیست و هشتم بهمن 1390 در بانوان کویر

» آیا شما موهایتان را درست می شوئید؟
نوشته شده در بیست و هشتم بهمن 1390 در بانوان کویر

» ازاضافه وزن تاتناسب اندام زنان
نوشته شده در بیست و هشتم بهمن 1390 در بانوان کویر

ادامه نوشته

اينترنت و جنگ نرم


از همان زمان که دگرگونی های نرم به مرحله اجرا رسید تعاریف گوناگونی از ماهیت آن ارایه گردیده است. اجرای برنامه های حساب شده مسالمت آمیز به منظور تغییر سیستم سیاسی یک کشور و یا ایجاد تغییر و تحول مورد نظر بر حاکمان و مردم در جوامع مدنظر، از تعاریفی است که به شاخصه ها و اهداف اصلی جنگ نرم اشاره دارند.

برای تبیین نقش رسانه ها و به خصوص فضای سایبر و مجازی در جنگ نرم، از منظری متفاوت و البته با بهره گیری از متون و تئوری های موجود، موضوع را مورد کنکاش قرار می دهیم.
اگر ایجاد دگرگونی در جوامع با تکیه بر تغییر دیدگاه ها و نگرش های حاکمان و مردم بحث اصلی جنگ نرم باشد؛ در آن صورت این جنگ، مدلی نوین از فعل و انفعال های این دولت ها برای سلطه، بر کشورهای مختلف را نمایش می دهد.
چرا که سلطه و استیلا با تعاریفی از قدرت، بسط و توسعه یافته که قدرت را توانایی تمرکز، تنظیم و یا هدایت رفتار می دانست.
دقیقا با این تعاریف از قدرت است که قدرت نرم جایگاه ویژه ای در تئوری های سلطه می یابد. قدرتی که تمام توان و ظرفیت خود را متمرکز بر قانع کردن دیگران می سازد تا رفتار آنها را به گونه ای مورد نظر تنظیم و هدایت نماید.
بنابراین رساترین تعریف برای جنگ نرم، هدایت افکار به سمتی است که جوامع به گونه ای بیندیشند که سردمداران سلطه گر می خواهند و از همین نقطه است که عملیات روانی با تکیه بر نقش بی بدیل رسانه ها آغاز می شود. از سوی دیگر در تخصیص و تحدید جنگ نرم ابعاد مختلفی مانند ابعاد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، امنیتی و فرهنگی برای آن مطرح می شود.
رسانه ها می توانند
این ابعاد گرچه به صورت فردی و تنها در اهداف کوتاه مدت و کارکردهای عینی متفاوت اند؛ اما همه آنها در شیوه ها و ابزارها بر نقش رسانه ها و تبلیغات متمرکز هستند. به ویژه بعد فکری و فرهنگی که اساسا شاخصه ی جنگ نرم است، بدون در نظر گرفتن نقش رسانه ها، قابل درک نیست. بنابراین جنگ نرم، جنگ برای سلطه است و سلطه زمانی در دسترس است که سلطه گران بتوانند بر افکار عمومی استیلا یابند و همین امر همکاری رسانه ای را نیاز شدید و اصلی جنگ نرم می سازد.
مولفه ها و شاخصه های منحصر به فرد این درگیری، فقط به کمک و یاری رسانه ها به سرانجام می رسد. همه رسانه ها از جمله دیداری و شنیداری، کتبی و شفاهی به دلیل کارکردهای خاص روانی و تبلیغی در مجموعه ابزارها و شیوه های جنگ نرم کاربرد ویژی ه ای می یابند و چنان که نمی توان از نقش امواج رادیویی و ماهواره ای در دوران جنگ سرد و مراحل ابتدایی جهان تک قطبی غفلت نمود.
ما در این نوشته به خصوص تبیین ظرفیت های فضای مجازی و سایبری در جنگ نرم را دنبال خواهیم کرد؛ گرچه گستره این بحث نیز مستلزم بحث مفصلی است.
برای بحث در چرایی و چگونگی کاربرد روزافزون فضای سایبر در جنگ نرم لازم است به تعریف و تشریح مختصات این محیط پرداخته شود تا از محتوای بحث، الگوی عمل براندازی نرم با مختصات و شرایط خاص فکری و فرهنگی به دست آید.
ابعادی متفاوت
جنگ نرم به دلیل ماهیت خود و عدم نیاز به ابزارهای فیزیکی به دنبال آن است که در مسافت های دورتری از مراکز طراحی کننده به اجرا درآید. جهانی و فرامرزی بودن فضای سایبر امکان های مورد نیاز را به آسانی در اختیار طراحان جنگ نرم قرار می دهد و با فراهم شدن بسترهای فکری-فرهنگی، اهداف مورد نظر، از سوی جریان های درون جامعه هدف دنبال می شود.
میسر بودن ارتباط دوطرفه نیز ابزارهای عملیاتی را در خدمت طراحان و رهبران مراکز مورد نظر درمی آورد و در موقعیت های حساس که امکان حضور و هدایت مستقیم میدانی حوادث از براندازان سلب می شود؛ عناصر حاضر در صحنه نقش رسانه های عملیات را بازی می کنند. "ما همه رسانه ایم؛ شعاری است که دقیقا برگرفته از این الگو در حوادث اخیر مدام طرح می شد."
از سوی دیگر جنگ نرم به عناصر و سربازان میدانی نیاز دارد که از جنس مخاطبان جامعه هدف باشند. این عناصر باید برای خود یک هویت خاص قایل باشند تا بتوانند هدایت روند درگیری را بر عهده گیرند و در شرایط کنونی امکان دسترسی به فضای مجازی به دلیل دراختیار گذاشتن لحظه ای حجم وسیعی از اخبار، اطلاعات و تسهیل ارتباط چنین هویت کاذبی را به راحتی در میان بخشی از صحنه گردانان حوادث ایجاد می نماید.
مباحث مورد نظر نشان دهنده ظرفیت بالا و استثنایی فضای مجازی برای هدایت جنگ نرم است. به ویژه نبود بسیاری از قیود و محدودیت ها که برای سایر اقسام رسانه ای وجود دارد، در محیط مجازی گستره فعالیت در این فضا را برای اهداف و انگیزه های امنیتی و سیاسی افزایش می دهد.
این مجموعه شرایط است که امروزه هوس بهره گیری از این فضا را برای غلبه بر دیگر ملت ها در میان مراکز قدرت جهانی ایجاد می نماید. حوادث چندماه اخیر ایران را باید یک میدان آزمون برای کاربرد فضای مجازی در عملیات روانی و جنگ نرم دانست.
فضای جدید
فضای سایبر، محیط الکترونیکی واقعی است که ارتباط انسانی را به شیوه ای سریع، فراجغرافیایی و با ابزارهای خاص مستقیم و زنده میسر می سازد. به عبارتی، تئوری پیوند (ادغام) مکان در زمان، یا تبدیل جهان جغرافیایی به دهکده جهانی، به صورت واقعی با رشد و گسترش فضای مجازی اتفاق افتاد. این فضا و محیط که بسیاری از ویژگی های دوران فلسفی پساندرن را درخود دارد، موقعیت ها و شاخصه های بالقوه ای است که وجه جداسازی آن با سایر ابزارهای رسانه ای و اطلاع رسانی است.
1-    جهانی و فرامرزی بودن: ویژگی منحصر به فردی که فضای سایبر را از دیگر رسانه ها جدا می سازد، همین برد جهانی است. این جهانی بودن با ارسال گستره امواج ماهواره ای از یک نقطه خاص به سراسر جهان متفاوت است. علاوه بر محدودیت های خاص امواج ماهواره ای در مناطق مختلف و مشکلات فنی و محیطی آن، برنامه های ماهواره ای در یک نقطه مخصوص تولید و سپس انتشار می یابد. در حالی که در محیط مجازی اینترنت، امکان تولید جهانی فراهم است.
2-    ویژگی فوق تصور دیگر در فضای مجازی: امکان ارتباط دوطرفه به صورت سهل و آسان است. به عبارتی در این محیط امکان های خاصی ارتباط سریع و آسان کاربران، سرورها و مدیریت کنندگان را امکان پذیر می سازد این ویژگی نیز در انواع دیگر رسانه ها با محدودیت ها و مشکلات خاصی روبه روست.
3-    جذابیت و تنوع، ویژگی دیگر فضای مجازی است: ضمن اینکه امکان بهره برداری از همه جذابیت های خاص رسانه ای مانند : فیلم، عکس و ...همان طور که ذکر شد مشتری مداری محض در تنوع و جذابیت این محیط تاثیر به سزایی دارد. شاخصه های دیگری نیز این محیط را برای بهره گیری در عرصه جنگ نرم مهیا می نماید.
4-    مخاطب خاص و تاثیرگذار: همین مساله باعث شده که اینترنت و فضای مجازی نوعی مرجعیت فکری-سیاسی را برای کاربران ایجاد نماید. گرچه می توان ادعا کرد این امر در جوامعی با فراگیری کاربران، موضوعیت خود را تا حدودی از دست داده است. اما حداقل در ایران هم چنان به عنوان یک نقش برای فعالین این عرصه تعریف می شود.
5-    مساله دیگر امکان عبور و عدم تقید به بخش مهمی از قوانین و محدودیت های رایج در سایر رسانه ها است: این امر به ویژه در محیط های غیررسمی بیشتر رایج است. به عنوان مثال وبلاگ ها با گستردگی میلیونی خود توانسته اند مخاطبانی فراگیر جذب کنند که به طور معمول مقید به قوانین خاصی نیستند و چه بسا وبلاگی با مخاطبانی به مراتب بیشتر از یک وب سایت و خبرگزاری رسمی، با دستی باز همه خطوط قرمز یک جامعه را زیر پا بگذارد و بتواند از سد فیلترینگ و محدودیت های فنی هم رها شود.
یا می توان به کامنت ها و نظرهای کاربران به عنوان یک بخش جذاب اشاره کرد؛ که می تواند از قواعد رویه های موجود استثناء شود. همه این ویژگی ها، امکان بهره برداری از فضای رسانه ای در عرصه جنگ نرم را آسان می کند.
از آنجا که اقناع مخاطب و موج سواری بر اساس خواست های افکار عمومی در میان جوامع متعارض، مهمترین شیوه پیشبرد جنگ های نرم است. شاخصه های ذکر شده در فضای سایبر، بسترها و ظرفیت های لازم را برای بهره برداری از این محیط در راستای هدف فراهم می سازد.
مشت نمونه خروار
رویکرد مسوولین و دولت های معاند (دشمن) با نظام اسلامی، به شفافیت بحث کمک می کند. به عنوان نمونه، در ایام نزدیک به 16 آذر که قرار بود برخی از مخالفان با حضور در خیابان ها به مقابله و تعارض با نظام بپردازند؛ "نتانیاهو" نخست وزیر رژیم اشغالگر رسما به مقام های آمریکا توصه کرد که از ظرفیت وب سایت های اجتماعی با ارایه اطلاعات خاص برای هدایت آشوب های اخلی استفاده کند.
در مورد دیگری "هیلاری کلینتون" وزیر خارجه آمریکا از تلاش کشورش برای استفاده از ظرفیت فضای مجازی علیه ایران اشاره نمود. اشاراتی از این دست، از اهمیت این حوزه جهت فعالیت رسانه ای برای برخورد با نظام های معارض در ادبیات سیاسی آمریکا، پرده برمی دارد.

 

عاطفه امینی

راه‌اندازی اینترنت ملی، آمریکا را غافلگیر می‌کند


اهمیت امنیت فضای سایبر و دنیای مجازی و حفظ و حراست از اطلاعات ملی و شخصی هموطنان یکی از اهدافی است که باعث شده دولتمردان پروژه‌های شبکه ملی اطلاعات، هاستینگ و دیتاسنتر ملی را کلید زده و آن را در کوتاه‌ترین زمان ممکن عملیاتی کنند.

پایگاه اطلاع رسانی دولت - با انتشار خبر راه‌اندازی شبکه ملی اطلاعات (اینترنت داخلی) در آینده‌ای نزدیک که مهم‌ترین دستاورد آن، ایجاد امنیت و مصون ماندن از حملات اینترنتی عنوان شده، آمریکا را به عنوان قلب و مغز سیستم سایبری جهان به عنوان صاحب و مالک اینترنت بین‌المللی با نگرانی‌هایی مواجه کرده که دستیابی به اهداف خود از طریق جنگ نرم علیه جمهوری اسلامی ایران را بسی دشوارتر از قبل و با هزینه‌های جبران ناپذیرتر خواهد دید.
آنچه مسلم است کشور ما به طور مرتب در معرض حملات اینترنتی قرار دارد که البته تا به امروز ظرفیت خوبی در بحث تامین امنیت و ایمنی برای شبکه‌های داخل کشور فراهم بوده اما با ایجاد شبکه ملی اطلاعات به طور قطع با یک تحول و انقلاب در تامین امنیت فضای مجازی در کشور روبه‌رو خواهیم بود.
دولت آمریکا سیاست‌هایی را برای جمع‌آوری اطلاعات شخصی شهروندان و براندازی حکومت کشورهای مستقل در فضای سایبر در پیش گرفته و با استفاده از رسانه‌‌ها و ابزارهای ارتباطی و الکترونیکی چون اینترنت و موبایل و بازی‌های رایانه‌ای اقداماتی را برای تضعیف کشورهای هدف انجام می‌دهد که به طور قطع تاثیرات عمیقی بر شکل‌دهی افکار عمومی خواهد داشت این در حالی است که اخیرا هم مدعی شده‌اند در حال راه‌اندازی پروژه‌ای تحت عناوینی چون «اینترنت چمدانی»، «اینترنت غیرقابل کشف»، «اینترنت سایه» و «اینترنت نامریی» هستند تا به وسیله آن دست به یک‌سری عملیات روانی در راستای براندازی حکومت‌های کشورهای مخالف خود بزنند.
این ادعایی است که مقامات امنیتی کشورمان آن را تایید و عنوان کرده‌اند که این اقدام آمریکایی‌ها حرکت جدیدی نیست و از سال 88 سرمایه‌گذاری سنگینی در این بخش انجام داده‌اند و بیشتر هدف‌شان جنگ سایبری علیه ایران است. اما تاکنون به دلیل اشراف و تسلط جمهوری اسلامی ایران بر فضای سایبر و پیش‌بینی اقدامات دشمن و طراحی راه‌های مقابله با آن شکست خورده‌اند.
اهمیت امنیت فضای سایبر و دنیای مجازی و حفظ و حراست از اطلاعات ملی و شخصی هموطنان یکی از اهدافی است که باعث شده دولتمردان پروژه‌های شبکه ملی اطلاعات، هاستینگ و دیتاسنتر ملی را کلید زده و آن را در کوتاه‌ترین زمان ممکن عملیاتی کنند اما این موضوع واکنش آمریکایی‌ها را بر انگیخته و تا جایی که چندی پیش کارن کورنبلوه، نماینده آمریکا در سازمان توسعه و همکاری اقتصادی (OECD) و دنیل ویتزنر، معاون فناوری سیاست اینترنتی درکاخ سفید با انتشار مقاله‌ای در واشنگتن پست نسبت به ایجاد اینترنت ملی در ایران واکنش نشان داده و این اقدام ایران را نشانه‌ای دیگر از در خطر بودن منافع آمریکا دانسته‌اند.
بر اساس این گزارش، وزیر ارتباطات با بیان اینکه آمریکا هم از منظر امنیتی اینترنت را یک شبکه امن نمی‌داند و نمی‌تواند امنیت اطلاعات موجود در شبکه‌اش را تامین کند، گفت: چندی پیش مایکل هایدن، رییس اسبق سیا تاکید کرده بود که آمریکا هم نیاز به اینترنت جدیدی دارد و باید اقدامات لازم را در این زمینه انجام دهد.
تقی پور تاکید کرده که در کنار شبکه ملی اطلاعات، اینترنت را به عنوان یک سرویس به همان شکلی که تاکنون وجود داشته است کماکان خواهیم داشت و پهنای باند داخل را به صورت امن و حفاظت شده برای کسب و کار اقتصادی و حریم شخصی خانوارها توسعه خواهیم داد.
وی تلویزیون اینترنتی، ویدیو درخواستی، آموزش از راه دور، دورکاری، سلامت الکترونیکی و تجارت الکترونیکی را از جمله برنامه‌های قابل ارایه برروی شبکه ملی اینترنت عنوان کرد و افزود: شبکه ملی اینترنت یا شبکه اطلاعات ملی بر پایه پروتکل اینترنت طراحی شده و یکی از زیر ساخت‌های اصلی دولت الکترونیکی محسوب می‌شود و پهنای زیاد باند، ارسال تصویر، صوت و حجم زیاد اطلاعات از ویژگی‌های این شبکه است.

دروغ از دیدگاه روان شناسان و روانکاوان



  گاهی حتی بدون اینکه فکر کنیم دروغ می‌گوییم و خودمان نیز نمی‌دانیم که چرا الان و در رابطه با این موضوع دروغ گفتیم . چرا دروغ یکی از عادت های روزمره ی همه‌ی ما شده است .؟؟ آیا برای رسیدن به هدف خاصی دروغ می‌گوییم یا نه ؟ آیا بدون دروغ هم می‌توان زندگی کرد ؟؟


ادامه نوشته

داستان مدیریت

داستان:

شایعه

شایعه عبارت است، از یک گزاره ویژه و گمانی که ملاکهای اطمینان بخش رسیدگی در وجود،
وجود نداشته باشدکه معمولاً به صورت شفاهی از فردی به فرد دیگر انتقال می‌یابد.
به نظر می‌رسد که دو شرط «اهمیت» و «ابهام» در انتقال شایعه، قانون اصلی شایعه را
توضیح دهد. بدین معنا که فرمول حدت و شدت شایعه را می‌توان به این صورت تعریف کرد:
میزان رواج شایعه تقریباً برابر است با حاصلضرب اهمیت در ابهام موضوع مطروحه در آن
شایعه.
در علم ارتباطات، شایعه را گفتمان‌های غیر رسمی و نامعتبر و در نتیجه نهایی اطلاعات
وارسی نشده می‌دانند که در چند مرحله در چارچوب نظام ارتباطی پرورانده شده‌است و از
آنجایی که اطلاعات در هر مرحله دست به دست شده‌است، اغلب تحریفاتی در آنها صورت
می‌گیرد. ممکن است بعد از چندین بار تحریف، محصول نهایی به کلی با آنچه در ابتدای
کار منتقل شده متفاوت باشد. «هنگامی که افراد به شدت مشتاق کسب خبر درباره چیزی
هستند، اما نمی‌توانند اطلاعات موثقی بدست آورند، مستعد پذیرش شایعه‌ها می‌شوند.
این مقدمه را آوردم تا به پدیده ناخوشایند شایعه که مدتی است گریبانگیر شهر ما شده
بپردازم هر چند می دانم  دوست داریم بیشتر حرفهای درِگوشی را رد و بدل کنیم تا
حرفهای مستند و مستدل. شاید هم چون خبرهای حساس به موقع و شفاف در اختیار عموم قرار
نمی گیرد بازار شایعات داغ می شود البته بعضی وقتها شایعات ریشه در برخی واقعیات
دارد و به قول معروف« تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها»- این موضوع همیشه نمی
تواند درست باشد – اما مواردی مثل واگذاریهای غیر اصولی معادن شهر،کارخانه های جوار
معدنی ، گمرک،عزل و نصب مسولین ارشد و ادارت و… که حتی اگر سن شما زیاد هم نباشد
موارد زیادی از آن را در شهر می یابید،اول از یک شایعه شروع و بعد تحقق یافته و
برعکس مسایل مثبت مثل طرح انتقال آب و گاز و … که بعد از مطرح شدن صحبتها و حتی
مصوبات، اجرا شدنش به دارازا کشیده و یا اجرایی نشده از مسایلی است که به مردم حق
می دهد بگویند “حتما یک چیزی هست که می گویند” و این یعنی یک نوع بی اعتمادی نهفته
به مراجع مسول و دست اندرکار که اگر برایش چاره ای اندیشیده نشود به مسئله ای جبران
نشدنی در بحث اطلاع رسانی تبدیل خواهد شد.پس شایسته است علاج واقعه قبل از وقوع کرد
و با شفاف سازی مسایل شهری -که در بافق بیشتر هم حول مسایل حیاتی اقتصادی چرخ می
زند – با آگاهی بخشی اثر گذار، همفکری و ارائه راهکارهای اجرایی را بدنبال آورده و
انگشت حسرت اگر و ای کاشها را در آینده دور یا نزدیک به دندان نگزیم.
محمد علی قاسم زاده                                                                              سایت بافق فردا

سایت بافق فردا

 سایت بافق فردا

سند چشم انداز بافق در دست تدوين است

معاون فرماندار بافق گفت: سند چشم‌انداز بايد بر اساس الگوي اسلامي باشد و توسعه همه جانبه شهرستان از نظر فرهنگي، ديني و مذهبي را در آن لحاظ كنند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، منطقه يزد، عليرضا صمدي در جلسه هماهنگي تدوين سند چشم‌انداز توسعه شهرستان با بيان اينكه سند چشم‌انداز، سند توسعه شهرستان است كه بر اساس اسناد فرادستي همانند طرح آمايش استان، سند چشم انداز20 ساله كشور و برنامه‌هاي توسعه تنظيم مي‌شود از مشاور اين طرح خواست تا با مطالعه دقيق و در نظر گرفتن مسائل كلي شهرستان در بخش‌هاي كشاورزي، صنعت، بازرگاني و ... نسبت به تهيه طرح اقدام كنند.

وي افزود: هر چه اطلاعات و درخواست‌هاي مديران ادارات شهرستان دقيق‌تر و منطقي‌تر باشد سند چشم‌انداز علمي‌تر و اجرايي‌تر خواهد بود.

حسينعلي لازمي، رييس دانشگاه آزاد اسلامي بافق نيز در اين نشست با بيان اين نکته که دانشگاه آزاد اسلامي مجري طرح تدوين سند توسعه شهرستان است، از همه دست اندرکاران خواست در اين زمينه همکاري كنند تا اين سند بسيار مهم به بهترين وجه، به سرانجام برسد.

علوي، مجري طرح سند توسعه شهرستان نيز در اين نشست گزارش مبسوطي از روند شکل‌گيري طرح و موارد لازم را بيان کرد و سپس مسؤولان شهر، نقطه نظرات خويش را براي اصلاح سند چشم انداز شهرستان در سال 1410 ارائه کردند.

انتهاي پيام

"جوشِ دوره" قدیمی‌ترین سبک عزاداری مردم سبزدشت بافق

نسخه چاپيارسال به دوستان
گزارشی توصیفی فارس از مراسم عزاداری سبزدشت بافق؛
"جوشِ دوره" قدیمی‌ترین سبک عزاداری مردم سبزدشت بافق

خبرگزاری فارس: جلوه‌هایی از ارادت و محبت مردم سبزدشت بافق به حضرت اباعبدالله الحسین (ع) در آیینی با عنوان "جوش دوره" به اوج خود می‌رسد و اجرای آن از قدیمی‌ترین سبک‌های عزاداری این منطقه به شمار می‌رود.

خبرگزاری فارس: "جوشِ دوره" قدیمی‌ترین سبک عزاداری مردم سبزدشت بافق

به گزارش خبرگزاری فارس از بافق، از کوچه پس کوچه‌های روستاهای سبزدشت بوی حسین (ع) و یارانش به مشام می‌رسد و باز عاشورایی در راه است که هر مرد و زن و پیر و جوانی را با چشمانی اشکبار و دلی دردمند به مساجد کشانده است.
پیرزنی را خمیده پشت و نذری در دست می‌بینی که با سختی به طرف مسجد می‌رود تا خود را به مجلس عزای حسین (ع) برساند و عهد خود را وفا کرده و در غربت امامش اشک بریزد.
مردان و زنان روستاهای منطقه سبزدشت دوباره لباس‌های مشکی خود را بر تن کرده‌اند و گویی که زمین و زمان مشکی به تن کرده است و مساجد و حسینیه‌ها را جوانان پر شور و عاشورایی از چندی قبل سیاه پوش کرده‌اند و همه برنامه‌ها را برای برگزاری مراسم عزاداری حسین (ع) و یارانش با شور و شوقی عجیب و وصف ناشدنی مهیا کرده‌اند.
هیئت‌های عزاداری سیدالشهدا (ع) بیرق و پرچم خود را بیرون آورده و آماده می‌کنند تا آمدن ماه محرم، ماه خون و قیام ماه شور حسینی و فرا رسیدن تاسوعا و عاشورای حسینی را در کوی و برزن شهر اعلام کنند.
این روزها، جوانان منطقه تا پاسی از شب و در حالی که سرمای هوا در آن ساعات به صفر درجه می‌رسد، در حال آماده سازی وسایل عزاداری هستند و بیرق و علم‌های یا حسین (ع) را در کوچه پس کوچه‌های روستا نصب می کنند.
«اَیا شاهِ بی سَر سلام ٌ علیکم، تو مظلومِ مادر سلامٌ عَلیکم، اَیا کشته حق سلام علیکم، و ... از سلام‌هایی است که هر شب با نوای عزاداران به صورت همخوانی و دسته جمعی در مساجد طنین‌انداز می‌شود.
عزاداری مردم سبزدشت بافق در ایام محرم به طرز باشکوهی با تشکیل هیئت مذهبی و جلسات روضه خوانی در مساجد با برنامه‌های خاصی همچون مدیحه‌سرایی، سینه‌زنی و زنجیر زنی، نخل‌برداری، اجرای تعزیه، قربانی کردن گوسفند، پخش نذورات و ... برگزار می‌شود.
این عزاداری‌ها سابقه‌ای طولانی دارد و همه ساله بر شکوه و جلال آن افزوده شده است و از حدود دهم و پانزدهم ماه ذی‌الحجه مساجد و حسینیه‌ها برای مراسم ماه محرم آماده شده و وسایل عزاداری را دور هم می‌چینند.
یکی از پر سابقه‌ترین سبک‌های عزاداری در منطقه سبزدشت "جوش دوره" است که از قدیمی‌ترین و جذاب‌ترین نوع عزاداری در این منطقه به حساب می‌آید و از قدیم‌الایام در حسینیه‌ها و تکیه‌های قدیمی روستاهای این منطقه با شوق خاصی انجام می‌گرفته است.
قدمت این سبک عزاداری به 150 سال پیش بر می‌گردد و این نوع عزاداری مخصوص روستاهای منطقه سبزدشت بافق و برخی از روستاهای کرمان که در همسایگی هم قرار دارند، است و از سالیان دور تاکنون در این ایام اجرا می‌شود.
معمولاَ تعدادی عزادار در این سبک به صورت چند گروه در کنار هم قرار می‌گیرند و هر شخص با یکی از دستان خود گوشه‌ای از لباس دیگری را گرفته و با دست دیگر خود بر سینه می‌زنند و با هماهنگی با گروه خود به صورت دسته‌جمعی نوحه‌خوانی می‌کنند.
گروه‌های شرکت‌کننده در "جوش دوره" به صورت جدا جدا و آرام پاهای خود را به سبک خاصی و به طور هماهنگ به زمین می‌زنند و همزمان با سینه‌زنی به دور محوری در وسط حسینیه‌ها که معمولاً "کَلَک" نام دارند، می‌چرخند و نوحه‌خوانی می‌کنند.
یک نفر به عنوان "چاووش خوان" همراه با گروه جوش دوره زن، با مرثیه‌سرایی و خواندن شعرهایی در سوز و گداز و شرح حال شهادت سالار شهیدان و یاران باوفایش هماهنگی لازم را ایجاد می‌کند و گروه‌های شرکت‌کننده به ترتیب جواب می‌دهند و دور می‌زنند.
این سبک عزاداری بیشتر در حسینیه‌ها، تکایا و گلزار شهدا برگزار می‌شود و "جوش زن‌ها" معمولاَ در چهار گروه و هر گروه متشکل از پنج، هشت و 10 و ... نفره این مراسم را اجرا می‌کنند.
پیرغلامان اباعبدالله (ع) و افراد مسن‌تر که از تجربه بیشتری در اجرای این سبک برخوردارند، با اجرای آن جلوه‌ای زیبا در عرض ارادت به سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (ع) به نمایش می‌گذارند.
جوانان و نوجوانان که از تجربه کمتری نسبت به پیرمردها برخوردارند، به گونه‌ای برنامه‌ریزی می‌کنند که هر کدام در کنار بزرگتری قرار گیرند تا نظم آن جوش برقرار شود و در حین عزاداری اخلال ایجاد نشود.
"جوشِ دوره زن‌ها" با خواندن تک بیت‌هایی دسته جمعی چون "امروز امامِ ما را ای داد، تشنه کشتند، سلطانِ کربلا را ای داد، تشنهِ کشتند"،  "آفتابِ گرم کربلا، تابیده بر امام ما"، "این عَلَم از کیست کی بی‌صاحب است، این عَلَمَ از ماهِ بنی‌هاشم است" و .... مراتب ارادت و محبت خود را نسبت به حضرت سیدالشهدا (ع) و حضرت ابوالفضل العباس (ع) نشان می‌دهند.
هر یک از گروه‌های شرکت‌کننده در جوش دوره به ترتیب و در حالی که پای خود را با سبک خاصی به زمین می‌زنند و با دست خود به سینه می‌زنند یکی از این تک بیت‌ها را می‌خوانند و به آرامی دور می‌زنند.
این عزاداری در طول دهه اول محرم و در روز و شب چندین بار انجام می‌شود که در روز تاسوعا و عاشورا به اوج خود می‌رسد و در روز تاسوعا با حضور هیئت‌های عزاداری روستاهای همجوار در حسینیه‌ها این جوش با شکوه خاصی انجام می‌شود.
زن‌ها و کودکان نیز با تجمع در کنار عزادارانِ "جوش دوره" و شرکت در نوحه‌خوانی آنان به نحوی خود را در این مراسم سهیم می‌کنند.
در پایان مراسم عزاداری هنگامی که هیئتی قصد ترک مراسم و رفتن به روستای خود را دارد با هم دم گرفته و به اصطلاح خداحافظی می‌کنند و می گویند «ما دعا گفتیم و رفتیم زین سرا، اجر بانی با شهید کربلا» و هیئت میزبان جواب می‌دهند: «سینه‌زنان شاه دین خوش آمدید خوش آمدید» و ....
این سبک عزاداری بیشتر در روستاهای دولت‌آباد، شیطور، موری‌آباد، برکوئیه و باجگان منطقه سبزدشت بافق برگزار می‌شود که به نظر می‌رسد اجرای "جوش دوره" در روستای باجگان از قدمت بیشتری برخوردار است و با سبک خاص و منظم‌تری نسبت به سایر مکان‌ها انجام می‌گیرد.
دهستان سبزدشت در فاصله 85 کیلومتری شهرستان بافق قرار گرفته و بیش از 68 پارچه آبادی را شامل می‌شود.
انتهای پیام/م20

این همه مخاطب ماهواره ازکجا می‌آیند؟


چرا 50 درصد از مردم عادت به دیدن ماهواره دارند؟ آیا این تقصیر رسانه ملی ست یا از خود ما ناشی می شود؟
ماهواره

ماهواره هم مانند سایر رسانه‌های مشابه در کشور ما زودتر از فرهنگ استفاده‌اش رسید و ما هم نتوانستیم فرهنگ استفاده‌اش را فرهنگ سازی کنیم و باز هم اقدامات بازدارنده در راس اقدامات ما برای برخورد با این تکنولوژی رسانه‌ای شد.

همه با این کلمه شنا هستیم "پارازیت". کسانی که موقع دیدن برنامه ماهواره‌ای مورد علاقه خود در دریافت سیگنال مشکل پیدا می‌کنند و ناراحت از اینکه نمی‌توانند ن برنامه را بدون مشکلی تماشا کنند بهتر از هر شخصی معنای پارازیت را می‌فهمند.

پارازیت یعنی نه محکم مسئولین به علاقه شما به ماهواره. پارازیت از جمله مثال‌های بارز برای استفاده از اقدامات بازدارنده است. ایران از جمله کشورهایی است که در برابر ماهواره منفعلانه ترین واکنش‌ها را داشت فقط پارازیت...

ادامه نوشته

تعقیب قضائی فیس‌بوک در آلمان

تعقیب قضائی فیس‌بوک در آلمان


راسخون :  مقامات سازمان حفاظت از داده ها در شهر هامبورگ می گویند پیگیری قضایی پرونده شکایت از فیس بوک را آغاز کرده اند و قصد دارند به علت استفاده از فناوری تشخیص هویت کاربران با استفاده از چهره آنان از این سایت شکایت کنند.
به گزارش راسخون به نقل از آی دی جی،در این شیوه کاربران به جای وارد کردن کلمات عبور ، با شناسایی هویت دیگر کاربران دوست و آشنا و وارد کردن اسامی آنها وارد سایت خواهند شد. فیس بوک برای اجرای این شیوه شناسایی رضایت کاربران خود را جلب نکرده و مقامات آلمانی معتقدند به همین علت حریم شخصی آنان را نقض کرده است.
پیش از این تلاش شده بود از طریق مذاکره با فیس بوک این مشکل برطرف شده و مدیران این شرکت وادار به تجدیدنظر در سیاست های خود شوند، اما اصرار فیس بوک بر اعمال این شیوه در نهایت کار را به دادگاه کشاند. بر اساس قوانین حفاظت از دیتا در آلمان، شرکت ها ملزم به اطلاع رسانی شفاف به کاربران در مورد نحوه استفاده از اطلاعات شخصی انها هستند و فیس بوک با رویه ای که در پیش گرفته این قانون را نقض کرده است.
در صورت محکومیت فیس بوک در دادگاه این شرکت ممکن است به جریمه ای بالغ بر 300 هزار یورو محکوم شود.

شايعه از نگاه روان شناسي


ادامه نوشته

نوع دید دیگران

خلاقيت در آموزش و پرورش
 
همه انسانها از استعداد نوآوري و خلاقيت برخوردارند؛ بنابراين، نبايد آن را فقط در انحصار افراد خاصي فرض کرد. در واقع، جلوگيري از عوامل بازدارنده ظهور خلاقيت، مهمتر از وجود استعداد خلاقيت است، زيرا در صورت آزادسازي ذهن از پيش فرضها و الگوهاي زنجيره اي، در مدت کوتاهي مي توان قدرت خلاقيت و به کارگيري فکرهاي نو را به نحو چشمگيري افزايش داد. امروز شعار«نابودي در انتظار شماست، مگر اينکه خلاق و نوآور باشيد» در پيش روي مديران همه سازمان ها قرار دارد اما مسؤوليت سازمان هاي آموزشي و به خصوص آموزش و پرورش که وظيفه تعليم و تربيت فرزندان و آينده سازان، فراهم آوردن زمينه رشد و پرورش خلاقيت و نوآوري و استفاده صحيح و جهت دار از استعدادها و توانايي هاي افراد را بر عهده دارند که اين خود زمينه ساز توسعه فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي و ... در جامعه است و از سوي ديگر براي پويايي خود نيازمند پرورش و بهره مندي از خلاقيت و نوآوري در سطوح سازماني مي باشند.

تعريف خلاقيت
 

صاحب نظران تعريف هاي متعددي از خلاقيت و نوآوري ارائه داده اند.«استيفن رابينز» خلاقيت را به معناي توانايي ترکيب انديشه ها و نظرات در يک روش منحصر به فرد يا ايجاد پيوستگي بين آنان بيان مي کند. او نواوري را به معناي فرآيند اخذ انديشه خلاق و تبديل آن به محصول، خدمات و روش هاي جديد عمليات مي داند.«رضائيان» خلاقيت را به کارگيري توانايي هاي ذهني براي ايجاد يک فکر يا مفهوم جديد مي داند. نوآوري به کارگيري انديشه اي جديد ناشي از خلاقيت است که مي تواند به صورت يک محصول جديد، خدمات جديد يا راه حل جديد انجام کارها باشد. شايد به جرأت بتوان گفت که جامع ترين تعريف خلاقيت توسط «گيلفورد» دانشمند آمريکايي عرضه شده است. او خلاقيت را با تفکر واگرا که دست يافتن به رهيافت هاي جديد براي مسائل در مقابل تفکر همگرا که دست يافتن به پاسخ است مترادف دانسته است. افرادي که تفکر واگرا دارند در فکر و عمل خود با ديگران تفاوت دارند و از عرف و عادت دور شده روش هاي خلاق و جديد را به کار مي برند. بر عکس، کساني که از اين خصوصيت برخوردار نيستند، تفکر همگرا دارند و در فکر و عمل خود از عرف و عادت پيروي مي کنند. پس، تفکر واگرا يعني دور شدن از يک نقطه مشترک که همان رسم و سنت و عرف اجتماع است و تفکر همگرا يعني نزديک شدن به آن نقطه.
امروزه ثابت شده است که بر خلاف باور بسياري که ابداع و خلاقيت را خصوصيت ذاتي بعضي افراد مي دانند، اين استعداد در نوع بشر به اندازه حافظه عموميت دارد و مي توان آن را با کاربرد اصول و فنون معين و ايجاد طرز تفکرهاي جديد و ايجاد محيطي مناسب پرورش داد.«رابرت اپسين» مي گويد: «من پس از بيست سال تحقيق، بررسي و مطالعه روي اين مساله به اين نتيجه رسيدم که همه انسان ها از قوه خلاقيت برخوردار هستند و استثنايي وجود ندارد.» پس مي توان موهبت خلاقيت را به کار نگرفتن پژمرده نمود و يا انجام فعاليت هايي که بيشترين امکان را براي پرورش خلاقيت ايجاد مي کند آن را توسعه داد. براي رشد استعداد خلاق، سازمان بايد شرايط و جو لازم را فراهم سازد، هر چند که خود فرد نيز در شد اين استعداد نقش اساسي دارد.

جهت گيري خلاقيت در سازمان هاي آموزشي
 

1- در اغلب آموزش هاي سنتي، فراگيران فقط در معرض مطالب و مهارت هاي ارائه شده از طرف معلم يا مدير قرار گرفته و مطابق برنامه از پيش تعيين شده حتي در جزئيات به پيش مي روند. در آموزش خلاقانه، فراگيرنده خود نقش فعال ايفا نموده و مربي يا رهبر به جز در کليات و جهت اصلي آموزش، نقش تعيين کننده اي ندارد.
2- برنامه هاي آموزش و محتواي مطالب حتي الامکان بايد موجب رشد و توسعه تفکر واگرا به جاي تفکر همگرا در فراگيران شود.
3- شناخت علائق و انگيزه عاطفي و غير عاطفي هر يک از فراگيران براي پيشبرد امر آموزشي ضروري است.
4- مباحث و فنون مطرح شده در هر مرحله از آموزش و پرورش فراگيرندگان بايد کاربردي ملموس وعملي در زندگي و کار فرد داشته باشند.
5- اميد به آينده و ايمان و اعتقاد به آنچه پس از تلاش و استمرار نصيب فراگير خواهد شد، بايد در دوره هاي آموزش خلاقيت مورد تاکيد قرار گيرد تا انگيزه بيشتري براي فراگيرنده به وجود آيد.
6- تجسم وضع آينده مساله و مقايسه آن با وضعيت فعلي، کمک مفيدي به يافتن راه حل هاي بديع خواهد نمود.
اولين قدم جهت شکوفاسازي خلاقيت، آن است که شخص بخواهد اين توانايي را به دست آورد و براي به دست آوردن آن، وقت و انرژي صرف کند و از آن مهم تر، وضعيت پذيرنده است که براي پذيرش تغيير آماده باشند. با رعايت اين شرط ها در عمل، خود به خود گام مهمي در جهت خلاق شدن و خلاقانه تفکر کردن برداشته مي شود. پس از اين کار بايد با دانش و فنون تفکر خلاق، خصوصيات، رفتار، و منش افراد خلاق و نوآور آشنا شد و آنها را در متن زندگي به کار برد، بايد خواست و چنان شد که افراد خلاق هستند.
يکي از خصوصيات بارز افراد خلاق، آن است که توانايي«نوع ديگر ديدن» در آنها زنده و فعال است. منظور از«نوع ديگر بدن» اين است که تنهابه يک حالت، به يک تعريف و يک تعبير از رويدادها اکتفا نکرد و ازخود پرسيد که غير از اين، چه تعبير ديگري مي تواند براي اين رويداد خاص وجود داشته باشد. تکنيکي وجود دارد که فرايند اخير را در انسان فعال مي سازد اين تکنيک ساده، پرسيدن يک سؤال از خود، در هنگام مواجهه با مسائل و موضعات است. اين سؤال حرکت دهنده در جهت توسعه نگاه انسان، سؤال«ديگه چي؟» است که موتور تفکر خلاق فرد را روشن مي کند و از اين طريق شخص، خود را وادار مي سازد که به دنبال برداشت ها و تعابير ديگري از موضوع برود و به يک تعبير، بسنده نکند.
هر چه در يک مورد يک موضوع، تعداد تکرار اين سؤال بيشتر باشد، دستاورد آن بيشتر خواهد بود. اين دستاورد، دستيابي به ايده هاي هر چه بيشتر است. البته اين امر، اسبابي دارد که از اصلي ترين آنها، پرهيز از تعجيل براي به پايان رساندن حل مسئله، است. بايد به خود، زمان کافي جهت دستيابي به راه حل هاي هرچه بيشتر را داد، حوصله داشت و تمام توان خود را در اين راستا به کار گرفت.
اصولاً استعداد خلاق در محيط هاي مطلوب، شکوفا و متبلور مي شود. بنابراين، يکي از الزامات و روش هاي مهم براي تبلور خلاقيت، ايجاد فضاي محرک، مستعد و به طور کلي خلاق است. درسازمانهاي آموزشي علاوه بر اين که چنين فضايي بايد براي معلمان و مديران مهيا باشد، معلمان نيز بايد زمينه لازم و فضاي مطلوب را براي دانش آموزان فراهم سازند.
يکي ديگر از شيوه هاي مهم و پرجذبه پرورش خلاقيت ونوآوري، مشورت است. اساسا يکي از نشانه هاي رشد اجتماعي، مشورت است و بدون ترديد افرادي که اهل مشورت هستند، از عقل و فکر بيشتري برخوردار مي باشند. اسلام نيز انسان را به شورا و مشورت ترغيب نموده و پيامبر اسلام نيز از مشورت به عنوان يکي اصل تربيتي استفاده کرده است. در واقع هر قدر مديران در سازمان هاي آموزشي از دانش و تجربه کافي برخوردار باشند، باز هم مشورت با ديگران، افق هاي تازه اي را براي آنها خواهد گشود.

ويژگي هاي افراد خلاق
 

بنابر تحقيقات و بررسي هاي انجام شده توسط صاحب نظران و پژوهشگران، عوامل زير در بروز خلاقيت مؤثر مي باشد:
نداشتن تعصب نسبت به تغيير، علاقه به يادگيري و کنجکاو بودن، علاقه به آزمايش و تجربه دائمي، گرايش به کارهاي پيچيده، توسعه دامنه دانش و آگاهي خود، واقع بيني، اعتماد به نفس بالا، توجه به زمان و وقت شناسي، شجاعت در پذيرش عيوب خود، توانايي تشخيص آنان و قدرت ترک عادت هاي ناپسند، توجه توام با رؤيا و عمل، رک گويي و صراحت بيان، داشتن قدرت جمع بندي مسائل و قضايا و نتيجه گيري، بيان عقيده خود در جلسات، عدم پافشاري در تحميل عقايد خود، شوخ طبعي، ميل به ريسک کردن، پشتکار و تلاش مستمر و داشتن ظرفيت بالا در تحمل ناملايمات.

موانع خلاقيت
 

موانع خلاقيت را مي توان به سه دسته تقسيم کرد: 1- موانع فردي 2- موانع اجتماعي 3- موانع سازماني

موانع فردي خلاقيت
 

نداشتن اعتماد به نفس و ترس از انتقاد و شکست، تمايل به همگوني و عدم تمرکز ذهني از مهم ترين آن مي باشد، به طور کلي موانع فردي خلاقيت شامل موارد ذيل مي باشند:
1- عدم اعتماد به نفس
2- دلسرد شدن
3- تاکيد بر عادت هاي پيشين
4- محافظه کاري
5- وابستگي و جمود فکري
6- عدم تمرکز ذهني
7- عدم استفاده از طرفين مغز
8- مقاوم نبودن
9- کمرويي
10- عدم انعطاف پذيري

تهديدها
 

1- رکود علمي نيروي انساني: منابع انساني که در واقع زير ساخت آموزش و پرورش هستند، متاثر از وقايع و فراز و نشيب هاي اجتماعي و بعضي باورهاي تحميلي از سوي عوامل بيروني، دچار نوعي بي انگيزگي و به دنبال آن رکود علمي گرديده اند که پيامدهاي زيان بار و مخرب آن علاوه بر خود منبع بر روي محصول نيز اثر گذاشته و محصول آينده را صرفاً با ارزش هاي کمي تربيت نموده و کمتر به کيفيت که در اينجا همان خلاقيت و مهارت هاي لازم است، پرداخته مي شود.
2- ديدگاه سنتي مديران و معلمان
3- فضاي نامناسب
4- محتوا محوري
5- ارزش گذاري هاي قالبي و کمي
6- انحراف از مسير ارزش يابي مستمر از اهداف تعريف شده

روش هايي براي ايجاد خلاقيت در آموزش و پرورش
 

1- تدوين و اجراي سياست هاي انگيزشي و تشويقي براي همکاران
2- آموزش نيروي انساني توسط اساتيد مجرب در قالب کارگاه هاي تابستاني
3- طرح موضوعات به صورت کابردي در جلسات شوراي معلمان
4- تشويق معلمان به آزمايش کردن و کاربست روش هاي تازه
5- ايجاد محيط آزاد و روابط صميمانه ميان معلمان و رهبران رسمي مدارس براي کاربست يافته ها و روش هاي نوين.
6- تشخيص ارزش کار و تشويق افرادي که به آزمايش روش هاي نوين مبادرت مي ورزند.

دانش آموزان:
 

1- براي پرسش هاي دانش آموزان بايد اهميت قائل شده و آنان را راهنمايي نمود تا خوب جواب پرسش ها را بيابند. (تقويت روحيه پرسشگري و کنجکاوي)
2- عقايد غيرعادي بايد مورد احترام قرار گيرد و ارزش آن براي کودکان روشن گردد.
3- بايد به کودکان نشان داد که عقايدشان داراي ارزش است و عقايدي است که امکان اجراي آن در کلاس ميسر باشد پذيرفتني است.
4- گاهي اوقات بدون اين که تهديدي از جهت نمره، ارزش يابي و يا انتقاد در کار باشد بايد کودکان را آزاد گذاشت تا کارهايي را که خودشان مي خواهند انجام دهند.
5- هرگز نبايد در مورد رفتار دانش آموزان بدون اين که علل و نتايج آن مشخص شود، قضاوت نمود.
6- تشويق دانش آموزان به داشتن و ارائه انديشه هاي بکر

کتب درسي
 

1- تجديد نظر در تدوين بعضي از کتب درسي با رويکرد کاربردي متون به ويژه در علوم پايه و فصل بندي موضوعي آن
2- تاکيد بر فعاليت ها و مهارت هاي خارج از کلاس و کاربست آموزه هاي علمي در زندگي عادي

نتيجه
 

همه سازمان ها براي بقا نيازمند انديشه هاي نو و نظرات بديع و تازه اند. خلاقيت و نوآوري چنان به هم آميخته اند که ارائه تعريف مستقلي از هر کدام دشور است. خلاقيت، پيدايي و توليد يک انديشه و فکر نو است در حالي که نوآوري عملي ساختن آن انديشه و فکر است.
براي آنکه ايده جديدي خلق شده و توسعه يابد، بايد نيروهاي پيش برنده بر نيروهاي بازدارنده غلبه کنند و شرايط به گونه اي باشد که نيروهاي پيش برنده ما را به سوي نظر و شيوه جديد رهنمون گردد. در زمينه فنون و تکنيک هاي خلاقيت و نوآوري شيوه هاي پيش برنده ما را به سوي نظر و شيوه جديد رهنمون گردد. در زمينه فنون و تکنيک هاي خلاقيت و نوآوري شيوه هاي متنوعي مانند تحرک مغزي، ارتباط اجباري، تجزيه و تحليل مورفولوژيک(ريخت شناسانه)، گردش تخيلي، سؤالات ايده برانگيز تفکر موازي مد نظر بوده که عمده اين روشها در راستاي رفع انسدادهاي ادراکي و پرورش نوآوري نقش تسهيل کنندگي دارند.
شايد يکي از مهمترين عوامل تسهيل و تقويت توان خلاقيت و نوآوري در سازمان، ساختار مناسب و تشکيلات با اهداف مورد نظر است. طبق سازمان، ساختار مناسب و تشکيلات با اهداف مورد نظر است. طبق نظر«برنز» ساختار زيستي يا ارگانيک، ساختار مناسب خلاقيت و نوآوري در سازمان است. عوامل مؤثر در خلاقيت و نوآوري به موارد زير تقسيم شده، اين عوامل عبارتند از:
1- به کارگيري و جذب نيروهاي خلاق و نوآوري در سازمان.
2- امکانات مناسب تحقيقاتي و مالي براي کوشش هاي نوآورانه.
3- آزادي عمل کافي در انجام فعاليت ها و تلاش هاي خلاق، همچنين به کارگيري نتايج حاصل از فعاليت هاي خلاق
4- دادن پاداش مناسب به افراد خلاق.
5- در خاتمه ذکر اين نکته ضروري است که تبادل فرهنگي ميان سازمان ها و در کنار هم قرار دادن افراد محافظه کار وسنتي با افراد نوجود و ايجاد محيطي که در آن اطلاعات و نظرات به سهولت مبادله مي گردند. همه تسهيلاتي است که مجموعه سازماني را که به سوي نوآوري و خلاقيت سوق مي دهد.
5- نيروي انساني موجود(شناسايي نيروهاي داراي ويژگي هاي فرد خلاق و به کارگيري اين افراد در گلوگاه هاي موجود)
6- مجامع تخصصي گروه هاي آموزشي: با توجه به نقش مشورت در پرورش خلاقيت، ورود به اين مجامع و ايجاد فضاي معنوي رشد خلاقيت در همکاران، به کارگيري و اجراي سياست هاي انگيزشي، رقابتي، ترويج روش هاي جديد، تجربه برگزاري کلاس درس خارج از محيط فيزيکي کلاس، ترويج نگراش نو به ارزش يابي مستمر مي تواند مؤثر واقع شود.
7- کميته پژوهش: انتخاب رابطين پژهشي در آموزشگاه ها و هدايت رابطين جهت ترويج ويژگي هاي خلاقيت و شناسايي دانش آموزان فعال و تشکيل گروه کاري دانش آموزي.
8- دانش آموزان: با توجه به بهره هوشي بالاي دانش آموزان ايراني، وجود استعدادهاي درخشان در آنها، اين منبع عظيم منسجم با ايجاد فرصت هاي لازم، محيط و فضاي مطلوب مي تواند تبديل به نيروي فعال کنجکاو و خلاق گردد.
اولياي دانش آموزان: والدين در محيط خانواده اين قابليت را دارند که محيط را جهت تقويت روحيه پرسشگري و کنجکاوي آماده نمايند و خود نيز با طرح پرسش و يا پاسخ منطقي به کنجکاوي فرزندان مسير را هموار نمايند.
منابع:
- عباس، غلامپور، خلاقيت و نوآوري در سازمان هاي آموزشي
- فصلنامه مديريت شماره هاي 23 الي 24
- تبور آگايي فيشاني، خلاقيت ونوآوري در انسان و سازمان ها
- سايت آفتاب
منبع: ماهنامه اطلاعات علمي شماره 366

همایش "زبان نرم" در دانشگاه آزاد بافق برگزار می شود


  به گزارش خبرنگار مهر، حجت الاسلام احمد علیزاده صبح شنبه در نشست هم اندیشی فعالان فرهنگی واحد بافق اظهار داشت: با توجه به اینکه شهرستان بافق در سال جاری همراه با 39 شهر دیگر به عنوان شاخص برای برگزاری طرح امر به معروف و نهی از منکر با استفاده از روش زبان نرم انتخاب شده، قرار است این همایش در روز 16 اسفندماه سال جاری در دانشگاه آزاد واحد بافق برگزار شود.

وی با اشاره به ظرفیتهای فرهنگی بافق یادآور شد: توسعه و توانمندسازی مراکز فرهنگی و فعالان فرهنگی زمینه ایجاد فضایی منطبق با فرهنگ دینی و اسلامی را فراهم می کند.

علیزاده با اشاره به نحوه دلیل نامگذاری این همایش افزود: با توجه به آیه قرآن کریم که خداوند به حضرت موسی فرمود تا برای هدایت فرعون اقدام کند و با او با زبان نرم سخن بگوید و اینکه امر به معروف و نهی از منکر با زبان نرم می تواند کارایی و نتیجه بهتری داشته باشد، این همایش به نام زبان نرم نامگذاری شده است.

دبیر همایش زبان نرم با تاکید بر ضرورت احیای فرهنگ امر به معروف و نهی از منکر بیان داشت: این همایش می تواند در راستای سخنان مقام معظم رهبری مبنی بر جنگ نرم باشد و اینکه تا حدودی می توان جنگ نرم را با استفاده از زبان نرم خنثی کرد.

وی با اشاره به اهمیت بسیار زیاد این فریضه دینی از منظر قرآن کریم تصریح کرد: امر به معروف و نهی از منکر همه آحاد جامعه اعم از دولتمردان و عموم مردم را شامل می شود و همه جامعه موظف به اجرای آن هستند.

علیزاده هدف از برگزاری این همایش را احیای امر به معروف و نهی از منکر در دانشگاه و جامعه و شناخت روشهای تأثیرگذار آن بر افراد عنوان کرد.